گدا (در حال حاضر متنی ندارد)

گرگ، یکی از طایفه‌های سیستان است. نام این طایفه برگرفته از محیط سکونت اولیه آنها، یعنی بیابان گرگ «سیستان» می‌باشد. به گویش سیستانی صحبت می‌کنند و هم اکنون نیز در سیستان زندگی می‌گذرانند.

گرگیچ(در حال حاضر متنی ندارد)

گلوی(در حال حاضر متنی ندارد)

گنجعلی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

این طایفه همانند طایفه‌های تجگی، ارجونی، اوکاتی و نورا، از منطقه لاش و جوین به سیستان مهاجرت کرده‌اند و هم اکنون در شهرستان زابل زندگی می‌کند. مردم این طایفه به گویش زابلی تکلم می‌کنند. و همچنین گنجعلی نام خانوادگی شمار زیادی از مردم روستای اسحق اباد شهرستان نیشابور است که این روستا پیشینه تاریخی زیادی دارد و مردم در آن از زمان‌های دور ساکن بوده‌اند

لکزایی(در حال حاضر متنی ندارد)

ماهککی(در حال حاضر متنی ندارد)

مختاری(در حال حاضر متنی ندارد)

میر، یکی از طوایف سیستان است. قدیمی‌ترین ماخذی که در شناخت ریشه‌ای این طایفه راهنمایی می‌کند کتاب احیاالملوک می‌باشد. براساس مندرجات این کتاب، تاغزون یا تاغرون جایگاه میران و بزرگان سیستان می‌باشد.

در صفحه۳۵۹ کتاب احیاالملوک در باره نفوذ و گستردگی میران چنین اشاره شده است «میران همه خدمت ملک آمدند که ما مهمات سیستان، چنین ساخته ایم که مبلغی به دست خود به ازبک بدهیم و تتمه مال سیستان به هر نوع، به خاطر عالی می‌رسد، چنان فرمایند.» [۱]

میران تاغزون که در تاریخ گاهی از آنان به نام میران پشت زره یا پشت زاوه یاد می‌شود، تنها به لحاظ نیروی ستیزندگی و یا مهارت در جلب حمایت حکام زمان خویش که منصب میری را به آنان پیشکش می نموده است، ملقب به این نام نشده اند، بلکه در شعر وادب نیز از خود تبحر نشان داده اند.

تیره‌های طایفه میر

تیره میران مرادی یا میراحمدی

ایشان میر محمدعلی و میر برخوردار را جد بزرگ خود معرفی می کنند و چنین معتقدند که این دو برادر، در زمان سلطان محمدخدابنده بین سال‌های ۹۸۵ تا۹۹۵ ه.ق به سیستان آمده اند و شامل شاخه‌های زیر می‌باشند.

  • میران ده علی جعفر - بزرگ آنان حاج غلامحسین ابن حسن ابن مرادی ابن اسماعیل ابن میرکاظم می‌باشد.
  • میرا ن کمک ( روستای کمک ) - فرزندان اکبرمردان، نوه دختری میر کاظم می‌باشند.
  • میران ده صفدرمیربیک - فرزندان میربیک بن لشکرخان ابن میرکاظم هستند.
  • میران جزینک، ریشه اصلی این جماعت از میران وابسته به میر غیاث است.
  • میران میر شاهبیک، در حوالی ده میر ونزدیک به بهرام آباد سکونت دارند.
  • میران میرکامران و میر مختار - در ده میر ساکن هستند.
  • میران ده‌فتح‌الله، از اعقاب فتح ا.. ابن حسین هستند که به اتفاق دو برادر خود به نام‌های اسدا.. و عباس، درافضل آباد و بالاخره در ده فتح ا.. زندگی می کرده است.
  • میران شیطو (حیدرآباد) -بعد از اینکه مرکز اصلی میران به ویرانی گرائید، به این منطقه کوچ کردند.
  • میرا ن بنجار - بادار محمود، جد بزرگ میران این منطقه را آباد کرده وبرای سکونت خویش برگزیده است.

تیره میران میرعنایت

دو برادر به نام‌های میر محمود و میر محسن بعد از این که به چخانسور و خاشرود رفتند، فرزندانشان مجدداً به سیستان آمده و روستای بولائی و رندعنایت و بعد از آن ده حاجوک وامیرآباد را ساخته و تیره میر عنایت را تشکیل دادند.

تیره میران میر عبدا..

ملک بخت افزون ابن ملک اردشیر از روستای نوفرست نهارجان، از توابع قهستان به سیستان آمده و دختری از سیستان را به همسری برگزید. ثمره این ازدواج، پسری به نام عبدا.. بود که فرزندان او، تیره میر عبدا.. را به وجود آوردند.

تیره میران سهراب یا میر سرخاب

جد بزگ آن‌ها میر سهراب در سرحد بلوچستان سکونت داشت و فرزندان وی تیره میر سهراب را تشکیل دادند.

تیره میران کلانتر

کلانتری‌های سیستان از نظر ریشه ای، اصالتا خود را عرب می‌دانند و به نوادگان سنان ابن انس مشهورند.

تیره میران خزاعی

این تیره معتقدندکه به هنگام شکست طاهریان در خراسان، جمعی از اعراب خزاعی وابسته که مذهب شیعه داشتند متواری شده و قصد مهاجرت به افغانستان وارد سیستان شده و در آنجا ماندگار شدند

میرشکار

 از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان ایران است.

طایفه میرشکار مردمی پر هیبت و تند گفتارند. گفته می‌شود که نام اصلی طایفه موشکار بوده و از زمان کدخدا علی اکبر میرشکار مشهور شده‌اند. از لحاظ لغوی موشکار به کسی گفته می‌شود که وظیفهٔ حفاظت و نگهبانی را از زمان خرمن تا مرحله کوبیدن و برداشت و تقسیم غله عهده‌دار می‌باشد.

در زمان سردار پردل خان سرابندی که رقابت پنهان و آشکاری با خاندان اسدالله علم داشت میرشکارها روابط خادمانه‌ای با پردل خان برقرار ساخته و حمایت از دشمن خونی خودی را بر دوستی بیگانه ترجیح دادند.

سکونت

نظر به محل اقامت اولیه طایفه میرشکار در سیستان در منطقه شیب آب و در حوزه قدرت سران طایفه سرابندی اسکان داشته‌اند. به علت نزدیکی جوار طایفه میرشکار با سواحل دریاچه هامون و منطقه شکار ملوک زادگان کیانی و سردار زادگان سرابندی ممکن است این طایفه میران شکار واقعی این طبقات مرفه بوده باشند.

شغل

شغل و حرفه اصلی اکثریت قریب به اتفاق اجداد این طایفه گاوداری بوده و ضمن حرفه گاوداری آنان توانسته‌اند مردان سوارکار و رزمنده فراوانی تحویل زورمداران زمان خویش دهند.

نهتانی(در حال حاضر متنی ندارد)

نورا، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

این طایفه از سیستانی‌های اصیل منطقه سیستان می‌باشند و هم اکنون در سیستان زندگی می‌کنند. مردم این طایفه به گویش زابلی تکلم می‌کنند

طایفه نوری، این طایفه خود را از مهاجرین غیر بومی بر می‌شمارند واعتقاد بر این دارند که جد نهم شان به نام حسن از منطقه نور تهران به سیستان آمده‌است. نام طايفه نوري احتمالا از نام نوراباد مركز شهرستان ممسني گرفته شده است.طايفه نوري از بازماندگان 9 هزار نفر خانوار ممسني در استان فارس بوده اند كه به دليل حمايت از شورش محمدخان بلوچ ممسني در جنگ با نادرشاه كه در ممسني فارس رخ داد، به شمال ايران تبعيد شدند و از آنجا به سيستان رفتند و به ساير طوايف سيستاني ممسني تبار پيوستند.

حسن که برخی از وی به نام محمدحسن «ممسن» یاد می‌کنند، در هنگام ورود به سیستان دارای چهار پسر و سه دختر بوده و بصورت دامدار در منطقه کودهای بین دشتک وشهرک وارد شدند. و زمانی که زاد و ولدآنان فزونی گرفت، از آنجا به نواحی دیگر سیستان پراکنده شدند. محل پراکندگی جمعیتی، در ابتدا مناطق پشت دشت ورمال تا حدود ده سنچولی و مجاور قریه دادی و شیب آب بوده‌است. تبحرشان در امر کشاورزی موجب شد تا گروهی از آنان به موازات دامداری به قریه رنجمال و ابراهیم آباد میان کنگی کوچ نمایند.

تیره‌های طایفه نوری

تیره تاج محمد - در کرباسک زابل سکونت دارند

  • تیره امام دادحسن - نوری‌های گوری زابل و شهرستان سرخس
  • هراتی، یکی از طایفه‌های سیستان است.

    پیشینه

  • یک اتفاق مهم که در دوره اواخر دوران سلطنت نادر شاه و اوایل سلطنت برادر زاده وی، عادل شاه سبب کوچ عده‌ای از مردم شیعه غوریان هرات به سوی سیستانِ ایران شد که مطلعین طایفه از آن به دو صورت سخن می‌گویند.

    گروه اول معتقدند که اختلاف بین شیعه و سنی، سبب اصلی این جلای وطن بوده است.

    گروه دوم می‌گویند که یکی از سران غوریان هرات، از طایفه هراتی دختر می خواهد تا به حاکم خود پیشکش نماید.این درخواست سبب گردید تا خانواده‌های این طایفه از غوریان بگریزند و به منطقه شاهان گرماب، در ۱۲۰ کیلومتری شهرستان سرخس کوچ کنند.در این اتفاق، مردی به نام محمد با دختران و دوپسر خود یعنی مصطفی ومرتضی، بعد از این که وارد شاهان گرماب سرخس شدند، همچنان تحت تعقیب نیروهای حاکم هرات بودند.در نتیجه محمد با خانواده خود به جنوب تربت حیدریه مهاجرت کرده وسپس به بیرجند وشوسف می‌روند.

    مصطفی در شوسف ازدواج می‌کند و در در همان جا نیز از دنیا می‌رود.و باقی افراد خانواده به سیستان وارد شده و توسط دوست محمد کول در محل سکونت فعلی شان ساکن می‌شوند.


    محل زندگی

  • هراتی‌ها هم اکنون در سیستان، سرخس، نیشابورو تربت حیدریه بصورت پراکنده زندگی می‌کنند.

  •  

  •  

  • باتشکر از م.رضایی

  • پایان