X
تبلیغات
((((((((((رستمستان))))))))))

((((((((((رستمستان))))))))))
 

استان سیستان و بلوچستان
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 27 مرداد1391 توسط پرویزالف

نوشته شده در تاريخ شنبه 31 تیر1391 توسط پرویزالف

حکمت روزه داشتن بگذار / باز هم گفته و شنیده شود

صبرت آموزد و تسلط نفس / و ز تو شیطان تو رمیده شود

هر که صبرش ستون ایمان بود / پشت ‏شیطان از و خمیده شود . . 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 21 تیر1391 توسط پرویزالف

شهر زابل


 

محيط طبيعي :

شهرستان زابل با حدود 317/329 نفر جمعيت در جنوب خاوري ايران و شمال استان سيستان و بلوچستان مساحتي بالغ بر 15197 كيلو متر مربع واقع گرديده از جانب شمال و شمال شرق با استان خراسان جنوبي از در امتداد مرز با كشور افغانستان ، از جنوب با شهرستان زهك و زاهدان ، از غرب با كوير لوت هم مرز مي باشد .زابل داراي چهار بخش شيب آب ،پشت آب ، مركزي و ميان كنگي و چهار شهر محمد آباد ، اديمي ، بنجار و دوست محمد و هم چنين 17 دهستان و حدود 937 روستا مي باشد . اين شهرستان با يك جاده آسفالته به طول 216 كيلو متر به شهرستان زاهدان مركز استان راه دارد وتا تهران 1078 كيلومتر فاصله دارد .

 پيشينه تاريخي :

سيستان سرزمين افسانه ساز كهن ايران خاستگاه اسطوره ها و حماسه ها و دست خوش حوادث گوناگوني در طول تاريخ  ايران زمين بوده است . يازدهمين سرزميني است كه اهورامزدا بيافريد اين سرزمين باستاني در ادوار مختلف داراي اسامي گوناگون از جمله : سيوستان، سكستان ، سيستن ، ماساژت ، آريا پليس ، درانگيانا ، زرنگ ، زرنج ، نيمروز يا نصف النهار ،زاول ، زابل و دهها نام ديگر بوده است .

با اتصال خشكيهاي اطراف قريه حسين آباد و ناصرآباد روستا بزرگي تشكيل گرديد كه بعد از تاسيس پادگان ارتش به اهمييت آن افزوده شد و سرانجام در سال 1307 ش. شهرستان زابل شكل گرفت . در اواخر عهد كالكولتيك يعني بين 4000_ 3200 قبل از ميلاد در بخش جنوب شرق ايران در سايه لطف رود خانه هيرمند و شرايط مناسب آب و هوايي آن در منتهي اليه اين رود خانه بستر اوليه تمدن عظيم سيستان در شهر سوخته شكل گرفت و بعد ها طي دوره هاي مختلف رخ دادهاي متعددي تا به امروز بر اين منطقه حكم فرما بوده است . مورخين بناي سيستان  را به دست گرشاسپ در 4000 سال قبل از اسلام مي دانند پس از وي سيستان خاك جهان پهلوانان شاهنامه بوده است از خاندانهاي مهم باستاني حاكم بر سيستان (كيو مرث ، هوشنگ ، طهمورث ، جمشيد ) و كيانيان ( كيقباد ، كيكاووس ، كيخسرو ) البته قبل از مادها بودند كه مدت حكومت پادشاهان كياني 718 سال بوده است . _ زرنگ يا سيستان در هخامنشي (505_ 330 پ.م ) از پارت جدا شد و ساتراپ جدا گانه اي را نشكيل داد  كه پايگاه مركزي و مذهبي منطقه بود . و در كتيبه هاي كورش و داريوش كبير از آن به عنوان زارنگيانا نام برده شده است . در سال 23 (ه ق ) مسلمانان وارد سيستان شده اند و سيستانيان چنان كه حقانيت دين مبين اسلام را در يافتند با نامه و پيام امام حسن (ع) به لسلام روي آوردند . در محرم سال (247ه ق) يقوب ليث صفاري نخستين دولت  مستقل ايراني را پس از اسلام پايه گذاري كرد وي خدمات فراواني به فرهنگ ايران زمين كرد . در 19 بهمن 1330 قيام خونين مردم سيستان برعليه حكومت خود باخته پهلوي و خاندان علم اتفاق افتاد كه طي آن پرچم انگليس را به آتش كشيدند  . در سال 1357 همزمان با ساير نقاط دوران رشادت هاي مردم و پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي بود و بعد از آن انقلاب نيز پاك انديشان سيستاني با حضور در جبهه ها و در صحنه هاي مختلف هم پا و هم آواي برادران و خواهران خود آباداني و مرز داري از اين آب و خاك كوشا هستند .

آب و هوا :

 آب و هواي زابل از نوع بياباني و گرم و خشك با حداقل دما در دي ماه 7 درجه و حد اكثر دما در تير ماه 45 دجه بالاي صفر گزارش شده است .

بادهاي سيستان

 جريان باد در سيستان در كليه فصول بر قرار است ، باد هاي 120 روزه در سيستان حاصل توده هاي پر فشار غربي است كه در فصل تابستان از جهت شمال شرق به جنوب شرق مي ورزد حد اكثر وزش اين باد در تير ماه به صد كيلو متر در ساعت نيز مي رسد كه در مسير باعث جابجايي ريگ هاي روان مي گردد و طوفان هاي شن ، تپه ماهور و ماسه بادي ها را شكل مي دهد طرح تثبيت شن هاي روان به وسيله مارچ پاشي و ايجاد پوشش گياهي تنها راه جلو گير ي از پيشرفت اين طوفانها در منطقه سيستان است .

از باددر سيستان بهره گيري فراوان مي گردد از جمله خار خانه ها ( كولر هاي طبيعي منازل ) ، يخ دانها ، باد گير ها و آس بادها به طوري كه اين منطقه به عنوان خاست گاه آسباد در دنيا لقب گرفته است .

 

 

ميرا ث معنوي و مردم شناسي :

نژاد

پيش از ورود و استقرار آريايي ها در سيستان  نژادهاي بومي در اين منطقه مي زيسته اند و بعد از آن مردم ساكن در اين منطقه شاخه اي از نژاد آريايي هستند كه بهتر از ساير نقاط زبان و خوصوصيات كلي ايرانيان دوره هخامنشي را حفظ كرده اند . اين قوم نجيب قرنهاست كه در اين خاك مقدس زندگي نموده اند و در واقع نژاد آريا تكامل خود را در دشت سيستان طي نموده است . اقوام سيستاني و زابلي بخش اعظم طوايف سيستان را تشكيل مي دهند ، با توجه به سير مدنيت در اين منطقه و دلايل متعدد ديگر در دوره هاي مختلف از طوايف شيرازي ، عرب ، بلوچ، قايني ، افغان و هندي به سيستان مهاجرت نموده اند .

 زبان و گويش

 محققين گويش مردم سيستان را يكي از چهار زبان متروك پارسي عهد باستان ياد كرده اند لهجه سيستاني به زاولي معروف است از بهترين نمونه هاي باز مانده گويش سيستاني سرود آتشكده كركويه سيستان است . در سال ( 254 ه ق ) يعقوب ليث صفاري دولت مستقل ايران را بعد از اعراب در سيستان بنياد نهاد وي زبان پارسي دري را زبان رسمي ايران نمود كه كه تا كنون رسميت دارد .

 خط

 كاوش باستان شناسي در شهر سوخته سيستان روشن نمود كه هنگام شكوفايي اين فرهنگ در (3200 ق. م) خط نگار گري در سيستان رواج داشته است از جمله گل نگاره ذوزنقه اي شكلي است كه از دوران ايلامي در لايه دهم شهر سوخته پيدا شده است در دوره هخامنشي خط رايج در منطقه ميخي بود خط اوستايي نيز در بعضي از سكه هاي آن زمان ديده شده است پس از اسلام خط معلقي ابراهيم سجستاني ابداع نمود بعد از شهرياري يعقوب ليث ، زبان و كتاب رايج را در سيستان پارسي دري و پهلوي بود.

 فرهنگ عامه

 تمدني كه اكنون در سيستان شاهد آن هستيم ره اورد مشعلي تابناك است كه در طي هزاران سال سينه به سينه  از نسلي به نسلي ديگر رسيده است و شامل فرهنگي اصيل در قسمت هاي مختلف زندگي و فولكور منطقه ميباشد .

 

آيين و مراسم ها

 در سيستان آيين ها بر گرفته از اقليم و طبيعت منطقه ،اعتقادات و طبقات اجتماعي مردم است و به مناسبت هاي مختلف انجام مي شود از جمله

_ آيين ها در موقع كار ( مراسم محشر ) آيين كهن لاي روبي بستر رود خانه هير مند است كه حكي از يك نوع تعون و همبستگي منطقه اي و تبلور عيني اتحاد در  حل معضلات است كه هنوز هم در منطقه انجام مي گردد . ( مراسم جشن گندم ) جشن و پايكوبي به مناسبت برداشت گندم وشكر گزاري از درگاه ايزد منان است كه با رقص و پايكوبي خاص سيستاني براي هر تازه واردي بسيار جذاب مي باشد .

آيين هاي مذهبي ( عيد فطر ، عيد غدير ،عيد قربان و مبعث پيامبر _ تولد امام علي (ع) و مراسم آييني نيمه شعبان كه مردم در اين روز به زيارت اهل قبور رفته و يك نوع شيريني محلي به نام چلبك درست مي كنند مراسم سحر خواني و رمضان خواني در شب هاي ماه مبارك رمضان و مراسم عزاداري در ماه محرم با اجراي تهذيه و سوگواري .

آيين هاي ملي ( نوروز و جشن سيزده بدر مردم به زيارت كوه خواجه و ساير زيارت ها مي روند جشن مي گيرند و شادي مي كنند مراسم و آيين هاي بسيار زيبايي نيز در هنگام تولد ، ازدواج اجرا مي گردد .

 

 ادبيات شفاهي

 ضرب المثل ها ، چيستان ، افسانه هاي كهن سيستاني ،داستان هاي حماسي و اشعار محلي است كه ريشه در اعتقادات و باور هاي سنتي و اصيل مردم  دارد .

 

 موسيقي سنتي

 موسيقي بر گرفته از حكمت معنوي و مولود فرهنگ اصيل اين ديار است وداراي قدمتي كهن است در موسيقي سازي ، انواع ساز هاي محلي از جمله قيچك ، ني ، دايره ، سرنا و ساز و دهل استفادهمي گردد كه توسط هنرمندان بومي در خود منطقه ساخته مي شود و در كنار موسيقي آوازي و مقامي كه بر گرفته از احساسات و فولكور مردم است و در رديف ها و آواها به صورت دو بيتي ها ( سيتكها ) رباعي ها ، لالايي ها  و به مناسبت هاي مختلف اجرا مي گردد . رقص شمشير از نمونه هاي شاخص موسيقي سازي و آوازي در منطقه است كه ضمن داشتن شهرت جهاني باشور و اشتياق خاصي در جشن ها و مراسم آييني  اين ديار برگزار مي گردد .

 

 بازي ها و ورزش هاي محلي

 كشتي كچ گردان kach  خاستگاه ديرينه اي در سيستان دارد و بسياري از فنون آن اكنون در كشتي آزاد كه ورزش ملي ايران است اجرا مي گردد . كودي kavade  از بازي هاي محلي و اصيل سيستاني است هم اكنون به عنوان ورزش بومي و رسمي شهرت بين المللي يافته و در بيشتر مسابقات اجرا مي گردد .

خسو khoso شنا _ چوك بازي _ چوب بازي و رقص شمشير مناسك آييني كه از قدمت و اعتبار ويژه اي در سيستان برخوردار است و در بيشتر جشن ها برگزار مي گردد .

 پزشكي سنتي

 اولين جراحي جمجمه كه با موفقيت در شهر سوخته 6000 سال قبل انجام شده است قدمت پزشكي سنتي را در سيستان نشان مي دهد رستم زاد يا اولين سزارين و اولين بيهوشي براي جراحي به نقل از شاهنامه در سيستان اتفاق افتاده است  .  شكسته بندي و حجامت قدمت ديرينه اي در اين منطقه دارد و استفاده از گياهان دارويي در سيستان مرسوم است .

 معماري  

يكي از جاذبه هاي سيستان معماري و بهره گيري مثبت از فرآيند چرخه طبيعت در ساخت مساكن است كه به بهترين شكل در زندگي مردم نمود دارد .

 

 

 ميراث فرهنگي و جاذبه هاي تاريخي

    سيستان را بهشت باستان شناسان لقب داده اند ، تا كنون محققين داخلي و خارجي بسياري در اين ديار كنكاش كرده اند كارشناسان استان توانسته اند تا كنون حدود 500 اثر باستاني از دوره هاي مختلف تاريخي را در اين منطقه شناسايي و تعداد 379 اثر را در فهرست ملي به ثبت برسانند  آثار شهر سوخته ، كوه خواجه و دهانه غلامان براي ثبت در فهرست جهاني پيشنهاد داده شده است ، با عنايت به اينكه در گذشته بخش عمده اي از سيستان بزرگ در خاك افغانستان و كرمان و خراسان قرار داشته در واقع تعداد بسياري از آثار باستاني سيستان در خارج از مرزهاي جغرافيايي فعلي قرار دارد از جمله شاخص ترين اين آثار مي توان به محوطه هاي باستاني ( شهر سوخته_ 3200 ق م ) _ ( محوطه تخت عدالت _ اشكاني ساساني ) .

( شهر قاسم آباد ، بي بي دوست ، خوشداد ، اشكاني و اسللمي ) _ ( شهر  كوه خواجه _ اشكاني ساساني ، اسلامي ) _ ( شهر كندر اوض دار _  اسلامي ) _ ( شهر زرنج _ تاريخي ، محوطه ناد علي ، غزنين ، سرخ دك و سپيد دك ، نيمروز و ....... در سيستان افغاني ) و .........  .

قلعه هاي باستاني آن عبارتند از (قلعه كك كهرزاد  ، ارگ سر سنگ ، قلعه چهل دختر ، قلعه سام دوره اشكاني و ساساني _ قلعه مچي، قلعه رستم ، قلعه تيمور، قلعه كا فران ، قلعه رام رود ، قلعه فتح از دوره اسلامي ، ارگ سه كوهه ، ارگ خان ملك ، ارگ خان ملك ، ارگ مير جمال،  ارگ  كد خدا محمد  كيخا و ...).

 ذوب فلز ،سيستم فاضلاب شهري و اوج تمدن شهر نشيني اولين انميشن و بازي فكري دنيا وقديمي ترين چشم مصنوعي و هزاران ماده فرهنگي  ديگر _ گورستان شهر سوخته با 25 هكتار وسعت و 4000 گور به عنوان يكي از وسيع ترين گورستانها قبل از تاريخ كمك زيادي به پژوهش در روند شكل گيري تمدن حاشيه هير مند و نوع اعتقادات ساكنان آن مي كند به طوري كه مردم آن زمان به زندگي پس از مرگ اعتقاد داشته و اشيا  فراواني را با مرده ها تدفين مي كردند . به گفته دكتر سجادي سرپرستا گروه باستانشناسي شهر سوخته به علم امروز مدت 450 سال طول مي كشد كل شهر شناسايي و بررسي مي گردد لازم به ذكر است وجه تسميه شهر سوخته علي رغم چند مورد آتش سوزي رخ داده در آن به دليل تغيير مصب رودخانه هيرمند و خشكسالي هاي ممتد در آن بوده است

 

.

كوه خواجه ( كوه رستم يا كوه شيدا كوه خدا )

 


 

اين كوه به صورت برجستگي بازالتي سياه رنگي در فاصله 30 كيلومتري جنوب غربي شهر زابل با 609 متر ارتفاع در ميان دريا

ه مقدس هامون به طرز شگفت انگيزي خود نمايي مي كند و در سال 1310 با شماره  54 در فهرست ملي به ثبت رسيده است . مجموعه اي از آثار دوره هاي مختلف پارتي اشكاني و اسلامي از جمله : يك بناي وسيع و آتشكده ان ، قلعه هاي خشتي ، راه ها و دالان هاي قديمي ، برج باروها و حصار هاي مختلف چند زيارت گاه قبور سنگي ، كاخ و شهرهاي كوچك و دالان گالري و اثاري به نام هاي كك كهرزاد ، ارگ چهل دختر ، قلعه كافران ، اتاق بي باد ، ارگ سر سنگ ، زيارت خواجه غلطان ، آرام گاه آسيابان ، پير گندم و بريان و .... در ان ديده مي شود شاخص ترين قسمت كوه رستم كه شاه نشين رياست خاندان پر قدرت سورن بوده است كهن دژ يا قلعه رستم و قلعه كافران آن است كه در دامنه شرقي كوه مستقر است اين بنا با معماري زيبا ي خود يكي از بزرگترين بنا هاي خشتي پيش از اسلام است . كه معروف به تخت جمشيدي از خشت و گل مي باشد تزئينات گچبري ، گل برجسته ها و نقاشي هاي ديواري به عنوان يكي از اولين نمونه ها از اين دست نيز در ان به چشم مي خورد .

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 تیر1391 توسط پرویزالف

عكس خبري تكان دهنده



تاریخ : دسامبر ۱۹۸۴
محل : بوپال، هند
عکاس : Pablo Bartholomew / Gamma
توضیح : جسد کودکی که بعد از نشت گاز سمی از یک کارخانه صنعتی فوت کرده. این عکس، نماد حرص و آز جهان صنعتی شد.






تاریخ : ۱۶نوامبر ۱۹۸۵
محل : کلمبیا
عکاس : Frank Fournier / Contact Press Images
توضیح : یک دختر ۱۲ ساله بعد از وقوع آشتشفشان در میان خار و خاشاک به دام افتاده است، بعد از ۶۰ ساعت وی هوشیاری خود را از دست داد و فوت کرد.






تاریخ : سپتامبر ۱۹۸۶
محل : سان.فرانسیسکو، آمریکا
عکاس : Alon Reininger / Contact Press Images
توضیح : ضایعات پوستی یک مبتلا به ایدز. این ضایعات پوستی نشان دهنده کاپوسی سارکوما هستند. در شرایطی که مجلات چندان تمایل نداشتند به اپیدمی ایدز بپردازند، عکاس این عکس با انتشار این عکس، بار دیگر باعث مطرح شدن نام این بیماری در جامعه شد.





تاریخ : ۱۸دسامبر ۱۹۸۷
محل : کره جنوبی
عکاس : Anthony Suau / Black Star
توضیح : تقابل مادری با پلیش ضد شورش بعد از دستگیری پسرش. این عکس در جریان تظاهراتی که برای اعتراض به تقلب در انتخابات برگزار شده بود ، گرفته شد.





تاریخ : دسامبر ۱۹۸۸
محل : شوروی
عکاس : David Turnley / Black Star / Detroit Free Press
توضیح : زلزله ارمنستان






تاریخ : ۴ ژوئن ۱۹۸۹
محل : بیجینگ، چین
عکاس : Charlie Cole / Newsweek
توضیح : یکی از مشهورترین عکس های جهان. مرد تانک.ها یا شورشی ناشناس، لقبی است که رسانه.ها به یک فرد ناشناس چینی داده.اند که در جریان اعتراضات ۱۹۸۹ میدان تیانانمن با ایستادن در جلوی ستونی از تانک.های ضدشورش تی ۵۹ چینی، جلوی پیشروی آنها را گرفت.

عکس او یک روز بعد از سرکوب خشونت.آمیز گردهمایی دانشجویان چینی گرفته شد. این فرد ناشناس که کیسه.های پلاستیک در دست داشت و در حال عبور از خیابان بود یک.باره جلوی صف تانک.ها ایستاد و مانع پیشروی آن.ها شد. با تغییر مسیر تانک.ها او نیز جای خود را عوض کرد و پس از سد راه تانک.ها از تانک اولی بالا رفت و چیزهایی را به سرنشینان آن.ها فریاد زد.

اطلاعات کمی در مورد این مرد در دست است. کمی پس از رویداد، روزنامهٔ ساندی از زردنامه.های بریتانیایی این مرد را یک دانشجوی۱۹ ساله به نام وانگ وِیلین معرفی کرد اما صحت این ادعا اثبات نشده .است. از آن زمان شایعه.های زیادی در مورد این فرد و احوال او سر بر آورده. است ولی برای هیچ.یک مدرک کافی ارائه نشده .است.





تاریخ : ۲۸ژانویه ۱۹۹۰
محل : کوزوو، یوگسلاوی
عکاس : Georges Merillon / Gamma
توضیح : عزاداری برای مردی که در جریان تظاهرات برای اعتراض به لغو خودمختاری کوزوو کشته شده است.





تاریخ : فوریه ۱۹۹۱
محل : عراق
عکاس : David Turnley / Black Star / Detroit Free Press
توضیح : گروهبان آمریکایی به خاطر مرگ یک سرباز در آخرین روز جنگ که ظاهرا بهترین دوستش بوده و اشتباها مورد هدف خودی قرار گرفته است، می.گرید.





تاریخ : نوامبر ۱۹۹۲
محل : باردرا، سومالی
عکاس : James Nachtwey / Magnum Photos
توضیح : مادری فرزندش را آماده خاک.سپاری می.کند. کودک به خاطر قحطی فوت کرده است.






تاریخ : مارس ۱۹۹۳
محل : منطقه فلسطینیان، غزه
عکاس : Larry Towell / Magnum Photos
توضیح : فلسطینیان بچه های خود را با اسلحه پرورش می دهند، تا در مقابل سربازهای اسرائیلی بایستند.





تاریخ : ژوئن ۱۹۹۴
محل : رواندا
عکاس : James Nachtwey / Magnum Photos for Time magazine
توضیح : چهره مردی از قبیله هوتو که از سوی همِ.قبیله.ای.هایش به خاطر ظن به همکاری با قوم توتسی شکنجه شده است.





تاریخ : ۱۹۹۶
محل : کویتو، آنگولا
عکاس : Francesco Zizola / Agenzia Contrasto
توضیح : قربانیان آتش سوزی در کویتو ناشی از جنگ داخلی






تاریخ : ۲۳ ژوئن ۲۰۰۲
محل : قزوین ، ایران
عکاس : Eric Grigorian / Polaris Images, the Armenija
توضیح : پسربچه.ای که پدرش در اثر زلزله مدفون شده. او شلوار پدرش را در دست گرفته.






تاریخ : ۳۱مارس ۲۰۰۳
محل : نجف، عراق
عکاس : Jean-Marc Bouju / AP
توضیح : یک زندانی جنگ عراق، فرزندش را دلداری می.دهد.





تاریخ : ۲۸دسامبر ۲۰۰۴
محل : تامیل.نادو، هند
عکاس : Arko Datta / Reuters
توضیح : زنی در ماتم نزدیکان کشته شده.اش در سونامی




تاریخ : اول آگوست ۲۰۰۵
محل : نیجر
عکاس : Finbarr O'Reilly / Reuters
توضیح : مادر و فرزندش در یک مرکز اورژانس توزیع غذا


اریخ : ۲۳فوریه ۱۹۸۱
محل : مادرید، اسپانیا
عکاس : Manuel Perez Barriopedro / EFE
توضیح : پلیس نظامی، پارلمان اسپانیا را تصرف کرده است. عکاس از بیم توقیف عکس.ها ، نگاتیوها را در کفشش قرار داد.




تاریخ : ۱۸سپتامبر ۱۹۸۲
محل : بیروت، لبنان
عکاس : Robin Moyer / Black Star for Time Magazine
توضیح : کشتار فلسطینی.های اردوگاه آوارگان به وسیله فالانژهای مسیحی. در حالی که سربازان اسرائیلی مشغول تعریف کردن لطیفه برای هم بودند، عکاس این عکس برای ساعت.ها از جسدهای سوخته عکس می.گرفت.




تاریخ : ۳۰اکتبر ۱۹۸۳
محل : شرق ترکیه
عکاس : Mustafa Bozdemir / Hurriyet Gazetesi
توضیح : بعد از یک زلزله، زنی جسد ۵ فرزندش را پیدا کرده است.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 14 تیر1391 توسط پرویزالف

سفر با خودرو شخصی

 

 

سفر

 

تعطیلات که فرا می‌رسد، جنب و جوش دیگری میان مردم دیده می‌شود. بعضی‌ها مسافرت با هواپیما را ترجیح می‌دهند، عده‌ای بلیت قطار رزرو می‌کنند، بعضی‌ها با اتوبوس می‌روند و بعضی‌ها هم دوست دارند با اتومبیل خودشان به سفر بروند. در مسافرت با خودروی شخصی نکاتی وجود دارد که باید رعایت شود تا ایام تعطیل خاطره خوبی به همراه داشته باشد. آنچه در سفر با خودروی شخصی مهم است، رعایت نکات ایمنی و رسیدن به مقصد با سلامت کامل همه اعضای خانواده است.

 

رانندگی چنان با کارهای روزمره ما عجین شده که گاه به هیچ‌وجه به این موضوع فکر نمی‌کنیم که چطور نکات ایمنی را باید رعایت کنیم. پشت فرمان نشسته‌ایم و فراموش می‌کنیم که جسمی چند کیلویی از آهن را می‌رانیم، آن هم با سرعتی زیاد و تحت شرایط غیرقابل پیش‌بینی. اما چه خوب است پیش از شروع به رانندگی، زمانی که هنوز ماشین یا وسیله نقلیه را روشن نکرده‌اید، از خود دو سوال بپرسید:

 

1) آیا واقعا برای رانندگی آماده و سرحال هستید؟ 2) آیا خودروی شما برای حرکت در جاده آماده است و وسایل و تجهیزات ضروری مانند لاستیک زاپاس، جک، آچار، زنجیر چرخ، روغن و بنزین کافی دارد؟ خوب است بدانید که وسیله معیوب و خراب، سرنشینان خود را به کشتن می دهد. پس همیشه خودروی خود را بررسی کنید تا بدون عیب و نقص باشد. مرتب وضعیت لاستیک‌ها و میزان باد آنها، وضعیت ترمز، آب رادیاتور، روغن کلاچ ترمز و موتور را بررسی کنید. هنگامی که پشت فرمان نشسته‌اید، آینه‌ها را بررسی کنید و اگر تیغه‌های برف‌پاک‌کن کثیف یا شکسته بود، آنها را درست کنید. شیشه‌های ماشین به خصوص شیشه عقب را به طور کامل تمیز کنید تا دید کافی داشته باشید. مخزن آب را پر کنید. بخاری یا کولر ماشین را بررسی کنید. لاستیک اضافی داشته باشید و از سالم بودن آن اطمینان حاصل کنید. پیش از اینکه موتور خودرو را روشن کنید، در صورت لزوم عینک آفتابی بزنید و کمربند ایمنی را ببندید. از مسافر کناری خود و تا حد امکان از سرنشینان دیگر ماشین هم بخواهید کمربند ایمنی خود را ببندند. از قرار دادن وسایل اضافی مانند بالش یا کیف در قسمت پشت صندلی‌های عقب که مانع دید راننده می‌شود، خودداری کنید. خستگی و خواب آلودگی در حین رانندگی، عامل اصلی 30 درصد تصادفات در آزادراه ها و 20 درصد تصادفات جاده ای است.

 

بیداری شبانه و کاهش هشیاری عامل بسیار خطرناکی در بروز تصادفات مرگبار است که متأسفانه اغلب افراد بخصوص رانندگان آن را دست کم می گیرند. برای کاهش هر چه بیشتر خطر تصادفات، ضروری است هنگامی حرکت کنیم که به خوبی استراحت کرده و لحظه حرکت را درست انتخاب کرده باشیم.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 14 تیر1391 توسط پرویزالف


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 8 تیر1391 توسط پرویزالف

این تست جالب را انجام دهید
به گفته ی روانشناسان همه ی ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و خود واقعیمون رو با این رنگها نشون می دیم.برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود داره که می تونه بر زندگیش تاثیر بذاره.اینکه شما بدونید برای اسمتون رنگ مخصوصی وجود داره و می تونید راز شخصیتی خودتون رو از لابلای اون پیدا کنید می تونه بسیار جالب باشه؛پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید :
 
 

برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا بشید یه مثال میزنم :

اسم و فامیل خودتون رو روی برگه ی کاغذ بنویسید تا بر اساس حروف و اعداد ذکر شده در بالا

برای هر کودوم،به رنگ مربوطه دست پیدا کنید؛مثال:

مهدی قاسمیان

م4 ه8 د4 ی3 ق8 الف1 س1 م4 ی3 الف1 ن5

حالا اعداد رو با هم جمع می کنیم: 42=4+8+4+3+8+1+1+4+3+1+5

باز دوباره این دو عدد رو با هم جمع میکنیم: 6=2+4

عدد شش مربوط به رنگ نیلی هست.اگه عدد بدست اومده از 9 بیشتر بود،

باز دوباره اون دو عدد رو با هم جمع کنین.

حالا میتونین مشخّصات خودتون رو بخونین...


صورتی

دارای قدرت جسمی بالایی هستید.به خاطر اراده ی بالایی که دارید می توانید رؤیاهایتان را به راحتی به واقعیّت تبدیل کنید.با مسؤلیتها به راحتی کنار می آیید و می توانید دیگران را در حلّ مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر عاطفی فردی قوی و عمیق هستید.صمیمیت بیش از اندازه با دیگران برایتان سخت است.


قرمز

بسیار جاه طلب بوده و گاهی برای رسیدن به اهداف خود ممکن است از دیگران نیز مایه بگذارید. قرمز رنگ حیات و جسارت است.همیشه تلاش دارید که آشکارا به فعّالیت بپردازید و مورد توجّه قرار بگیرید.بسیار خونگرم هستید و به سادگی تحریک می شوید.ممکن است در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچکترین بهانه ای اخمهایتان در هم رفته و به لاک خود فرو بروید.باید سعی کنید که از انرژی فوق العادّه تان در جهت مثبت استفاده کنید. 
زرد

بسیار تیز هوش هستید.شخصیتی بسیار خوش بین و فعّال دارید.هرگز در ابراز آنچه می خواهید بر زبان بیاورید،کم نمی آورید.به خاطر زنده دلی،ابتکار و مستعد بودنتان،در برقراری ارتباطی خوب با دیگران،همیشه دور و برتان پر از دوستان مختلف خواهد بود.با وجودی که روحیه ی بسیار شادی دارید،هرگز احساس رضایت نخواهید کرد؛مگر اینکه شادی هایتان را با دیگران تقسیم کنید.تنها ایرادی که ممکن است داشته باشید قدرت تخیّل و تجسّم بیش از اندازه تان است که گاهی شما را در خود غرق می کند.اگر نتوانید انرژی و توانتان را در مسیر درستی هدایت کنید، در آخر خواهید دید بیشتر کارهایی که با هدفی مشخّص شروع کرده اید،ناتمام مانده اند.



طلایی

در هر چیزی،فقط حدّ بالای آن می تواند رضایت خاطر شما را برآورده کند.از طرف دیگر،رفتار و کلامتان چنان جذّابیتی دارد که به ندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود ولی شیفته تان نشود!دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است.به هر چیزی با خوش بینی زیاد نگاه می کنید.می توانید معلّم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان را به دیگران نیز انتقال دهید. شرایط منفی را می توانید به بهترین موفّقیّت ها تبدیل کنید.



نیلی

زندگی شما بیشتر به زندگی عارفان شباهت دارد.با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید،می توانید توان و شادی فوق العادّه ای به افراد افسرده ببخشید.علاوه بر روحیه و شخصیت نوع دوست و انسان پروری که دارید،از یک حسّ ششم بسیار قوی برخوردارید که از این طریق نیز می توانید به راحتی از مشکلات مردم با خبر شوید.



سبز

برای شما خیلی مهم است که برنامه ی روزانه داشته باشید.نظم و انضباط برای شما اهمّیّت ویژه ای دارد.به ندرت ممکن است زندگیتان آشفته و بی هدف باشد.دیگران اغلب برای گرفتن راهنمایی های جدّی نزد شما می آیند.برای حلّ مشکلات دیگران به شدّت حرص می خورید.تکامل شخصیتی برایتان بسیار حائز اهمّیّت است و برای وسعت بخشیدن به دانش خود هرگز از آموختن دست بر نمی دارید.ترجیح می دهید به جای از شاخه ای به شاخه ی دیگر پریدن،روی هدف ثابتی به فعّالیّت بپردازید. 



بنفش

عاشق کند و کاو و جستجو در عمق هر پدیده هستید و شاید هم به همین دلیل،عشق به علوم ماوراءالطّبیعه در شما به حدّ کافی رشد کرده است.این باعث شده به رشته هایی چون فلسفه روی آورید.هیچ اتبفاقی را به راحتی قبول نمی کنید مگر آنکه خودتان شخصا آن را تجربه کرده باشید.برای حلّ مشکلات نیز راه حل را در درون خود می جویید.عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن با دیگران کمی برایتان مشکل است.



آبی

به احتمال قوی،دیگران شما را شخصی بدون تعارف و غیر تشریفاتی می دانند و شاید هم به همین دلیل برایشان جالب توجّه هستید.آزادی برایتان ارزش زیادی دارد و هرگز نمی توانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم می شود و یا زیر نظر قرار دارید.اگر این همه دنبال تنوبع هستید،به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید و برای همین زندگی با تمام مشکلات و سختی هایش برای شما ارزشی فوق العادّه دارد.



نارنجی

شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید،باعث شده محبوب دیگران باشید.دیگران از بودن با شما لذّت برده و انرزی مثبت می گیرند.سعی می کنید همیشه لیوان را از نیمه ی پر آن ببینید و با بذله گویی خاصّ خود،محیط را برای انجام کاری مثبت فراهم سازید. آماده ی کمک به دیگران هستید.

منبع : روزنه

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 8 تیر1391 توسط پرویزالف

نفوذ رنگ‌ها و تاثیر آنها روی بدن انسان به طرق گوناگون ثابت شده است. پژوهش‌های مختلفی در موردعلل ترجیح یک رنگ به رنگ دیگر، آثار رنگ‌ها بر ذهن آدمی ایجاد شادی یا افسردگی در آنها و تعادل فکری و جسمی، انجام شده است.

دنیای سلامت: دنیای ما پر از انرژی‌های مختلف است که با فرکانس‌های متفاوت رنگ، نور و صدا در اطراف ما وجود دارند. معمولاً جذب رنگ‌هایی می‌شویم که تعادل بیشتری در زندگی ایجاد می‌کنند. استفاده از رنگ برای درمان برخی از بیماری‌ها را رنگ‌درمانی می‌گویند. رنگ‌درمانی روشی جدید نیست و از زمان‌های بسیار قدیم وجود داشته است. نخستین بار مصری‌ها و یونانی‌ها از رنگ‌ها برای درمان استفاده کردند. 

نفوذ رنگ‌ها و تاثیر آنها روی بدن انسان به طرق گوناگون ثابت شده است. پژوهش‌های مختلفی در موردعلل ترجیح یک رنگ به رنگ دیگر، آثار رنگ‌ها بر ذهن آدمی ایجاد شادی یا افسردگی در آنها و تعادل فکری و جسمی، انجام شده است.

محبوب‌ترین رنگ بین عامه مردم، رنگ آبی و بعد از آن رنگ قرمز است. انرژی رنگ‌ها روی تمام سلول‌های زنده تأثیر می‌گذارد. رنگ‌درمانی با هدف ایجاد تعادل و افزایش انرژی فیزیکی انسان‌ها با استفاده از هفت رنگ طیف نوری، به کار گرفته می‌شود. رنگ‌ها در همه جا وجود دارند و ما آنها را نه فقط از طریق چشم‌ها، بلکه از راه پوست و جریان‌های الکترومغناطیسی نیز جذب می‌کنیم. انتخاب رنگ‌ها از سوی افراد نشان می‌دهد که در کجای بدن عدم تعادل رنگ وجود دارد. 


همچنین نشان‌دهنده جنبه‌های عاطفی، جسمی و ذهنی فرد می‌باشد. همه ما برای خود رنگی دلخواه داریم؛ یعنی رنگ خاصی را بیشتر از سایر رنگ‌ها می‌پسندیم و سعی می‌کنیم لباس‌ها و وسایل خود را به آن رنگ انتخاب کنیم. به هر حال رنگ مورد علاقه ما هر چه باشد، نمی‌توان تأثیرات متفاوت آن را بر روحیه، جسم و احساسات نادیده گرفت.

رنگ‌ها معانی مختلفی دارند و تنها نگاه کردن به هر کدام از آنها هورمون‌های خاصی را در بدن ترشح می‌کند که می‌تواند موجب آرامش، انرژی بخشیدن، افزایش خلاقیت، خواب راحت یا کاهش اضطراب و استرس‌هایمان شد. به این ترتیب بود که رنگ‌درمانی به وجود آمد. بدن انسان نور حاصل از طیف‌های رنگی را جذب می‌کند. هر رنگ دارای یک فرکانس، طول موج و انرژی است که با آن ترکیب شده است. رنگ‌هایی که جذب می‌کنیم قادرند روی سیستم عصبی، غدد و خصوصاً ترشح هورمون‌ها و ارگانیسم بدن ما تأثیر بگذارند. 

علامت بیماری نشانه‌ای از کمبود و یا استفاده ناکافی از رنگ و نور در سلول‌ها و ارگان‌های بدن انسان است. در نخستین جلسات رنگ‌درمانی، درمانگر پی به فرکانس رنگ مورد نیاز فرد برده و در مراحل بعدی از آن رنگ برای درمان استفاده می‌کند. اگر هنوز هم در انتخاب رنگ مورد علاقه خود تردید دارید، می‌توانید یک بروشور رنگ را تهیه و با دقت به آن نگاه کنید و رنگ مورد علاقه‌تان را بیابید. 

رنگ‌ها به راحتی روی سیستم عصبی، قدرت بینایی، سیستم گوارشی و کلیه سیستم فیزیکی بدن تأثیر می‌گذارند. رنگ‌ها همانند موسیقی گاهی اوقات خوشایند و گاهی اوقات ناخوشایند هستند. اگر آنها را آگاهانه بشناسیم، تأثیر آنها را بیشتر درک خواهیم کرد.

رنگ لباس‌ها، به‌خصوص لباس‌های زیر، تأثیر بسیار زیادی در درمان دارند. به‌طور کلی رنگ‌های گرم ایجاد جنبش و تکاپو، هیجان و برانگیختگی می‌کنند و رنگ‌های سرد موجب آرامش، سکوت، صلح و آسودگی می‌شوند و برای تسکین دردها، رنگ‌های سردتر مناسب هستند، زیرا التهابات و ناراحتی‌ها و کوفتگی‌ها را کاهش می‌‌دهند. رنگ‌های گرم برای دردهای پراکنده (وقتی که درد اصلی برطرف شده است) مورد استفاده قرار می‌گیرند.

به همین دلیل است که برای کاهش درد همیشه می‌گویند اول از کیسه آب سرد استفاده کنید و بعد از کیسه آب گرم. برای شرایط و ناراحتی‌های روحی، رنگ‌های گرم ایجاد خوشبینی و رنگ‌های سرد موجب آرامش ذهنی و تعمق و اندیشه در آسودگی و سکوت می‌شوند.

رنگ زرد

رنگ زرد تحریک‌کننده سیستم اعصاب و نیروی عضلات است؛ بنابراین به هنگام فلج و نیز در معالجه اگزما مفید است. از آنجائی که این رنگ می‌تواند رسوبات کلسیم تجمع‌یافته در مفاصل را بشکند، برای درمان روماتیسم و آرتریت نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای رفع یبوست، ضعف کیسه صفرا، سوءهاضمه و سردردهای شدید از این رنگ استفاده می‌شود. زرد رنگ جدایی و سردی است؛ پس دقت داشته باشید از آن به اندازه استفاده کنید تا این حس را در خود و افراد پیرامون‌تان ایجاد نکنید.

رنگ بنفش

بنفش را رنگ روحانیت، وقار و  عزت می‌دانند. برای اختلالات روانی، مثل شیزوفرنی و جنون ادواری از این رنگ استفاده می‌شود. این رنگ اثر آرام‌کننده قلب دارد و موجب تصفیه خون نیز می‌شود و می‌تواند سموم بدن را دفع کند. از نظر روحی در کاهش نفرت و خشم و هیجانات افسارگسیخته بسیار موثر است و به‌طور کلی برای بهبود بیماری‌های طحال، ناراحتی‌های مثانه، راشیتیسم، دردهای شدید کمر، سیاتیک، ریزش مو، صرع، ذات‌الریه، سرفه خشک و آسم، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

رنگ سبز

رنگ سبز یکی از رنگ‌های میانه و به همین دلیل رنگ تعادل و توازن است. خاصیت ضدعفونی دارد؛ بنابراین بدن را از سموم پاک می‌کند و باعث ایجاد هماهنگی جسمی، ذهنی و روحی می‌شود. این رنگ فشارخون را کاهش می‌دهد و برای درمان بیخوابی، دردهای شدید کمر و بواسیر مفید است. رنگ سبز هیچ‌گونه اثر منفی روی محیط و سایر افراد ندارد و می‌توانید به‌طور نامحدود از آن استفاده کنید؛ فقط دقت داشته باشید که ایجاد دلزدگی نکند.

رنگ قرمز

قرمز مناسب‌ترین رنگ برای رفع کم‌خونی و کمبود آهن است. اعصاب و خون را تحریک و با اثرات مضر سرما مبارزه می‌کند. از تأثیر نور قرمز، حرارت بدن بالا می‌رود و گردش خون بهتر می‌شود. این رنگ انرژی‌زا است و می‌تواند در درمان زکام، برونشیت، کم‌خونی، روماتیسم، یبوست و مقابله با عفونت‌ها، به کار رود؛ اما افراد عصبی و آنهایی که فشار خون بالایی دارند، نباید از این رنگ زیاد استفاده کنند.

رنگ نارنجی

نارنجی سمبل انرژی است. این رنگ را رنگ ضدخستگی می‌دانند و از آن برای افرادی که دچار افسردگی هستند، استفاده می‌کنند. رنگ نارنجی برای درمان بیماری‌های کلیوی و سنگ صفرا، آسم، برونشیت، پرکاری تیروئید، کمبود ترشح شیر پس از وضع حمل، افتادگی مقعد، ضعف ریوی و برخی بیماری‌های دیگر مناسب است.

رنگ آبی

رنگ آبی برای رفع تنش‌ها، ترس‌ها، تپش قلب و بی‌خوابی به کار می‌رود. همچنین باعث افزایش قدرت دفاعی بدن می‌شود، تأثر مثبتی در جذب و هضم غذا و تقویت خون و سیستم عصبی دارد. از طرفی، آرامش‌دهنده است و برای رفع سردرد نیز موثر می‌باشد.


به‌طور کلی افرادی که با استفاده از رنگ‌ها، برخی بیماری‌ها را درمان می‌کنند، معتقدند که:

بیماری‌های مربوط به مغز با رنگ نیلی

بیماری‌های مربوط به قلب با رنگ بنفش

بیماری‌های مربوط به کلیه با رنگ سرخ

بیماری‌های مربوط به ریه با رنگ بنفش

و بیماری‌های مربوط به غدد درون‌ریز را می‌توان با رنگ نارنجی درمان کرد. روش درمانی از طریق رنگ‌ها با ارتباط آگاهانه با رنگ‌ها صورت می‌گیرد و این ارتباط به میزان درک ما از احساسات قلبی و روحی‌مان بستگی دارد. برای درک رنگ‌ها باید پا به دنیای رنگ‌ها بگذاریم و به آنها به‌طور عمیق بیندیشیم. هنگام ابتلا به یکی از بیماری‌ها، باتوجه به رنگ مورد نیاز برای درمان آن، باید روی آن رنگ خاص توجه و تمرکز بیشتری کرد.

قرمز: آرزوهای بسیار، شور و شوق زندگی، قدرت و اراده بسیار

قهوه‌ای: نیاز به ‌آسایش جسمی و روحی، علاقه‌مند به خانواده

بنفش: شاعرانه و رمانتیک، دوستدار هنر و زیبایی و متکی به دیگران

آبی: نیاز به آرامش و خشنودی خاطر، علاقه‌مند به دوستان و نزدیکان

خاکستری: گوشه‌گیری، عدم فعالیت و بی‌تفاوتی

آبی تیره (سرمه‌ای): عمق کمال و آرامش اعصاب. افرادی که کمی اضافه وزن دارند، به این رنگ بیشتر علاقه‌مند هستند و به‌طور کلی نشانگر خشنودی و کامیابی است.

زرد: امید به حل مشکلات سبز: پشتکار، قدرت اراده، مغرور و با استقامت.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 8 تیر1391 توسط پرویزالف

نفوذ رنگ‌ها و تاثیر آنها روی بدن انسان به طرق گوناگون ثابت شده است. پژوهش‌های مختلفی در موردعلل ترجیح یک رنگ به رنگ دیگر، آثار رنگ‌ها بر ذهن آدمی ایجاد شادی یا افسردگی در آنها و تعادل فکری و جسمی، انجام شده است.

دنیای سلامت: دنیای ما پر از انرژی‌های مختلف است که با فرکانس‌های متفاوت رنگ، نور و صدا در اطراف ما وجود دارند. معمولاً جذب رنگ‌هایی می‌شویم که تعادل بیشتری در زندگی ایجاد می‌کنند. استفاده از رنگ برای درمان برخی از بیماری‌ها را رنگ‌درمانی می‌گویند. رنگ‌درمانی روشی جدید نیست و از زمان‌های بسیار قدیم وجود داشته است. نخستین بار مصری‌ها و یونانی‌ها از رنگ‌ها برای درمان استفاده کردند. 

نفوذ رنگ‌ها و تاثیر آنها روی بدن انسان به طرق گوناگون ثابت شده است. پژوهش‌های مختلفی در موردعلل ترجیح یک رنگ به رنگ دیگر، آثار رنگ‌ها بر ذهن آدمی ایجاد شادی یا افسردگی در آنها و تعادل فکری و جسمی، انجام شده است.

محبوب‌ترین رنگ بین عامه مردم، رنگ آبی و بعد از آن رنگ قرمز است. انرژی رنگ‌ها روی تمام سلول‌های زنده تأثیر می‌گذارد. رنگ‌درمانی با هدف ایجاد تعادل و افزایش انرژی فیزیکی انسان‌ها با استفاده از هفت رنگ طیف نوری، به کار گرفته می‌شود. رنگ‌ها در همه جا وجود دارند و ما آنها را نه فقط از طریق چشم‌ها، بلکه از راه پوست و جریان‌های الکترومغناطیسی نیز جذب می‌کنیم. انتخاب رنگ‌ها از سوی افراد نشان می‌دهد که در کجای بدن عدم تعادل رنگ وجود دارد. 


همچنین نشان‌دهنده جنبه‌های عاطفی، جسمی و ذهنی فرد می‌باشد. همه ما برای خود رنگی دلخواه داریم؛ یعنی رنگ خاصی را بیشتر از سایر رنگ‌ها می‌پسندیم و سعی می‌کنیم لباس‌ها و وسایل خود را به آن رنگ انتخاب کنیم. به هر حال رنگ مورد علاقه ما هر چه باشد، نمی‌توان تأثیرات متفاوت آن را بر روحیه، جسم و احساسات نادیده گرفت.

رنگ‌ها معانی مختلفی دارند و تنها نگاه کردن به هر کدام از آنها هورمون‌های خاصی را در بدن ترشح می‌کند که می‌تواند موجب آرامش، انرژی بخشیدن، افزایش خلاقیت، خواب راحت یا کاهش اضطراب و استرس‌هایمان شد. به این ترتیب بود که رنگ‌درمانی به وجود آمد. بدن انسان نور حاصل از طیف‌های رنگی را جذب می‌کند. هر رنگ دارای یک فرکانس، طول موج و انرژی است که با آن ترکیب شده است. رنگ‌هایی که جذب می‌کنیم قادرند روی سیستم عصبی، غدد و خصوصاً ترشح هورمون‌ها و ارگانیسم بدن ما تأثیر بگذارند. 

علامت بیماری نشانه‌ای از کمبود و یا استفاده ناکافی از رنگ و نور در سلول‌ها و ارگان‌های بدن انسان است. در نخستین جلسات رنگ‌درمانی، درمانگر پی به فرکانس رنگ مورد نیاز فرد برده و در مراحل بعدی از آن رنگ برای درمان استفاده می‌کند. اگر هنوز هم در انتخاب رنگ مورد علاقه خود تردید دارید، می‌توانید یک بروشور رنگ را تهیه و با دقت به آن نگاه کنید و رنگ مورد علاقه‌تان را بیابید. 

رنگ‌ها به راحتی روی سیستم عصبی، قدرت بینایی، سیستم گوارشی و کلیه سیستم فیزیکی بدن تأثیر می‌گذارند. رنگ‌ها همانند موسیقی گاهی اوقات خوشایند و گاهی اوقات ناخوشایند هستند. اگر آنها را آگاهانه بشناسیم، تأثیر آنها را بیشتر درک خواهیم کرد.

رنگ لباس‌ها، به‌خصوص لباس‌های زیر، تأثیر بسیار زیادی در درمان دارند. به‌طور کلی رنگ‌های گرم ایجاد جنبش و تکاپو، هیجان و برانگیختگی می‌کنند و رنگ‌های سرد موجب آرامش، سکوت، صلح و آسودگی می‌شوند و برای تسکین دردها، رنگ‌های سردتر مناسب هستند، زیرا التهابات و ناراحتی‌ها و کوفتگی‌ها را کاهش می‌‌دهند. رنگ‌های گرم برای دردهای پراکنده (وقتی که درد اصلی برطرف شده است) مورد استفاده قرار می‌گیرند.

به همین دلیل است که برای کاهش درد همیشه می‌گویند اول از کیسه آب سرد استفاده کنید و بعد از کیسه آب گرم. برای شرایط و ناراحتی‌های روحی، رنگ‌های گرم ایجاد خوشبینی و رنگ‌های سرد موجب آرامش ذهنی و تعمق و اندیشه در آسودگی و سکوت می‌شوند.

رنگ زرد

رنگ زرد تحریک‌کننده سیستم اعصاب و نیروی عضلات است؛ بنابراین به هنگام فلج و نیز در معالجه اگزما مفید است. از آنجائی که این رنگ می‌تواند رسوبات کلسیم تجمع‌یافته در مفاصل را بشکند، برای درمان روماتیسم و آرتریت نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای رفع یبوست، ضعف کیسه صفرا، سوءهاضمه و سردردهای شدید از این رنگ استفاده می‌شود. زرد رنگ جدایی و سردی است؛ پس دقت داشته باشید از آن به اندازه استفاده کنید تا این حس را در خود و افراد پیرامون‌تان ایجاد نکنید.

رنگ بنفش

بنفش را رنگ روحانیت، وقار و  عزت می‌دانند. برای اختلالات روانی، مثل شیزوفرنی و جنون ادواری از این رنگ استفاده می‌شود. این رنگ اثر آرام‌کننده قلب دارد و موجب تصفیه خون نیز می‌شود و می‌تواند سموم بدن را دفع کند. از نظر روحی در کاهش نفرت و خشم و هیجانات افسارگسیخته بسیار موثر است و به‌طور کلی برای بهبود بیماری‌های طحال، ناراحتی‌های مثانه، راشیتیسم، دردهای شدید کمر، سیاتیک، ریزش مو، صرع، ذات‌الریه، سرفه خشک و آسم، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

رنگ سبز

رنگ سبز یکی از رنگ‌های میانه و به همین دلیل رنگ تعادل و توازن است. خاصیت ضدعفونی دارد؛ بنابراین بدن را از سموم پاک می‌کند و باعث ایجاد هماهنگی جسمی، ذهنی و روحی می‌شود. این رنگ فشارخون را کاهش می‌دهد و برای درمان بیخوابی، دردهای شدید کمر و بواسیر مفید است. رنگ سبز هیچ‌گونه اثر منفی روی محیط و سایر افراد ندارد و می‌توانید به‌طور نامحدود از آن استفاده کنید؛ فقط دقت داشته باشید که ایجاد دلزدگی نکند.

رنگ قرمز

قرمز مناسب‌ترین رنگ برای رفع کم‌خونی و کمبود آهن است. اعصاب و خون را تحریک و با اثرات مضر سرما مبارزه می‌کند. از تأثیر نور قرمز، حرارت بدن بالا می‌رود و گردش خون بهتر می‌شود. این رنگ انرژی‌زا است و می‌تواند در درمان زکام، برونشیت، کم‌خونی، روماتیسم، یبوست و مقابله با عفونت‌ها، به کار رود؛ اما افراد عصبی و آنهایی که فشار خون بالایی دارند، نباید از این رنگ زیاد استفاده کنند.

رنگ نارنجی

نارنجی سمبل انرژی است. این رنگ را رنگ ضدخستگی می‌دانند و از آن برای افرادی که دچار افسردگی هستند، استفاده می‌کنند. رنگ نارنجی برای درمان بیماری‌های کلیوی و سنگ صفرا، آسم، برونشیت، پرکاری تیروئید، کمبود ترشح شیر پس از وضع حمل، افتادگی مقعد، ضعف ریوی و برخی بیماری‌های دیگر مناسب است.

رنگ آبی

رنگ آبی برای رفع تنش‌ها، ترس‌ها، تپش قلب و بی‌خوابی به کار می‌رود. همچنین باعث افزایش قدرت دفاعی بدن می‌شود، تأثر مثبتی در جذب و هضم غذا و تقویت خون و سیستم عصبی دارد. از طرفی، آرامش‌دهنده است و برای رفع سردرد نیز موثر می‌باشد.


به‌طور کلی افرادی که با استفاده از رنگ‌ها، برخی بیماری‌ها را درمان می‌کنند، معتقدند که:

بیماری‌های مربوط به مغز با رنگ نیلی

بیماری‌های مربوط به قلب با رنگ بنفش

بیماری‌های مربوط به کلیه با رنگ سرخ

بیماری‌های مربوط به ریه با رنگ بنفش

و بیماری‌های مربوط به غدد درون‌ریز را می‌توان با رنگ نارنجی درمان کرد. روش درمانی از طریق رنگ‌ها با ارتباط آگاهانه با رنگ‌ها صورت می‌گیرد و این ارتباط به میزان درک ما از احساسات قلبی و روحی‌مان بستگی دارد. برای درک رنگ‌ها باید پا به دنیای رنگ‌ها بگذاریم و به آنها به‌طور عمیق بیندیشیم. هنگام ابتلا به یکی از بیماری‌ها، باتوجه به رنگ مورد نیاز برای درمان آن، باید روی آن رنگ خاص توجه و تمرکز بیشتری کرد.

قرمز: آرزوهای بسیار، شور و شوق زندگی، قدرت و اراده بسیار

قهوه‌ای: نیاز به ‌آسایش جسمی و روحی، علاقه‌مند به خانواده

بنفش: شاعرانه و رمانتیک، دوستدار هنر و زیبایی و متکی به دیگران

آبی: نیاز به آرامش و خشنودی خاطر، علاقه‌مند به دوستان و نزدیکان

خاکستری: گوشه‌گیری، عدم فعالیت و بی‌تفاوتی

آبی تیره (سرمه‌ای): عمق کمال و آرامش اعصاب. افرادی که کمی اضافه وزن دارند، به این رنگ بیشتر علاقه‌مند هستند و به‌طور کلی نشانگر خشنودی و کامیابی است.

زرد: امید به حل مشکلات سبز: پشتکار، قدرت اراده، مغرور و با استقامت.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 28 خرداد1391 توسط پرویزالف

مبعث پیامبر خاتم مبارک

غنوده کعبه و ام‌القری به بستر خواب

ولی به دامن غار حرا دلی بی‌تاب

نخفته، شب همه شب، دیده خدابینش
ز دیده رفته به دامن سرشک خونینش
بسان مرغ شباهنگ ناله سر کرده
به کوه، ناله جانسوز او اثر کرده
دلش، لبالب اندوه و محنت و غم بود
به کامش، از غم انسان شرنگ ماتم بود
وجود وی همگی درد و التهاب شده
ز آتش دل خود همچو شمع‌ آب شده
که پیک حضرت دادار، جبرئیل امین
عیان بــه منظر او شد، خطاب کرد چنین:
بخوان به نام خدایـی که رب ما خلق است
پدید آور انســـان ز نطفه و علق است
بخوان که رب تو باشد ز ماسوا اکرم
که ره نمود بشر را، به کاربرد قلم
به گوش هوش چو این نغمه سروش شنید
هزار چشمه نور از درون او جوشید
ز قید جسم رها شد، به ملک جان پیوست
شکست مرز مکان را، به لامکان پیوست
درون گلشن جانش شکفت راز وجود
گشود بار در آن دم به بارگاه شهود
به بزم غیب چو تشریف قربتش دادند
در آن مشاهده منشور عزتش دادند
چو غرقه گشت وجودش به بحر ذات احد
غبار میم، بشد زایل از دل احمد
به بی‌نشانی مطلق ازو نشان برخاست
حجاب کثرت موهوم از میان برخاست
دوباره چون به مکان، رو، ز لامکان آورد
امید و عشق و رهایی به ارمغان آورد
درود و رحمت وافر، ز کردگار قدیر
بر آن گزیده یزدان، بر آن سراج منیر


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 24 فروردین1391 توسط پرویزالف

 

نکاتی برای حفظ سلامتی لپ‌تاپ ها

 

 

 

الف ) با لپ تاپ بیش تر  آشنا شوید :

لپ‌تاپ (به انگلیسی: Laptop) به رایانه همراه، کوچک و نسبتاً سبک گفته می‌شود. وزن آن معمولاً بین۱ تا ۳ کیلو  است که به اندازه و مواد مصرف شده در ساخت آن بستگی دارد. این رایانه کوچک‌تر از رایانه‌های رومیزی است و می‌تواند با یک باتری کارکند و یا از یک آداپتور AC/DC خارجی در آن استفاده می‌شود. بسیاری از آن‌ها چند سلول ۳ ولت دارند که در اجرای عملکرد ساعت و دیگر فرآیندها در هنگام قطع برق مفید است. laptopمولفه‌ها نیز مانند دسک تاپ هستند و مانند آن عمل می‌کنند ولی برای استفاده متحرک به صورت بهینه درآمده‌اند. لپ تاپ‌ها دارای صفحه نمایش بلور مایع می‌باشند و چند طرح حافظه درآن‌ها برای RAM در نظر گرفته شده‌است. SO-DIMM یک DIMM بزرگ است. علاوه بر صفحه کلید داخلی در آن‌ها از خط اشاره استفاده می‌شود ولی صفحه کلید خارجی و موس نیز قابل استفاده هستند.

ب) چرا باید از لپ تاب نگهداری کنیم ؟

لپ تاپ ها جایگزین خوبی برای رایانه های رومیزی هستند و بیش تر کار های آن ها را می کنند ولی با این حال تفاوت اصلی آن ها با رایانه های رومیزی میزان مقاومت آن ها در شرایط مختلف ، متفاوت است .

لذا باید همیشه به این نکته توجه داشت که لپ تاپ هرچه قدر هم که مقاوم در برابر شرایط باشد باز هم باید نکاتی را برای حفظ سلامت لپ تاپ را انجام داد چرا که لپ تاپ ها با توجه به ویژگی هایی که دارند نیاز به مراقبت هایی نیز دارند که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد.

البته باید این را هم متذکر شد امروزه با پیشرفته تر شدن وسائل مختلف بیش تر کار هایی را که لازم بود زمانی خودمان برای حفظ و نگهداری لپ تاپمان انجام دهیم را انجام میدهند . مثلا زمانی لازم بود که اگر مدت زیادی صفحه نمایش روشن و بدون استفاده است باید از محافظ صفحه نمایش (اسکرین سیور ) استاده کرد در غیر این صورت به صفحه نمایش آسیب وارد میشود ولی حالا اگر ساعت ها و روز ها صفحه نمایش بدون هیچ تغییر و حرکتی نیز روشن بماند دچار هیچ مشکلی نشده و به کارش ادامه خواهد داد.

شایان ذکر است با این حال که کار ها رفته رفته پیش به سوی اتوماتیک و خودکار شدن میروند ولی باز هم انسان ها هستند که حرف اول را میزنند و نقش اصلی را بر عهده دارند . خیلی از کار ها وجود دارند که بدون وجود انسان هرگز معنی نخواهند یافت و جز با وجود انسان تحقق نمیابند .

لپ تاپ را تمیز نگه دارید ! :

چون  لپ تاپ ها بیش  تر با محیط و خصوصا دست ها در تماس هستندباید توجه داشته باشید که لپ تاپ ها خیلی زود کثیف میشوند و این عمر باعث کاهش طل عمر لپ تاپ میشود . برای همین همیشه سعی کنید لپ تاپ خود را تمیز نگه دارید چرا که علاوه بر اینکه باعث افزایش طول عمر لپ تاپ میشود بلکه زیبای لپ تاپ را هم تشدید میکند.

همواره میتوانید برای تمیز کردن لپ تاپ از پارچه نخی مرطوب نم نماک استفاده کنید و یا اینکه از محلول های تمیز کننده موجود در بازار که مخصوص همین کار هستند استفاده کنید ، این محصول نسبت به کاربردش قیمت ارزانی دارد .

توصیه میکنیم که حتما برای تمیز کردن صفحه مانیتور (نمایش) لپ تاپ از پارچه نخی مرطوب استفاده شود .

زیاد روی تاچ پد فشار نیاورید :

یکی از عوامل مهم در طول عمر لپ تاپ و به خصوص همان تاچ پد این است که نباید زیاد روی آن فشار آورد زیرا همان طور که مشخص است تاچ پد یکی از نیاز های مهم هر لپ تاپ است خصوصا هنگامی که ماوس همراه نداشته باشید .

لذا از فشاور اوردن روی صفحه تاچ پد خود داری کنید و سعی کنید اگر از دکمه های آن استفاده می کنید آن ها را به آرامی فشار دهید .

لپ تاپ را مستقیم به برق وصل نکنید ! :


یکی از دلایل خرابی سریع لپ تاپ ها اتصال مستقیم لپ تاپ به برق است ، اگر دقت کرده باشید هنگامی که لپ تاپ را به برق وصل میکنید گاهی اوقات جرقه های کوچکی در اطراف پیریز به راحتی قابل مشاهده اند ، همین جرقه ها یا به قولی نوسانات برق باعث میشود که به لپ تاپ آسیب جدی وارد شود.

استفاده از پیریز ها یا سه راهی ها یا محافظ ها جریان برق میتواند این مشکل را تا حد زیادی بر طرف کند .

توصیه می شود لپ تاپ را مستقیم به برق وصل نکنید .

باتری را دربیاورید :

اگر از آن دسته کاربرانی هستید که مثل من مدت زیادی را پشت لپ تاپ سپری میکنید و به طور کل لپ تاپتان مدت زیاد روشن است ، باید باتری لپ تاپ خود را در آوردید در غیر این صورت به صورت جدی به باتری لپ تاپ شما آسیب وارد میشود.

اما این خارج کردن باتری از لپ تاپ و گذاشتن ان در جایی دیگر باید هر چند وقت یک بار از باتری لپ تاپ دوباره استفاده شود ، در غیر این صورت امکان خراب شدن باتری افزایش میابد .

کول پد ( میز لپ تاپ ) :


اگر با لپ تاپتان زیاد کار میکنید و مدام روی آن فشار می آورید باید از وسیله یی به نام کول پد (میز لپ تاپ) استفاده کنید .

این وسیله دارای پایه هایی بالاتر از سطح زمین هستند و چندین خنک کننده ( فن ) همراه خود دارند که باعث خنک شدن و بهبود کار آیی لپ تاپ شما میشود این دستگاه ها عمدتا از برق یو اس بی (Usb ) استفاده میکنند و به شدت کم مصرفند و خیلی کم از باتری استفاده می کنند .

اگر عجله دارید :

اگر همیشه دوست دارید که رایانه تان یا لپ تاپ شما سریع بالا بیایید میتوانید سیستم خود را هایبرنت( hibernate) کنید با این عمل شما قادر خواهید بود خیلی سریع تر از قبل وارد محیط سیستم عامل (ویندوز) شوید و برنامه هایتان را اجرا کنید .

برای فعال کردن این گزینه در سیستم عامل ویندوز هفت می توانید هنگام خاموش کردن همانند شکل زیر روی گزینه ای که همانند فلش است ماوس را نگه دارید تا کادر گزینه ها باز شود و پس از آن باید گزینه هایبرنت را انتخاب کنید .

درایو لپ تاپ شما :
سعی کنید کمتر از رایتر لپ تاپ استفاده کنید یا اگر استفاده میکنید از سی دی ها و دی وی دی های خش دار استفاده نکنید چرا که باعث خرابی و اسیب رساندن به لنز درایو میشود.

موقعی که از دی وی دی یا سی دی رایتر استفاده می کنید حتما نوت بوک را به برق متصل کنید. چون رایترها جریان بسیار بالایی را از منبع تغذیه کشیده و اگر صرفا از باتری استفاده شود به آن آسیب می رساند چون در این حالت باتری با سرعت زیادی دشارژ می شود. حتی در حالتی که باتری کاملا شارژ نباشد ممکن است نوت بوک خاموش شده و دیسک نوری شما بسوزد. به همین خاطر در لپ تاپ های مدرن امروزی اگر شارژ باتری کم باشد، لپ تاپ به طور خودکار درایو نوری را خاموش می کند.

حمل و نقل نوت بوک :

اگر می خواهید لپ تاپ خود را جابه جا کنید باید همواره نکاتی را رعایت کنید در غیر این صورت لپ تاپ شما آسیب های جدی را جبران خواهد کرد از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

*  چنانچه در داخل درایو خود سی دی یا دی وی دی دارید قبل از حمل لپ تاپ  آنرا خارج نمائید .

نوت بوک را خاموش کنید یکی از قسمت های مهم و آسیب پذیر لپ تاپ هارد دیسک آن است که باید بسیار مراقبت شود به  همین دلیل در لپ تاپ های جدید قابلیت HDD Protection تعبیه شده است. به طوری که اگر ضربه ای به لپ تاپ بخورد وقتی لپ تاپ روشن است، هارد را خاموش می کند تا از صدمه به آن جلوگیری کند.

لپ تاپ خود را از مواجه با گرمای شدید یا ضربات جانبی یا تکان های شدید دور نگه دارید .

هر گونه کابل و وسایل متصل به لپ تاپ مثل کابل شبکه ، سیم ماوس یا اسپیکر (بلند گو ) را از لپ تاپ جدا کنید.

صفحه نمایش را به طور کامل ببندید طوری که در جای مخصوص به خودش قرار گیرد .

بهتر است برای جلوگیری از بروز هر گونه حادثه که ممکن است لپ تاپ شما را تحدید کند از کیف های مخصوص لپ تاپ استفاده کنید .

لپ تاپ خود را از مواجه با گرمای شدید یا ضربات جانبی یا تکان های شدید دور نگه دارید .

صفحه نمایش لپ تاپ :


به هیچ عنوان دست خود را به صفحه نمایش نزنید یا از برخورد هرگونه شی تیزی مثل کلید یا پیچ گوشتی به آن جلوگیری کنید چرا که به شدت اسیب پذیر است و به راحتی خراب میشود.

همان طور که گفته شد برای تمیز کردن صفحه نمایش از یک پارچه نخی نمناک استفاده کنید یا از تمیز کنده هایی که به این منظور تهیه شده استفاده کنید.

بهتر است در هنگام تمیز کردن لپ تاپ آن را خاموش کنید .

از نرم افزار ها و ضد ویروس های مناسب و سبک استفاده کنیم !:

سعی کنید از ضد ویروسی سبک و قوی برای لپ تاپ خود استفاده کنید تا مقدار کمتری از پردازنده را اشغال کند و سرعت لپ تاپ را پایین نیاورد .

نرم افزار های مناسب را روی لپ تاپ خود نصب کنید از نصب نرم افزار هایی که اطمینان ندارید که نرم افزار اند یا بد افزار خود داری کنید یا قبل از نصب آن را ویروس یابی کنید .

سعی کنید از لایسنس ها و نرم افزار های اورجینال و اصل شرکت نرم افزاری  استفاده کنید مخصوصا سیستم عامل که اگر از نسخه های کرک آن استفاده کنید شما و لپ تاپتان را با مشکل مواجه می کنید و مجبورید هر چند وقت یک بار سیستم عاملتان را عوض کنید .

در پایان :

همان طور که مشاهده کردید این راه های بسیار آسان هستند و صد البته ارزان ، مطمئن باشید که اگر نکاتی را که ذکر شد را رعایت کنید ، لپ تاپتان را بیمه خواهید کرد و به طول عمرش خواهید افزود .

ما در این مقاله سعی کردیم نگاهی کوتاه و جامع به نکات مهم و تاثیر گذاری که باعث افزایش عمر لپ تاپ میشود را یاد آور شویم .

لپ تاپ ها ابزاری کاربردی و بسیار ظریف هستند ، مراقب آن ها باشید که خیلی زود ممکن است خراب شوند .

سعی کنید که روی کیبورد (صفحه کلید ) لپ تاپ هم زیاد فشار نیاورید چون گاهی اوقات کلید ها ازجایشان ممکن است در بیایند و جا انداختن دوباره آن ها کاری بسیار دشوار و تخصصی است .

اگر بار اول است که از باتری لپ تاپ استفاده میکنید . لپ تاپ را خاموش کنید و آن را به مدت ۱۱ الی ۱۲ ساعت زیر شارژ بگذارید .

 

 

چه کنیم تا باتری لپ تاپ مان ساعات بیشتری کار کند؟

 


لپ تاپ ها به سرعت جذابیت و افسون خود را هنگامی که شما باید دائما به دنبال پریز برق برای شارژ کردنشان باشید از دست می دهند. چه باید کرد تا باتری لپ تاپ حداکثر زمان ممکن برایتان شارژ نگه دارد؟ اگر می خواهید که همانند بسیاری از مردم، تجربه بدی از کار بر روی پروژه تان با لپ تاپ نداشته باشید، باید مراقب باتری لپ تاپ تان باشید تا در میانه یک کار مهم از هوش نرود. 

مطمئنا رعایت اين 18 مورد، نه کار آسانی است و نه کار به صرفه ای. اما پیشنهاد می کنم که تعدادی از آنها را انتخاب کنید و مرتب انجام دهید، مطمئن باشید که از نتايج راضی خواهيد بود. 

1- پس از خرید لپ تاپ ، از آن استفاده کنید تا کاملا شارژ تمام کند، وقتی که خاموش شد آن را برای دوازده ساعت روی شارژ بگذارید. 


2- دیفراگ منظم. هارد شما کارش را هر چه سریعتر انجام دهد، تقاضای کار کمتری برای هارد و باتری تان ارسال خواهد شد. با انجام مرتب سازی (Defregment) منظم هارد دیسک لپ تاپ تان کارایی آن را تا حد ممکن افزایش دهید. البته توجه داشته باشید که هنگام دیفراگ کردن حتما لپ تاپ تان به برق وصل باشد. این مرتب سازی باعث می شود که هرگاه درخواستی برای استفاده از هارد فرستاده می شود، کار با سرعت بالاتری انجام می شود و مصرف برق هارد کم می گردد و باتری مدت زمان بیشتری به کار ادامه می دهد. 


3- نور صفحه نمایشتان را کم کنید. امروزه اغلب لپ تاپ ها دارای قابلیت کم کردن نور صفحه نمایش هستند. برخی هم حتی دارای قابلیت بهبود کارکرد سی پی یو و سیستم خنک کننده هستند. پس میزان مصرف انرژی آنها را تا حد اقل ممکن کاهش دهید، تا بالاترین میزان عمر باتری را داشته باشید. 


4- نرم افزارهایی را که در پس زمینه سیستم عامل تان اجرا می گردند خاموش کنید.همه این برنامه ها بر میزان لود سی پی یو می افزایند و به سرعت شارژ باتری تان را کاهش می دهند. همچنین برنامه های غیر ضروری را که در نوار ابزار پایین دسکتاپ در حال اجرا هستند ببندید. برای این کار، به منوی Start بروید و گزینه Run را انتخاب کنید. در پنجره باز شده کلمه msconfig را تایپ کنید و اینتر را بزنید. حال تب Startup را انتخاب کنید. در اینجا تیک کنار برنامه هایی را که به لود شدن دائم آنها نیازی ندارید بردارید. مثلا برنامه آنتی ویروس شما باید دائما در حافظه لود شود، اما مثلا برنامه Quick Time نیازی به باز بودن دائم ندارد. 


5- ابزارهای خارجی غیر ضرور را به لپ تاپ وصل نکنید. ابزارهای USB (مانند موس) باتری لپ تاپ تان را خالی می کنند. هنگامی که از آنها استفاده نمی کنید، خاموش شان کنید. مطمئنا شارژ دیگر وسایل از طریق لپ تاپ (مانند Ipod) هنگامی که لپ تاپ از باتری استفاده می کند، سریعا شارژ را خالی می کنند.اگر نیازی به کارت شبکه بیسیم و بلوتوث تان ندارید آنها را هم خاموش کنید. زیرا هنگام روشن بودن بطورت خودکار دائما برای یافتن شبکه جستجو می کنند و این کار میزان بسیار زیادی انرژی باتری را مصرف می کند. 


6- رم سیستم تان را افزایش دهید. این کار به شما اجازه می دهد تا به جای اینکه سیستم مرتب از حافظه مجازی استفاده کند، پردازش هایتان را بیشتر با رم انجام دهید. حافظه مجازی برای انجام پردازش ها از هارد استفاده می کند و کارایی مصرف انرژی آن بسیار پایین است. توجه داشته باشید که افزودن رم باعث افزایش مصرف انرژی می شود، اما کارایی آن بیشتر از برنامه های شبیه سازی است که حافظه مجازی را ایجاد می کنند. 


7- هارد درایو و ابزارهای سی دی / دی وی دی را خاموش کنید. میزان مصرف انرژی سی دی/ دی وی دی درایو ها از هارد هم بیشتر است. حتی وجود سی دی در درایو باعث مصرف بیشتر می گردد، حتی اگر از آن استفاده هم نشود. تا جایی که ممکن است سعی کنید که به جای درایو نوری از برنامه های درایو مجازی مانند الکل 120% استفاده کنید. 


8- اتصالات باتری را تمیز نگه دارید. هر دو ماه یک بار پارچه ای را به الکل آغشته کرده و اتصالات فلزی باتری را تمیز کنید.این کار راندمان جابجایی انرژی بین باتری و لپ تاپ را بالا می برد. 


9- از باتری تان مراقبت کنید. باتری را به کار وادارید. باتری شارژ شده را برای مدت طولانی بلااستفاده نگذارید. هر بار که باتری را شارژ می کنید، آن را حداکثر طی یک تا دو هفته استفاده کنید. همچنین، شارژ باتری های Li-On را هیچگاه کاملا خالی نکنید. در صورتی که از باتری های نیکل کادمیوم استفاده می کنید، اجازه دهید که کاملا خالی شوند و سپس آنها را شارژ کنید. باتری های جدید NiMH نیازی به این کار ندارند و باتری های Lithium-ion از آن هم بهترند. 


10- هایبرنت به جای استند بای. اگر کامپیوترتان در طول روز مدتی را بدون استفاده است، آن را به گونه ای تنظیم کنید که پس مدت معینی وارد وضعیت استند بای شود. اگر چه قرار دادن لپ تاپ در حالت استند بای باعث صرفه جویی زیادی در مصرف انرژی می گردد و همچنین سریعا به حالت آماده به کار بر می گردد، اما به هیچ وجه کارایی آن به اندازه صرفه جویی انرژی در حالت هایبرنت نیست. هایبرنت کردن سیستم در عین حال که باعث حفظ دوره کاری تان می گردد، ابزارهای تان را کاملا خاموش می کند تا استفاده انرژی نداشته باشند. 



11- دمای عمومی سیستم تان را پایین نگه دارید. لپ تاپ در دماهای پایین تر کارایی بهتری خواهد داشت. هرچند وقت یک بار منافذ هوا را با یک پارچه یا تمیز کننده صفحه کلید پاک کنید و یا اینکه هرسال یک بار آن را برای سرویس ببرید. 



12- تنظیمات انرژی را بهینه سازی کنید. در کنترل پنل ویندوزتان از طریق گزینه Power Option میزان مصرف انرژی را بهینه کنید. برای نتایج مناسب گزینه Max battery را انتخاب کنید. 



13- از چند برنامه به شکل همزمان استفاده نکنید. هنگامی که از باتری استفاده می کنید، هر بار فقط یک کار را انجام دهید و سپس سراغ کار بعدی بروید. هنگامی که بر روی یک صفحه گسترده کار می کنید، برنامه ایمیل تان هم در حال کار است؛ همزمان به موسیقی هم گوش می دهید. ذهن تان را بر روی یک کار متمرکز کنید. اگر این کار را نکنید، قبل از اینکه هیچ کاری به پایان برسد باتری تان خالی شده است. 



14- کارهای ساده را از لپ تاپ تان بخواهید. فعالیت هایی مانند چک کردن ایمیل و پردازش متن بسیار کمتر از بازی ها و پخش دی وی دی مصرف انرژی دارند. اگر در هنگام مسافرت تنها یک باتری شارژ شده دارید، در مورد نحوه کارتان عاقلانه تر فکر کنید. 



15- برای خودتان لپ تاپ های کاراتر بخرید. هم اکنون به جایی رسیده ایم که کارخانه های سازنده صحبت از باتری های یک روزکامل می کنند و لپ تاپ های کاربردی تری به بازار می آیند، سعی کنید که لپ تاپ قدیمی تان را با مدل های جدید تر و کاراتر جایگزین کنید. 



16- عملکرد ذخیره خودکار را خاموش کنید. قابلیت ذخیره خودکار مایکروسافت ورد و اکسل بسیار به درد بخورند، اما برای انجام منظم این کار هارد باید بیشتر کار کند و مصرف انرژی آن بالا می رود. البته اگر آن را خاموش کنید، بهتر است که هنگامی که باتری ضعیف است این قابلیت را دوباره روشن کنید تا قبل از اینکه سیستم تان بیهوش شود کارهایان ذخیره شوند. ضمنا درخصوص استفاده از این نکته دقت بیشتری به خرج دهید تا اطلاعات تان را از دست ندهید. 



17- میزان انجام کارهای گرافیکی را کاهش دهید. شما می توانید این کار را با تغییر رزولوشن صفحه نمایش و خاموش کردن قابلیت های تفننی گرافیک انجام دهید. امروزه کارت های گرافیک هم اندازه و یا حتی بیشتر از هارد دیسک مصرف انرژی دارد. 



18- همیشه هنگام مسافرت حداقل دو باتری شارژ شده را به همراه داشته باشید. 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 10 فروردین1391 توسط پرویزالف

 

سیزده بدردرسیستان

 

رسمی خانوادگی و عام و به بیانی دیگر پیش پا افتاده و همه پسند  بود. از طرف دیگر، نوشتن رویدادهای روزی که رفتارها و گفتارهای خنده دار و غیر جدی، برای خود جایی باز کرده، تا " نحسی سیزده " آسانتر " در " برود، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمی کرد. و شاید " نحس " بودن هم عاملی برای بیان نکردن بود. نحس و ناخوشایند بودن عدد 13 و دوری جستن از آن، در بسیاری از کشورها و نزد بسیاری از ملت ها، باوری کهن است. مسیحیان هیچ گاه سیزده نفر بر سر یک سفره غذا نمی خورند. در باور تازیان سیزدهمین روز هر ماه ناخوشایند است. ابوریحان بیرونی در جدول " روزهای مختار و مسعود و مکروه " در ایران کهن، روز سیزدهم ماه تیر را که ( تیر نام دارد ) منحوس ذکر کرده است. سالهای زیادی فروردین ماه اول تابستان بود. یکی از نویسندگان در خاطره های هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود، قزوین، دربارهً سیزده بدر می نویسد : روز سیزده بدر جایز نبود برای دید و بازدید، به یک خانه رفت، هم صاحب خانه به فال بد میگرفت و می گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده، نمی خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سیزده باید به صحرا رفت. زیرا آنچه بلا در این سال بیاید، امروز مقدر و تقسیم می شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشیم، شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیفتیم. شباهتی که بین سیزده بدر و برخی از رسم های کاتارها( بازماندگاه مانویان در اروپا، که ترکیبی از اندیشه های زردشتی، فلسفهً باستان و مسیحیت دارند ) این پرسش را به ذهن می رساند که آیا هر دو ریشهً مشترک باستانی ندارند؟ کاتارها در روز عید " پاک " ( که برخی از سال ها به روز سیزده فروردین نزدیک است ) از خانه بیرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار می گذرانند، و برای ناهار با خود تخم مرغ میبرند. در این روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پیدا کردن آنها سرگرمی کودکان است. سه شباهت ، یا سه ویژگی مشترک این دو عبارتند از :


1- آغاز محاسبهً هر دو از آغاز بهار و اعتدال ربیعی است.


2- در روز سیزده و عید پاک کاتارها به صحرا و دامان طبیعت می روند.

3- بازی و سرگرمی کودکان با تخم مرغ فقط در روزهای عید بهاری رسم است، نه فصلهای دیگر سال.

شباهت دیگر دروغ های روز اول آوریل، با شوخی های سیزده بدر است. روز اول آوریل، هر چهار سال یکبار مصادف با روز سیزده فروردین است ( و سه سال با 12 فروردین ). پیشینه و انگیزهً برگزاری سیزده بدر، هر چه باشد، در همهً شهرها و روستاها و عشیره های ایران، سیزدهمین روز فروردین، رسمی است که باید از خانه بیرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاح نحسی روز سیزده را بدر کرد. خانواده ها در این روز به صورت گروهی و گاه چند خانواده با هم غذای ظهر را آماده کرده و نیز آجیل ها و خوردنی های سفرهً هفت سین را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبیعت می روند و سبزهً هفت سین را با خود برده و به آب روان می اندازند. به دامن صحرا رفتن، شوخی و بازی کردن، دویدن، تاب خوردن و در هر حال جدی نبودن، از سرگرمی ها و ویژگی های روز سیزده است. گره زدن سبزه، به نیت باز شدن گره دشواری ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بیرون کردن نحسی است. این باور، معروف است که " سبزه گره زدن " دختران " دم بخت "، شگونی برای ازدواج و همسر یابی، می باشد. در فرهنگ اساطیر برای رسم های سیزده بدر، معنی های تمثیلی آورده : شادی و خنده در این روز به معنی فروریختن اندیشه های تیره و پلیدی، روبوسی نماد آشتی و به منزله تزکیه، خوردن غذا در دشت نشانهً فدیه گوسفند بریان، به آب افکندن سبزه های تازه رسته - نشانه دادن هدیه به ایزد آب یا " ناهید " و گره زدن سبزه برای باز شدن بخت و تمثیلی برای پیوند زن و مرد برای تسلسل نسلها، رسم مسابقه ها به ویژه اسب دوانی - یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشکسالی است.

این باور همگانی چنان است که اگر خانواده ای نتواند به علتی تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ویژه با دگرگونی های جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، هر قدر هم مختصر، " برای گره زدن سبزه و بیرون کردن نحسی سیزده " به باغ یا گردشگاه عمومی می رود. با دگرگونی های صنعتی، شغلی، بزرگ شدن شهرها، فراوانی وسیله های آمد و رفت سریع السیر، وسیله های ارتباط جمعی و ... به ناگزیر شهرداری های شهرهای بزرگ، دشواریهای آمد و رفت را پیش بینی می کنند. فراوانی اتومبیل و دیگر وسیله های آمد و رفت موتوری و نیز وسعت خانه سازی ها و شهرسازی ها، باعث شده که خانواده ها، سال به سال راه دورتری را برای " سیزده بدر " پشت سر بگذارند، تا سبزه و کشتزاری بیابند.

فلسفه سبزه گره زدن

افسانهً آفرینش در ایران باستان و مسئلهً نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی دربارهً کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفته های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و انبیاء و گفته های مسعودی در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بیرونی در کتاب آثار الباقیه بر پایهً همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد.

مشیه و مشیانه که پسر و دختر دوقلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایهً ازدواج خود را بنا نهادند. این مراسم را بویژه دختران و پسران دم بخت انجام میدادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می کنند و علف گره می زنند. این رسم از زمان کیانیان تقریباً متروک شد ولی در زمان هخامنشیان دوباره شروع شده و تا امروز باقی مانده است. در کتاب مجمل التواریخ چنین آمده " اول مردی که به زمین ظاهر شد پارسیان او را کل شاه گویند. پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند " . چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهای ایران و عراق که زرتشت را از خود می دانند روز سیزدهم فروردین را جزو جشن نوروز به حساب می آورند.


آیا سیزده بدر نحس است ؟


جشن سیزده فروردین ماه روز بسیار مبارک و فرخنده است. ایرانیان چون در مورد این روز آگاهی کمتری دارند آن روز را نحس می دانند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانهً خود کنار جویبارها و سبزه ها می روند و به شادی می پردازند. تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است. بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً 266 آثار الباقیه جدولی برای سعد و نحس آورده شده که در آن سیزده نوروز که تیر روز نام دارد کلمهً ( سعد ) به معنی فرخنده آمده و به هیچ وجه نحوست و کراهت ندارد. بعد از اسلام چون سیزدهً تمام ماه ها را نحس می دانند به اشتباه سیزده عید نوروز را نیز نحس شمرده اند. وقتی دربارهً نیکویی و فرخنده بودن روز سیزدهم نوروز بیشتر دقت و بررسی کنیم مشاهده می شود موضوع بسیار معقول و مستند به سوابق تاریخی است. سیزدهم هر ماه شمسی که تیر روز نامیده می شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندی است که " تیر " نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر می گویند. فرشتهً مقدس تیر در کیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد. ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند.


 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 28 اسفند1390 توسط پرویزالف

 

بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه 


برای زیستن است


آغاز بهار بر شما مبارک

 

عیدنوروز در سیستان

* احترام به درگذشتگان

مـردم سیستـان در روزهـای آخـر اسفند ماه هر سال برای خواندن فاتحه و یاد در گذشتگان به گورستان‌ها می‌روند و این رسم از سال‌های دور در این منطقه مرسوم بوده و این احترامی برای درگذشتگان است. در روزهای پایانی سال مردم به قبرستان‌ها می‌روند تا یادی از گذشتگان خود داشته باشند و اگر کسی تا یک ماه قبل از عید یا در همان سال فوت کرده باشد یاد او را در آخر سال گرامی داشته و اقوام و آشنایان بعد از برگزاری مراسم سالگرد برای برگزاری هر جشنی آزاد می‌شدند و اصولاً اینگونه عمل می‌کردند که در یک شب جمعه نزدیکان خود را برای صرف شام دعوت می‌کنند که این از سنت‌های بسیار دور ایرانیان و به ویژه سیستانی‌ها است. علاوه بر این قبل از عید نوروز یعنی در روز تولد حضرت مهدی (عج) برای نذر برای درگذشتگان خود نان روغنی می‌پختند و تقسیم کرده و چراغ روشن می‌کردند.

* سفره عید و اعتقادات مردم در سیستان

سفره عید در منطقه سیستان شکل مخصوص به خود را دارد، به طوری که در شهر تقریباً همان هفت سین است اما در روستا شامل قرآن، نان سال که جزو جدانشدنی از سفره عید است، قتلمه، تجگی (سمنو)، یک آینه که روی آن یک تخم مرغ خام می‌گذارند و کلوچه است.

نان سال و کلوچه از واجبات سفره سیستانی است. خمیر آن همانند کلوچه آماده و نانی بزرگ در داخل تنور پخته می‌شود وهمان تافتون سیستانی است.

برای هر خانواده فقط یک عدد و در سفره موقع تحویل سال باید داخل سفره باشد. مردم معتقدند؛ (بی بی نوروز) هنگام تحویل سال به همه خانه‌ها سر میزند تا ببیند که آیا نان در سفره هست یا خیر؟ و آن را نماد برکت روزی صاحب خانه می‌دانستند، نان سال برکت را برای مدت یکسال در خانه حفظ خواهد کرد.

پخت سمنو نیز برای سفره تحویل سال برای بعضی خانواده‌ها که امکان آن را داشتند لازم بود.

* شیرینی عید در سیستان

در سیستان بیشتر کارها به صورت گروهی انجام می‌شد و روحیه تعاون و همکاری در روح مردم سیستان عجین شده است، سیستان به دلیل داشتن غله زیاد و تنوع غلات در یک دوره انبار غله ایران نام گرفته بود. زیادی گندم باعث شده بود تا خانم‌های سیستانی بهترین نانها و شیرینی‌های محلی را بپزند همچنین زیادی غله باعث تنوع و کیفیت نان سیستانی شده و چون کلوچه هم از آرد گندم تهیه می‌شود کلوچه سیستانی (شیرینی مخصوص نوروز) هم از تنوع و کیفیت مطلوبی برخوردار است. نان سال و کلوچه از واجبات سفره سیستانی‌هاست، مردم سیستان با هر وضعیت مالی نان و کلوچه را هنگام تحویل سال داخل سفره‌های خود می‌گذاشتند زیرا اعتقاد مـردم سیستان در صبح روز عید این بود که بی‌بی‌نوروز به تمام خانه‌ها سر زده و سفره را بازدید می‌کند. نان سال، نماد برکت و روزی صاحب خانه بود و کسی که نان سال را بزرگ‌تر و بهتر در سفره داشت به اعتقاد مردم سیستان به همان نسبت در طول سال، برکت به خانه‌اش خواهد آمد.

* سمنو و قتلمه

نان دیگری که پخت آن در شب عید مرسوم بود و مردم سیستان در همه اوقات از آن استفاده می‌کنند، قتلمه نام دارد، در گذشته مردم سیستان انواع قتلمه و سمنو را در روزهای عید با خود به زیارتگاه‌ها می‌بردند و از آن به جای ناهار ظهر استفاده می‌کردند.

پخت قتلمه نیز از دیگر نمونه‌ها بود، اول قتلمه تنوری و دوم قتلمه دیگی. قتلمه تنوری را داخل تنور و آرد را پیچ پیچ با روغن مخلوط و لایه لایه روی هم گرد و کمی خمیر آرد را از بالا و پایین کلاف مانند تافتون در تنور می‌پختند. قتلمه دیگی یا قلیفی بهترین نوع آن است. وقتی خمیر به اشکالی که گفته شد آماده می‌شود داخل دیگ روغن می‌ریزند و خمیر لایه لایه و پیچ پیچ در آن قرار و سر دیگ بسته می‌شد و آنگاه تمامی دیگ را با آتش سرخ شده زیر آتش می‌کردند.

* تخم مرغ و آینه

مردم سیستان اعتقاد دارند که کره زمین بر روی شاخ‌های گاو قرار دارد و گاو هم روی نهنگ، موقع تحویل سال گاو زمین را روی شاخ دیگرش می‌برد بنابراین زمین تکان می‌خورد و این حرکت باعث چرخش تخم مرغ بر روی آینه می‌شود.

* سنت‌های شب قبل از عید در سیستان

مردم سیستان و بلوچستان، آداب و رسوم خاصی برای استقبال از آیین بزرگ نوروز داشته‌اند که هنوز هم برخی از آنها را به خوبی حفظ کرده‌اند، به ویژه سنت شب‌های قبل از عید را، در آن شب‌ها زنان کارهای ناتمام چون دوخت و دوز را انجام می‌دادند و مردان منتظر فصل درو بودند، شب‌ها زود نمی‌خوابیدند و دور هم می‌نشستند و ظروف تخمه، خرما، لندو (مخلوطی از خرمای بدون هسته و گندم برشته، کنجد یا کنجد و خرما) و گندم بریان، پر و خالی می‌شد و صدای قلیان در اتاق طنین‌انداز بود.

* روز قبل از عید (علفه)

در منطقه سیستان، روز قبل از عید را علفه می‌گویند شاید این علفه همان عرفه باشد یا اینکه به دلیل چسبانیدن دسته‌ای جُوی خوشه نداده بر سر در اتاق‌هاست. شب قبل از عید، مردان و زنان حنابندان دارند و صبح روز علفه می‌شویند، روز علفه کمتر خانه‌ای است که بوی کلوچه ندهد در این روز همه چیز بوی تازگی می‌دهد و زمان جوان می‌شود، روز علفه در سیستان روز گرامی داشتن بی‌بی نوروز است در این روز بی‌بی به همه خانه‌ها سرک می‌کشد تا ببیند برای استقبال از او چه کرده‌اند، خانه تمیز و پاکیزه است، لباس نو دارند، نان سال را پخته‌اند، جلوی اتاق‌ها علف چسبانده‌اند، دخترکان دست‌هایشان را حنا بسته‌اند، یا از خانه بوی کلوچه می‌آید! بی‌بی با خاموش شدن آخرین تنور به خانه‌اش می‌رود او هم فردا وقتی می‌آید باید شسته و تمیز باشد و به ابر دستور باریدن می‌دهد وقتی در شب‌های عید و روزهای قبل از آن باران ببارد حتی یک نم نم، می‌گویند بی‌بی نوروز سرش را می‌شوید همچنین این باران نشانه‌ای است از وضعیت مالی خوب، کمی اندوه و گرفتاری برای مردم چون بی‌بی مردمش را بسیار دوست می‌دارد.

* صبح نخست عید

موقع باران در ایام عید به ویژه روز قبل و سه روز نخست، خانم‌ها و دختر خانم‌ها آب باران را می‌گیرند و با آن موهایشان را می‌شویند و بر این اعتقادند که آب باران موهایشان را رشد می‌دهد. صبح عید، اول به سبزه نگاه می‌کنند چون سبزه در این روز نور چشم را زیاد می‌کند، صبح عید به صورت بچه‌ای نگاه می‌کنند که خوش رو و خوش قدم باشد و هنگامی که اهل خانواده از خواب بیدار می‌شوند پس از شستن دست و صورت، دست پدر و مادر را می‌بوسند. صبح زود مادر از خواب بیدار می‌شود و پس از نماز برای فرزندان و همسر و بستگانش دعا کرده و سفره را پهن می‌کند، پدر هم بعد از دعا سر سفره می‌نشیند. از اول صبح عید در تمام زیارتگاه‌ها دهل و سرنا نواخته می‌شد و مردان برای رقص آماده بودند.

در سیستان که از مراکز قدیمی ناهید پرستی بود، شب عید، دختران به کنار هامون می‌رفتند نارگیل می‌خوردند و آواز می‌خواندند.

* شکستن ظروف سفالی

در سپیده دم تحویل سال نو براساس یک سنت قدیمی ایرانی و سیستانی، تمام ظروف سفالی که در عرض یک سال از آنها بهره‌برداری شده است از کاسه و کوزه شکسته می‌شد و تکه ‌پاره‌های آنها بر پشت بام جای می‌گرفت یا آنها را بالای بام می‌بردند و همانجا می‌شکستند این کار تقدس داشت و معتقد بودند اگر این کار صورت نگیرد، ارواح پلید که درون آنها جای گرفته‌اند، خانواده و اعضای آنها را ناخوش و زرد روی می‌کنند.

* فتیله روشن کردن

به کمک پنبه و چوب فتیله‌هایی می ساختند به اندازه  قد یک مداد و پنبه آغشته به روغن و در پشت بام و رف ساختمان آتش می‌زدند که هم به تعبیر آنها شگون داشت و هم روشنایی و نور را استقبال و احترام می‌کردند؛ در حقیقت می‌توان گفت آنها به جای شمع‌های امروزی بودند و به تعداد اعضای خانواده نیز درست می‌شد.

بعضی یک شاخه خشکیده گز را به آن پنبه پیچیده و به روغن آغشته و آتش می‌زدند و در پشت بام و به اصطلاح لبه رف ساختمان قرار می‌دادند.

* سیزده به‌ در و رفتن به کوه خواجه

نوروز گستره عظیمی دارد تمامی این پهنه عظیم دارای پیوندهای مشترک فرهنگی است که در طی سال‌های دراز و با وجود فشارهای سیاسی و اجتماعی ماندگاری این سنت عظیم فرهنگی را به خوبی حفظ و همبستگی قومی را نیز محکم‌تر کرده است. در این ایام، مردم سیستان لباس نو می‌پوشند و به دیدار یکدیگر می‌روند و برای بزرگداشت نوروز در روز 13 به کوه خواجه رفته، جشن گرفته و شادی می‌کنند.

در گذشته در این روز (13 فروردین) گره زدن سبزه به این شکل بـود کـه دختران دسته جمعی و با هم سبزه‌ها را گره می‌زدند و جلو می‌رفتند و به یکی از دختران مأموریت می‌دادند تا هنگامی که آنها دور شدند گره سبزه‌ها را باز کنند و این نوعی بخت گشایی در سیستان بوده است.

* رسم اوشیدر

یکی از رسوم و باورهای دیر پای بومیان سیستان که در اطراف هامون مسکن داشته‌اند این است که در شب نوروز (شبی که فردای آن نوروز است) دختر جوان و زیبایی را که 15 ساله باشد لباس نو می‌پوشاندند و بر شتر آذین شده سوار می کنند و بر کنار آب هیرمند یا هامون می‌برند و در آنجا گروه مردان و زنان از هم جدا می‌شوند؛ مردان دور از اجتماع زنان به شادی و سرور می‌پردازند و دهل و سرنا می‌نوازند و پایکوبی می کنند.

آن طرف زنان؛ دختر جوان و باکره را که (اوشیدر) نام نهاده‌اند، برهنه داخل آب می‌کنند و بعد با دف و دهل تا نیمه‌های شب به شادی و نشاط می‌پردازند، نزدیک سپیده دختر را از آب بیرون می‌آورند و لباس پوشیده و باز بر همان شتر آذین شده سوار کرده و به خانه باز می‌گردند.

بی‌گمان این رسم از باورهای زرتشتی است که تا کنون در میان برخی از مردم سیستان باقی مانده است.

بنا بر روایات مذهبی زرتشتیان؛ عالم از بدو خلقت تا پایان به 12 هزاره تقسیم می‌شود که دهمین هزاره؛ هزاره اوشیدر و سپس هزاره اوشیدر ماه و در آخر هزاره سوشیانس که از این آخری جهان راستی و جاودانه بر پا خواهد شد. اینان نطفه‌ها یا نبیره‌های زرتشت هستند که از کنار آبهای هامون از مادر 15 ساله؛ هر یک به فاصله هزار سال از همدیگر ظهور خواهند کرد و جهان را از کژی و بدی و نادرستی و زشتی ودروغ پاک خواهند کرد. بدین سان گویا سیستانیان هنوز هم باور دارند که ممکن است نطفه زرتشت از آب هامون در بطن دختر زیبای باکره نفوذ کند و سرانجام افتخار مادر شدن یکی از موعودها را پیدا کند.

زرتشتیان معتقدند در دریاچه کیانسه (هامون) سه تخم از زرتشت به یادگار مانده ۹۹،۹۹۹ فره‌وشی یا فرشته نگهبان از تخم‌ها حراست می‌کنند؛ هر هزار سال دختر باکره ای از مردم سیستان که در این آب شنا کنند از این تخم بارور و مولود سوسیانس و یا نجات دهنده هست. اولی را کیخسرو دانسته و دومی یا سومین گویا هنوز نیامده است. بی دلیل نیست که پیروان زرتشت؛ سیستان و دریاچه هامون را مقدس و سرزمین موعود می‌دانند و باور دارند که روزی نجات دهنده آنها از آبهای مقدس هامون بیرون می‌آید.

 

* زیارت کوه خواجه و زیارت خواجه غلطان 

در سیستان در ایام نوروز و سیزدهم فروردین به کوه خواجه و زیارت خواجه غلطان مى‌روند و به اجراى مراسم مذهبى و جشن و سرور مى‌پردازند.

این مراسم احتمالاً، ملهم از عبادت مذهب مزدیستى بوده است که هنوز دو هفته بعد از نوروز اجرا مى‌شود.

* گذشته سیستان گذشته

سیستان آن اندازه تابناک است که بنا به نظر اغلب جغرافی نگاران در زمان عیاران و صدها سال بعد در شهر زرنج (زابلستان) مغازه‌داران شب‌ها درب مغازه‌ها را قفل نمی‌کردند، وفور نعمت و اعتقادات محلی عاملی بود تا در این منطقه دزدی صورت نگیرد که متأسفانه بی‌مهری‌های طبیعی و تاریخ بیشتر این سنت‌ها را از بین برده و از مردم گرفته است. اما سیستانی با همان مظلومیت و نجابت خود سیستانی ماند و هنوز هم یادگاری‌های گذشته را به خوبی حفظ کرده، به ویژه سنت شب‌های قبل از عید را. در آن شب‌ها، زنان کارهای ناتمام چون دوخت و دوز انجام می‌دادند و مردان منتظر فصل درو بودند، شب‌ها را زود نمی‌خوابیدند و صدای دایره زنگی دخترکان خواب را از آنها می‌گرفت.

* خاک مهر آمیز

سیستان یک افسانه یا آرمان شهر خیالی نیست بلکه واقعیتی است آشکار که اکثر مورخان و صاحبان قلم و اندیشه در ادوار و قرون متمادی آن را به چشم خویش دیده و از نزدیک مشاهده کرده‌اند اما به علت‌های گوناگون از جمله حملات عرب، ترک، مغول، استبداد حکومت‌ها و نیز ناکافی بودن امکانات و ارتباطات در عصر حاضر، رخساره تابان دیار آفتاب و آینه و میدان عیاری و سخاوت به تاریکی گراییده است که اگر این پرده سیاه را از روی این آب و خاک مهر آمیز برداریم به وضوح خواهیم دید که فروغ نهفته در دل آن، گویای تمدن و روزگار روشن گذشته آن است.

سیستان همواره سمبل آزادی، جوانمردی و پهلوان منشی به شمار رفته و چراغ تابناک تاریخ حماسی میهن ما را همواره بر فراز دست آراسته است.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 اسفند1390 توسط پرویزالف

رعایت کردن موارد بهداشتی و ایمنی در طول سفر باعث می شود خاطره خوبی از سفرهای نوروزی در خاطر گردشگران باقی بماند به همین منظور همه ساله نزدیک ایام نوروز مراکز درمانی، بهداشتی و گردشگری و امنیتی به مسافران و گردشگران توصیه هایی می‌کنند.
 
همه ساله با آغاز سال نو و فرارسیدن تعطیلات دو هفته ای ایام نوروز، سازمانهای مختلفی در گیر بحث مسافرتهای نوروزی می شوند چرا که بیشترین حجم سفرها مدت کوتاهی انجام می شود در این بین سازمانهایی از جمله میراث فرهنگی و گردشگری با تشکیل ستاد تسهیلات سفر توصیه هایی را به گردشگران می کند اما وزارت بهداشت و درمان نیز در قالب گفتگوی کارشناسی و اداره های راهنمایی و رانندگی و نیروی انتظامی نیز بر حسب وظایف خود مواردی را اعلام می کنند که در زیر بخشی از آنها آمده است:
 
۱. توصیه می‌شود مسافران و گردشگران پیش از شروع سفر از محل اقامت خود مطمئن شود و آن را از قبل رزرو کنند.
 
۲. چادر زدن و بازی کردن در کنار جاده و محل هایی که احتمال ریزش کوه وجود دارد و همچنین از همراه بردن سیلندرهای گاز پیک نیکی در خودرو، قطار و اتوبوس خودداری کنید.
 
۳. قبل از انجام سفر نسبت به شرایط مقصد از هر نظر اطلاعات کافی کسب کنید، این اطلاعات در سفرهای داخلی و خارجی شامل شرایط آب و هوایی، مقرارت گمرکی، نیروهای خدماتی، انتظامی، بهداشتی و سایر امکانات است.
 
۴. برای انتخاب مقصد و شرایط مسافرت از مشورت کارکنان مجرب و صدیق دفاتر خدمات مسافرتی معتبر و مدیران مراکز اقامتی که دارای مجوز رسمی هستند بهره مند شوید.
 
۵. در صورتی که با وسایل نقلیه عمومی مانند قطار، هواپیما، اتوبوس و یا کشتی مسافرت می‌کنید حتماً بلیط رفت و برگشت تهیه کنید.
 
۶. برای خرید بلیط، دریافت ویزا، خرید تور در داخل و خارج از کشور به دفاتر هوایی و مسافرتی مجاز مراجعه کرده و از مراجعه به واسطه خودداری کنید، به خاطر داشته باشید که حضور واسطه باعث عدم انتقال اطلاعات صحیح و کامل در نهایت گرانتر شدن خدمات ارائه شده خواهد شد.
 
۷. طبق دستورالعمل سازمان میراث فرهنگی، نرخ گشت‌های داخلی و خارجی براساس نوع خدمات و توافق فی مابین مسافر و دفتر اعمال می‌شود و شایسته است مسافران پس از کسب اطلاعات کامل و با در نظرگرفتن تمامی جوانب نسبت به انتخاب خود اقدام کنند.
 
۸. نظر به این که اکثر هتل‌های معتبر دارای سایت اینترنتی می‌باشند توصیه می‌شود در صورت امکان با مراجعه به سایت‌های مربوط اطلاعات کافی از امکانات و خدمات هتل یا مراکز اقامتی مورد نظر کسب کنید.
 
۹. به هنگام ترک محل اقامت مدارک شناسایی شخصی و شماره تلفن و آدرس محل اقامت یا هتل را همراه داشته باشید.
 
۱۰. مشخصات خود را علاوه بر روی چمدان در محل مناسبی در داخل چمدان نیز بچسبانید.
 
۱۱. چنانچه قصد سفر با اتومبیل شخصی دارید، اتومبیل خود را قبل از سفر از نظر فنی و ایمنی تحت معاینه دقیق قرار دهید.
 
۱۲. در سفرهای زمینی داخلی برای صرف غذا توصیه می‌شود از رستوران‌های بین راهی دارای مجوز استفاده کنید.
 
۱۳. توصیه می‌شود از اقامت در منازل شخصی افراد بیگانه که بیشتر از نظر بهداشتی و سایر امور ایمنی در وضعیت مطلوبی نیست خودداری کنید و تنها از منازل استیجاری دارای مجوز استفاده کنید.
 
۱۴. از مشارکت در حمل اثاثیه و چمدان افرادی که نمی شناسید خودداری کنند.
 
۱۵. به اشخاص بدون اونیفورم و کارت شناسایی در فرودگاه‌ها و ترمینال‌ها و سایر اماکن که در ظاهر به قصد کمک یا کنترل مدارک و در باطن با نیت دیگری به شما نزدیک می‌شوند اعتماد نکرده و از ارایه وسایل همراه خود به خصوص گذرنامه و مدارک شخصی جدا خودداری کنید.
 
توصیه های غذایی
 
موسسه سلامت و بهبود تغذیه کشور نیز توصیه هایی به مسافران نوروزی دارد که از آن جمله پرهیز از مصرف تخم مرغ، سوسیس و کالباس در طول سفر است.
 
۱۶. این موسسه پیشنهاد داد که مسافران نوروزی برای پیشگیری از مسمومیت و تب شدید، تخم مرغ، سوسیس و کالباس را که حدود ۱۲ ساعت در هوای آزاد و خارج یخچال نگه داشته شده است، مصرف نکنند.
 
۱۷. مصرف مواد غذایی مانند سالاد الویه، همبرگر، کباب کوبیده و ‌پیاز در اماکن عمومی خطرزاست به نحوی که مسمومیت‌های غذایی در کودکان می تواند با خطر مرگ همراه باشد.
 
۱۸. مصرف آب سالم و نوشیدنی‌های سالم بدون گاز به ‌ویژه دوغ شیوه مناسبی برای حفظ سلامت درمسافرت های نوروزی است.
 
۱۹. میوه ‌ها و سبزیجاتی مانند هویج، گوجه فرنگی و ساقه کرفس در طول مسافرت بهترین میان وعده است زیرا این مواد حاوی آب، املاح و ویتامین های مورد نیاز بدن هستند.
 
توصیه های رانندگی
 
اداره راهنمایی و رانندگی نیز از فرصت مانده به تعطیلات استفاده کرده و از طریق کارشناسان و اطلاعیه ها موارد لازم را به مسافران گوشزد می کند.
 
۲۰. هر عاملی که باعث کاهش سطح هوشیاری یا تمرکز راننده شود ممکن است منجر به بروز تصادفات جاده‌ای مرگبار ‌شود، این عامل می تواند بحثی کوچک در داخل خودرو تا صحبت کردن با تلفن همراه و حتی استفاده از مواد روانگردان و دارو باشد.
 
۲۱. معمولا خانواده‌ها شب پیش از سفر دیر می‌خوابند و صبح زود از خواب بلند می‌شوند، همین عامل موجب خواب‌ آلوده بودن راننده هنگام رانندگی می‌شود.
 
۲۲. پس مسافران بهتر است شب قبل از سفر به خوبی استراحت و هنگام رانندگی هر دو ساعت یک بار ۱۰ دقیقه کنار جاده توقف کنند و چای یا قهوه بنوشند.
 
۲۳. حتی اگر هرگاه هنگام رانندگی احساس خواب‌ آلودگی کردید شیشه پنجره خودرو را پایین بکشید چون گرما باعث خواب‌ آلودگی می‌شود.
 
۲۴. سرنشینان خودرو به راننده توجه کافی داشته و هر از چند گاهی گفتگوی کوتاهی با راننده داشته باشند تا وی دچار احساس خواب‌ آلودگی نکند.
 
توصیه به مسافران قطار
 
اما در هنگام استفاده از قطار برای رفتن و یا برگشتن از مسافرت نیز با ید به چند نکته توجه کرد.
 
۲۵. با توجه به سنگینی ترافیک خودروها در تهران به ویژه در مسیرهای منتهی به ایستگاه راه آهن در روزهای پایانی سال لازم است مسافران برای رسیدن به موقع به ایستگاه زمان بیشتری در نظر بگیرند تا از حرکت قطارها جا نمانند.
 
۲۶. برای کنترل بلیت و بازرسی اثاثیه، لازم است مسافران یک ساعت قبل از حرکت در ایستگاه راه‌آهن حضور داشته باشند.
 
۲۷. همچنین مسافران باید در طول سفر با قطار، شناسنامه یا کارت شناسایی معتبر همراه داشته باشند و در صورت درخواست مأموران شرکت ارائه دهند.
 
۲۸. در صورت مفقود شدن بلیت مسافران، به شرط حضور بموقع در ایستگاه ، با دریافت گواهی شناسایی مسافر، ‌برای وی بلیت المثنی صادر می شود.
 
۲۹. مسافران قطار برای اعلام گزارش ها،‌ پیشنهادها و شکایات خود را با تلفن ۱۳۹ تماس بگیرند یا به ۳۰۰۰۱۳۹ پیامک ارسال کنند.
 
۳۰. شماره تلفن سامانه گردشگری ازجمله شماره‌هایی است که می‌تواند در طول سفر بسیاری از اطلاعات مورد نیاز همچون اطلاعات هتل‌ها، جاده‌ها، آژانس‌های مسافرتی، اماکن تاریخی و گردشگری شهرها و وضعیت راه‌ها را بصورت شبانه روزی در اختیار مسافران قرار دهد. این سامانه با شماره تلفن ۰۹۶۶۹ ، همچنین در صورت بروز هرگونه مشکل، وظیفه رسیدگی به شکایات و رفع مشکلات مسافران را نیز برعهده دارد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 دی1390 توسط پرویزالف

تاريخچه اتومبيل

اتومبیل را شخص بخصوصی اختراع نکرد بلکه این وسیله بتدریج تکامل یافت و به شکل امروزی در آمد.اتومبیل‌های اولیه شبیه درشکه بود و با نیروی بخار به حرکت در می‌آمد. آغاز زندگی و پیدایش خودرو‌های موتوری به سال ۱۷۶۹ میلادی باز می‌گردد، هنگامی که مهندس نظامی فرانسوی، نیکولاس ژوزف کاگنوت، یک سه چرخه بخار را برای کشیدن و حمل و نقل قطعات توپ می‌سازد. پس از گذشت چند سال از آن تاریخ یک مدل بهتر ساخته می‌شود. در اثر برخورد آن با دیوار سبب رخ دادن نخستین پیش آمد رانندگی در تاریخ خودرو‌های جاده‌ای می‌گردد. در پی آن در سال ۱۷۸۴ میلادی یک خودرو با موتور بخار توسط مهندس اسکاتلندی جیمز وات ساخته می‌شود، که از کارایی چندانی برخوردار نبود. در سال ۱۸۰۲ میلادی ریچارد ترویتیک انگلیسی یک واگن بخار را به وجود آورد که فاصلهٔ میان کورنوال و لندن را می‌پیماید. یک شب به سبب فراموشی ترویتیک در خاموش کردن آتش دیگ بخار، واگن طعمه آتش سوزی شده و از بین می‌رود. بازار کالسکه‌ها و واگن‌های بخار در انگلیس تا سال ۱۸۶۵ میلادی رونق داشت تا اینکه سرانجام رقابت با راه آهن و نیز تصویب قوانین صریح برعلیه سرعت به عمر این دسته از خودروها پایان میدهد. نخستین سواری‌های عملی که موتور بنزینی توان آنها را فراهم می‌ساخت، در سال ۱۸۸۶ میلادی ایجاد شده و سازندگان عمده آن کارل بنز و گوتلیب دایملر می‌باشند که جدا گانه کارمی‌کردند

شروع صنایع اتومبیل 

با اختراع موتور احتراقی در سال ۱۸۶۰ میلادی بوسیله یک نفر بلژیکی بنام اتی ین لونوار آغاز شد. در سال ۱۸۷۴ زیگفرید مارکوس در شهر وین یک موتور چهار سیلندر اختراع کرد که بوسیله بخار کار می‌کرد و از نوع موتور‌های برون سوز بحساب می‌آمد. در سال ۱۸۷۶ یک مهندس آلمانی بنام نیکلاس اتو یک موتور احتراق داخلی را با موفقیت به مرحله ظهور رساند.تبدیل سوخت مایع به گاز تاثیر مهمی در این صنعت ایجاد کرد. دو نفر به نامهای گات لیب دایملر و ویلهلم مای باخ که هر دوی آنها از اتو تجربه اندوزی کرده بودند در شهر اشتوتگارت در سال ۱۸۸۲ کارگاهی دایر نمودند و پس از گذشت یکسال اولین موتور خود را عرضه نمودند. موتور آنها نوعی موتور سبک با سرعت بالا در حدود ۹۰۰RPM بود که نسبت به موتورهای احتراق داخلی آن زمان که حداکثر دورشان ۲۰۰RPM بود نوعی موفقیت محسوب میشد. موتور ساخت دایملر کم کم از صورت تک سیلندر به نوع دو سیلندر V شکل مبدل گردید که مجهز به کاربراتور بود.کاربراتور موتور دایملر را مای باخ طراحی کرده بود.دایملر سیستم جرقه زنی بدیعی را به خدمت گرفت که به سیستم جرقه زنی لوله داغ موسوم بود.

1885Benz.jpg

در این روش عمل ایجاد جرقه توسط یک لوله پلاتینی که در بالای سیلندر قرار داشت و انتهای دیگرش توسط شعله سرخ نگهداشته می‌شد انجام می‌گردید. کارل بنز آلمانی که ده سال از دایملر جوان تر بود برای سیستم جرقه زنی خود از الکتریسته استفاده کرد. او موتور چهار سیلندریس را طراحی نمود و در روی یک وسیله نقلیه سه چرخ قرار داد. دو اثر دیگر کارل بنز یعنی سوپاپ قارچی شکل و سیستم خنک کاری با آب او هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرند. سیستم خنک کاری دایملر به آب حرکت چرخشی اجباری نمی‌داد بلکه مخزن آبی در سطح بالاتر از موتور قرار داشت و آب گرم به علت سبک شدن بطرف بالا و آب سرد به جهت سنگینی بطرف پایین حرکت می‌نمود که به این سیستم ترموسیفون می‌گویند. بالاخره دایملر در سال ۱۸۸۶ یک وسیله نقلیه چهار چرخ طراحی نمود. در سالهای بعد بنز به عنوان تجارت وسیله نقلیه سه چرخ را ببازار عرضه کرد که به این ترتیب اولین اتومبیل به همراه سر و صدا و مشکلات فراوان وارد بازار شد. دایملر نیز با عرضه اتومبیل خود صنعت اتومبیل سازی را مجهز نمود تا با سرعت بیشتر وارد قرن بیستم شود.

نوآوری امیل لواسور

امیل لواسور توانست سامانه انتقال قدرت را که تا آن زمان تسمه‌ای بود بصورت کلاچ و گیربکس درآورد. به علاوه سیستم موتور جلو و محرک عقب را طراحی نمود. گرچه صنعت خودرو در آلمان متولد شد و در فرانسه رشد پیدا نمود ولی در کشورهای انگلیس و آمریکا پیگیری بیشتری نسبت به ان به عمل آمد. در انگلستان مردم استقبال خوبی از اتومبیل به عمل نیاوردند و می‌گفتند که حمل و نقل بوسیله چهار پا بهتر است نتیجتا اتومبیل در انجا ممنوع گردید ولی در سال ۱۹۰۵ دولت انگلیس سفارش خرید اتومبیل را به یک شرکت انگلیسی داد.

قانون پرچم قرمز

قانونی به تصویب رسید که براساس آن به موتورهای بخاری اجازه می‌داد که در شهرها با سرعتی معادل قدم زدن حرکت کنند. برای لکوموتیو‌ها سرعت مجاز تا سال ۱۸۶۵ برابر ۶ کیلومتر در ساعت تعیین شد. به دارندگان وسیله نقلیه به دیده تحقیر نگریسته می‌شد و آنها را موظف می‌کردند تا پشت سر یک نفر پرچم بدست با فاصله ۵۵ متر حرکت کنند.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 دی1390 توسط پرویزالف

پرندگان بومی و مهاجر منطقه سیستان

نام علمي --------------- نام بومي ------------------ تلفظ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ـــــــــــــــــــــــــ

کله سبز ----------------- سوزگردن ----------------- souzgardan

نوک پهن ----------------- کمچه --------------------- kamcheh

خوتکا --------------------- روويک --------------------- rouvic

باکلان --------------------- نرو ------------------------ narou

آنقوت --------------------- چرو ----------------------- charou

تنجه ---------------------- کله مرغ ------------------ kalamargh

فيلوش -------------------- سيخ دم ---------------- sikhdem

بحري --------------------- شنک --------------------- shenak

شاهين ------------------- باشه --------------------- basha

کلاغ ----------------------- گراغ ---------------------- garagh

دم جنبانک --------------- تيسک --------------------- tisk

جنبان --------------------- چرتک --------------------- chortak

اردک سرحنائي ---------- بلغي --------------------- balghi

گيلار ---------------------- چورکش ------------------ chorcash

اردک مرمري ------------- مو ------------------------ mou

گيلانشاه ----------------- خرچوشک --------------- kharchoushk

آب چليک ----------------- چوشک ------------------ choushk

گيلانشاه بال سفيد ---- چوشک الفه دم --------- choushkalghadem

چوپا ---------------------- سيرپووک ---------------- sirpovak

خروس کولي سفيد ----- تغلک -------------------- taghalak

خروس کولي ------------ سيه بالک --------------- seabalak

اکراس -------------------- بزک --------------------- bazak

بوتيمار ------------------- باغک -------------------- baghak

کشيم گردن سياه ----- سرمکه ------------------ sormakah

کشيم کوچک ---------- نيملک -------------------- nimalak

کشيم بزرگ ----------- الياسک ------------------- elyasak

سنقورگندم زار -------- شنک --------------------- shenak

کوکر ------------------- چغور ---------------------- choghor

ليکو ------------------- سوسو -------------------- sousou

چکاوک کاکلي -------- کملک --------------------- kemalak

چکاوک هدهدي ------ چوپون مسخره ----------- choponemaskhara

هدهد ----------------- شونه سر ----------------- shonasar

چکاوک آسماني ----- چريک ---------------------- chrik

هوبره ----------------- طوقدري ------------------- toghdari

عروس غاز ------------ بط ------------------------- baat

فلامينگو -------------- عرب ----------------------- arab

چنگرنوک سرخ ------ مدمک --------------------- mademak

کاکائي سرسياه ---- کفترک --------------------- kaftarak

کاکائي درياي خزر --- زبو ------------------------- zabou

کاکائي بزرگ -------- لکي ------------------------ laki

کفچه نوک ---------- چاشک --------------------- chashk

پرستودريائي ------- جيغک ----------------------- jighak

ميوه خور ----------- خرماخورک ------------------ khormakhorak

سسک پرصدا ----- ني بورک --------------------- niborak

شبگرد ------------ لگوبورک ----------------------- lagoborak

اردک تاجدار ------- خوسر ------------------------- khosar

اردک دم دراز ------ لشکري ----------------------- lashkari

سياه خروس ------ خروسک ---------------------- khorosak

ماهي خورکوچک -- جينگ جينگک ----------------- jingjingak

دال ----------------- لاشه خور --------------------- lashekhor

کرکس ------------- باشه دم سفه ---------------- bashedemsefe

سار ---------------- سارک -------------------------- sarak

سبزقبا ------------- سور ---------------------------- sor

چنگر --------------- چور ----------------------------- chor

حواصيل ----------- لگو ------------------------------ lago

پليکان ------------- کمو ----------------------------- komo

دراج --------------- پور ------------------------------- pour

گنجشک --------- چغک ----------------------------- choghok

پرستو ----------- پلپلاسي ------------------------- palpalasi

بلدرچين --------- کرک ------------------------------ karrak

درنا -------------- کلنگ ----------------------------- keleng

طاووسک -------- بستوني ------------------------ bostouni

بوف -------------- بوم ----------------------------- boum

پرنده پور (دراج)
پور یا دراج (Francolinus francolinus) پرنده اي است از تيره ماكيانيان از نظر ظاهري جثه اي متوسط(حدود 25-35 سانتي متر) و تقريباً هم اندازه كبك دارد.پرنده نر اندكي از جنس ماده خود بزرگتر است و بدني خوش رنگ و زيبا دارد .
این گونه بومی صدایی مخصوص دارد و صدای پرنده نر اغلب در اوایل صبح و یا غروب بسیار بلند شنیده می شود.
زیستگاه این پرونده در علفزارها و بیشتر در مناطقی که گیاهان بلند روییده باشد و یا همچنین در حاشیه رودخانه ها است و گونه دراج اغلب چنین مناطقی را برای زیستن انتخاب می کند.
دراج همه چیز خوار بوده و تنوع غذایی، گیاهی و جانوری زیادی دارد اما اغلب غذای این پرنده را بذر گیاهان و حشرات تشکیل می دهد.

[تصویر: 1314645240_500_56a96cb369.jpg]


[تصویر: 1315151090_500_6e2a42c04e.jpg]


این دو عکس از دو گونه متفاوت نیستند بلکه این ها تفاوت هایی است که بین جنس نر و ماده وجود دارد

پرنده نر به‌طور کلی سیاه است با خال‌ها و راه‌راه عرضی سفید به ویژه در پهلوها ، تارک و پس گردن قهوه‌ای ، نوار چشم سیاه ، پوش‌پرهای گوش و گونه سفید و نیم طوق پهن خرمائی در پس گردن دارد . پرنده ماده به طور کلی قهوه‌ای است با خط وخال سیاه و نخودی و یک لکه بزرگ خرمائی در پس گردن دارد ، پرهای کناری دم در هر دو جنس سیاه است . معمولا جفت جفت دیده می شوند . بنابر این تصویر یک مربوط به جنس نر هست و تصویر دوم مربوط به جنس ماده

پرنده کملک (چکاوک)

کملک یا چکاوک یا کاکلی با نام انگلیسی : Crested Lark، نام فرانسوی : Alouette cochevis
و نام علمی (لاتین) : Galerida cristata
پرندگانی خوش آواز باپر وبال رگه رگه وقهوه‌ای رنگ هستند که اغلب درحال پرواز آواز می‌خوانند. روی زمین بیشتر راه می‌روند یا می‌دوند. معمولاً ناخن انگشت عقبی پای آنها دراز، راست ونوک تیز است.
زیستگاه این پرنده در عفلزارهای هموار، بیابان های خشک، کنار جاده ها، کوره ها، کشتزارها و اغلب نزدیک مناطق مسکونی، به سر برده و روی زمین آشیانه می سازد. در ایران، بومی و فراوان است.

[تصویر: 1314546899_500_c9e2d06d13.jpg]

پرنده چور (چنگر)
چَنگَر یا چور پرنده‌ای آبزی به رنگ سیاه است که رنگ سر و گردنش براق تر و منقار و پیشانی‌اش سفید رنگ است. این پرنده در تالاب ها زندگی می کند و یکی از پرندگان اصلی سیستان در تالاب و دریاچه هامون است.
پاهایش سبز زیتونی است با انگشتان بزرگ کنگره‌دار که هنگام پرواز امتداد آنها در عقب بدن مانند یک دم دراز جلوه می کند. به سختی پرواز می کند و هنگام فرود آمدن ، به سطح آب برخورد کرده باعث ایجاد صدا و ترشح آب می شود.در آغاز پرواز مدتی روی آب می دود .

زیستگاه:
در نیزارها با آب باز، باتلاق ها، دریاچه ها و گاهی حاشیه رودخانه های وسیع بسر می برد و در بین سایر گیاهان حاشیه آبها و نیزارهای انبوه آشیانه می سازد .

نام های پور (چنگر)
نام انگلیسی : Coot (common coot- Eurasian coot)
نام فرانسوی : Foulque macroule
نام علمی (لاتین) : Fulica atra



[تصویر: 1314729591_500_e22a0c001d.jpg]


[تصویر: 1314729656_500_bc6a64b3e0.jpg]

پرنده سوز گردن (کله سبز)
نام سیستانی: سوز گردن souzgardan
نام انگلیسی : Mallard
نام فرانسوی : Canard Colvert
نام علمی (لاتین) : Anas platyrhynchos

این پرنده از خانواده مرغابی ها می باشد و بیشتر در دریاچه ها و نیزارهای رودخانه، و دریاچه های ایران منجمله سیستان زندگی می کند.
اردک سر سبز، معمولا پرنده ای ساکت است، اما نر آن صدای آرامی دارد که از بینی و به صورت "غاب-qhab" شنیده می شود و هنگام نمایش جنسی صدای ضعیف و کشیده و سوت مانندی شبیه "پیو-piu" دارد. صدای پرنده ماده شبیه "غار غار" شنیده می شود
عمدتا در دریاچه‌ها برکه‌ها ، رودخانه‌ها ، تالاب‌ها دیده می شود. زمستان‌ها در سواحا پناه‌دار دریاها و خورها دیده می شود. در بین انبوه گیاهان نزدیک آب و گاهی در سوراخ‌های زمین آشیانه می سازد.


سوزگردن نر

[تصویر: 1315055239_500_facdd2d589.jpg]


سوزگردن ماده

[تصویر: 1315055287_500_d2adbe4501.jpg]

 
پرنده روویک (خوتکا)
روویک (rouvic) از اولین پرندگان مهاجری هستند که با فرا رسیدن فصل سرما به سوی آسمان کشور و به سوی تالاب ها بخصوص تالاب و دریاچه هامون در سیستان پرواز می کنند .خوتکا کوچکترین اردک ایران و از خانواده ی غازیان است.
این پرنده در اوراسیا تخم گذازی می‌کند و در فصل سرما به سمت جنوب مهاجرت میکند.
صیادان هاخوتکا ها را به روش کمین در کومه یا با استفاده از تور های هوایی شکار میکنند . تور های هوایی تور هایی شبیه تور والیبال هستند که کمی شل بسته میشود . این تور ها را شب ها ، دور تالاب ها و محل تجمع خوتکا ها نصب میکنند تا این پرنده ها هنگام پرواز ، میان ان ها به دام بیفتند.

[تصویر: 1315066928_500_ac8129dbe6.jpg]


پرنده سیخدم (فیلوش)
پرنده سیخدم (فیلوش) در راسته غازسانان و تیره مرغابیان و زیر تیره اردکها قرار دارد و از اردکهای روی آبچر است.
اين پرنده در آب هاي شيرين و لب شور، باتلاق ها، بركه ها، سواحل درياها و مصب هاي باتلاقي ایران و بالخصوص سیستان به سر مي برد و در زمانهاي غروب و يا شب براي پيدا كردن غذا روي آبچري مي كند. در زمان لانه سازي اين پرنده از حشرات آبي، حلزون ها و سخت پوستان نيز تغذيه مي كند.
لانه اين پرنده به صورت حفره كم عمقي است كه روي زمين كنده مي شود و روي آن با گياهان پوشانيده مي شود. اين پرنده لانه خود را در نواحي خشك و دور از آب درست مي كند. در دوره جفت يابي، اغلب تعدادي پرنده نر ديده مي شود كه در تعقيب يك پرنده ماده در پرواز هستند.

منابع و اطلاعات بیشتر:

*
پرندگان ایران
* طبیعت زنده
*فیلوش

[تصویر: 1315218959_500_c2cd3ca168.jpg]


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 29 آذر1390 توسط پرویزالف



شرق شناسان و مورخان متفق القولند که ایرانیان نزدیک به سه هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را که درازترین و تاریک ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در کنار یکدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیه آنان را تضعیف نکند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یک شب طولانی و سیاه که تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.

واژه یلدا، از دوران ساسانیان که متمایل به به کارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به کار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است که از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست که هنوز در بسیاری از نقاط  مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مرکب شب چله استفاده می شود

پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر  زمین) روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می کشیدند که نمی خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان که گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است که پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده که دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده که ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست که انگلیسی یک زبان گرمانیک (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود که مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می کرد.

مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت که در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت کلیسا، کریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند که چهار روز و در سال های کبیسه سه روز بیشتر از یلدا فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یکی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.آراستن سرو و کاج در کریسمس هم از ایران  اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریکی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می کردند که تا سال بعد یک نهال سرو دیگر کشت کنند.

فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (کیانیان که از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:

که ما را ز دین بهی ننگ نیست

به گیتی، به از دین هوشنگ نیست

همه راه داد است و آیین مهر

نظر کردن اندر شمار سپهر

آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نکرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را که انبار کرده اند و خشکبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شکست تاریکی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران ، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید که بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا که به زعم آنان در این شب، تاریکی و سیاهی در اوج خود است.

خور روز (دی گان)- یکم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و کارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی، حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می کردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.


دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است.

بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد.


فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است (در کتاب عشایر و طوایف سیستان و بلوچستان نوشته ایرج افشار سیستانی، در فصل فرهنگ عامیانه مردم سیستان، از این ماه با اندکی تغییر به اسم «كواز» نام برده شده است)

شب یلدا تنها چند روزی با کریسمس که به باور بیشتر فرقه های مسیحی شب تولد عیسی مسیح است فاصله دارد. علاوه بر آن بعضی عناصر موجود دراین مراسم  مانند درخت کریسمس به باورهای ایران باستان نزدیکی دارد (سرو ودیگر گیاهان سبز در مراسم آئینی ادیان باستانی ایران وجود داشته و تا امروز هم شاخه های سرو در مراسم اوستا خوانی و گهنبارهای زرتشتیان دیده می شود). به این دلایل ارتباط این دو جشن بحث های فراوانی بخصوص از جانب ایرانیان و ایران پژوهان  به همراه داشته است.

و اکنون راحت تر به این باور خواهیم رسید که درخت کورگز سیستانیان (که بارز ترین نمونه آنرا در درون و اطراف آرامگاه بی بی دوست شاهدیم) با درخت سرو زرتشتیان و درخت کاج عیسویان در جشن کریسمس، همسوئی  تاریخی دارد .

هندوانه در شب يلدا


ادگاه اصلی هندوانه، هندوستان است به همین خاطر، وجه تسمیه  آن (هند وانه) به معنای میوه هند معروف شده است. 
هندوانه میوه ای شیرین و آبدار است كه نه تنها باعث رفع تشنگی در هوای گرم تابستان می شود بلكه اثرات بسیار مفید دیگری نیز دارد كه برای ما نا شناخته است. به همین دلیل سعی كرده ایم طی این مطلب، فواید بی شمار آن را برای شما بیان كنیم .
هندوانه منبع غنی ویتامینA( به شكل بتاكاروتن ) و ویتامینCمی باشد. این میوه پرفایده التهاباتی را كه در بیماری هایی مثل آسم، تصلب شرائین، سرطان روده و التهاب مفاصل وجود دارد، از بین می برد.
همچنین منبع خیلی خوبی از آنتی اكسیدان كاروتنوئیدی بنام لیكوپن می باشد. لیكوپن یك رنگدانه شیمیایی است كه باعث ایجاد رنگ قرمز در هندوانه می شود و اثرات ضد اكسیدانی قوی دارد. این آنتی اكسیدان به تمامی نقاط بدن رفته و رادیكال های آزاد را خنثی می كند.
رادیكال های آزاد مولكول هایی هستند كه باعث تخریب بسیاری از بافت های بدن می شوند.
اثرات تخریبی رادیكال های آزاد در بدن شامل موارد زیر است:
1- باعث اكسیده شدن كلسترول می شوند، در نتیجه كلسترول به دیواره رگ های خونی می چسبد و می تواند باعث بروز حملات قلبی و سكته شود .
2- باعث انقباض و بسته شدن راههای تنفسی و درنتیجه تشدید حملات آسم می شوند.
3- باعث افزایش التهابات ناشی از استئوآرتریت1 و آرتریت روماتوئید2 می شوند، در نتیجه تخریب مفاصل را در این شرایط بیشتر می كنند .
4- باعث آسیب سلول های دیواره روده و تبدیل آنها به سلول های سرطانی می شوند .
خوشبختانه ویتامینCو بتا كاروتن بعنوان آنتی اكسیدان های قوی ( كه هر دو در هندوانه به مقدار فراوان وجود دارند)، رادیكال های آزاد را به دام انداخته و از اثرات مخرب آنها در بدن جلوگیری می كنند .
در تعدادی از مطالعات علمی ثابت شده است كه دریافت بالای ویتامینCو بتاكاروتن، خطربروز بیماری های قلبی، اسپاسم راه های تنفسی در بیماری آسم و سرطان روده را كاهش می دهد و نیز شدت علائم استئوآرتریت و آرتریت روماتوئید را كم می كند .
یك لیوان هندوانه 20درصد نیاز روزانه به ویتامینCو 14 در صد نیاز روزانه به ویتامینAرا تامین می كند.
 
هندوانه از لحاظ ویتامین های گروه Bنیز كه برای تولید انرژی لازم هستند، غنی است و منبع خوبی از ویتامین هایB1،B6،B5(اسید پانتوتنیك)، بیوتین (یك نوع ویتامینB) و نیز منیزیوم، پتاسیم و فیبر غذایی است. پس می توان گفت كه دارای ارزش غذایی بالایی است.
هندوانه دارای آب فراوان و انرژی كمی است در نتیجه نسبت به سایر میوه ها ، مواد مغذی بیشتری در هر كالری دارد كه نشان دهنده اثرات مفید آن در بهبود سلامتی بدن است .
لیكوپن آنتی اكسیدان قوی است كه در گوجه فرنگی بخصوص محصولات پخته آن، هندوانه و انبه به مقدار فراوان وجود دارد و جذب آن از محصولات پخته گوجه فرنگی مثل سس و رب گوجه فرنگی كه مقدار كمی روغن مثل روغن زیتون داشته باشند، به خوبی صورت می گیرد.
مطالعات زیادی در مورد لیكوپن و اثرات ضد سرطانی آن انجام شده است و نشان داده بر خلاف سایر رنگدانه های غذاهای گیاهی كه فقط در حیوانات موثر بوده اند، لیكوپن در مطالعات انسانی هم دارای اثرات ضد سرطانی بوده است.

 این سرطان ها شامل: سرطان پروستات، سرطان سینه، سرطان رحم، سرطان ریه و سرطان روده بزرگ بوده است.
مطالعه جدیدی در سال 2003 میلادی نشان داد، بیمارانی كه دارای پولیپ آدنومی روده بزرگ3 بوده اند ( كه زمینه ساز سرطان روده است)، لیكوپن خونشان 35 در صد پایین تر از افراد سالم بوده است. همچنین بتاكاروتن موجود در خونشان، 5/25 در صد كمتر بوده كه این تغییر مهم نیست.
ولی تحقیقات جدید ثابت كرده است، فقط مقدار پایین لیكوپن خون (كمتر از70 میكروگرم در لیتر) و كشیدن سیگار، دو عامل خطر مهم در بروز پولیپ آدنومی روده هستند.مقدار كم لیكوپن خون خطر بروز بیماری فوق را 230 درصد و كشیدن سیگار 302 درصد افزایش می دهد كه تاثیر بسیار چشمگیری است.
خاصیت آنتی اكسیدانی لیكوپن، از بیماری های قلبی نیز پیشگیری می كند. جلوگیری از آسیبDNAموجود در گلبول های سفید خون نیز به دلیل اثر آنتی اكسیدانی لیكوپن است.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 24 آذر1390 توسط پرویزالف

خودروهای تولیدی یا مونتاژی ایران

تیبا یا خودرو ملی شرکت سایپا، (با نام پیشین مینیاتور)

 

پرونده:Saipa Tiba.jpg

تیبا یا خودرو ملی شرکت سایپا، (با نام پیشین مینیاتور) اولین محصول سایپا است که بیش از ۴۵ ٪ از مراحل ساخت آن در ایران انجام شده‌است این خودرو بر روی پلتفورم S۸۱ ساخته شده. ظرفیت موتور آن cc ۱۵۰۰ و مصرف سوخت آن حدود ۵/۶ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر اعلام شده‌است. موتور انژکتوری این خودرو با توجه به آلایندگی و مصرف سوخت اندک استاندارد یورو ۳ را دارا می‌باشد و قادر است استاندارد یورو ۴ را نیز دریافت نماید.

تیبا پنج دنده بوده و موتور آن دارای ۸۰ اسب بخار قدرت می‌باشد و سرعت آن حداکثر ۲۰۰ کیلومتر در ساعت ومجهز به ترمز دیسکی چرخ جلو با سیستم خنک کننده‌است.

طراحی بدنه تیبا توسط متخصصان ایرانی در مرکز تحقیقات و نوآوری سایپا، طراحی موتور در آلمان، سیستم ترمز آن با همکاری بوش آلمان انجام شده و پلت فورم کاملآ ایرانی است

این خودرو از سال ۱۳۸۹ در سایپا کاشان تولید می شود.

نام تیبا

«تیبا» در لغت نامه دهخدا آهو معنی شده‌است. در این لغت نامه آمده‌است: تیبا (هزوارش) به زبان زند و پازند آهو را گویند. در راستای تغییر نام مینیاتور بیش از ۹۰ هزار نام پیشنهادی به شرکت سایپا ارائه شد که پس از بررسی توسط کمیته تغییر نام مینیاتور مورد پایش قرار گرفت

ریو

Kia-Rio.jpg


ریو یک خودرو سواری، محصول شرکت کیا موتورز کره جنوبی است. ریو در ایران توسط شرکت سایپا تولید می‌شود.

زانتیا

Citroen Xantia front 20080228.jpg

برخلاف تمام انتظارات و همچنین ظاهر بزرگ و با دارا بودن دو ایربگ وسایر امکانات ایمنی، این خودرو توانست فقط 2 ستاره ایمنی از 5 ستاره را از موسسه Euro NCAP دریافت کند و در بررسی مجدد در سال 2009 نیز یک ستاره را از دست داده و تنها 1 ستاره ایمنی دیگر برای آن باقی ماند و این موضوع باعث توقف تولید آن در اروپا شد
 
كاروان

حداکثر سرعت:۱۶۰ کیلومتر در ساعت

موتور ۴سیلندر

گنجایش موتور: ۲۴۰۰ سی سی

توان: ۱۰۵ اسب بخار در ۴۸۰۰ دور

تورک:۱۹۰ نیوتن متر در۲۴۰۰ دور

گیربکس دستی ۴ سرعت

طول: ۵٫۷۴ متر

عرض: ۱٫۹۵ متر

ارتفاع:۱٫۸ متر

وزن:۲۳۰۰ کیلوگرم

ظرفیت باربری:۶۰۰ کیلوگرم

حجم باک:۶۴ لیتر

مصرف سوخت در بزرگراه :۸٫۷۵ لیتر در صد کیلومتر

فرمان:هیدرولیک و دارای تنظیم تلسکوپی

سايپا۱۱۱
از نخستین روزها ی ورود پراید به خیابان‌های ایران، مدل هاچ بک این خودرو طرفداران خاص و متعصب خود را داشته و هنوز هم دارد . سایپا طی فیس لیفت‌های گوناگونی مدل صبا ( صندوق دار ) پراید را دگرگون کرد و انتخاب‌های متنوعی را برای مشتریان این مدل از پراید به وجود آورد . اما پس از گذشت مدت بسیاری از مونتاژ پراید نسیم ( هاچ بک ) هیچ تغییری در ظاهر این خودرو حاصل نشده بود تا این که پروژه‌ای تحت نام سایپا ۱۱۱ در اسفند سال ۱۳۸۶ در مرکز تحقیقات سایپا کلید خورد . خودرو سایپا ۱۱۱ در فروردین و خرداد ۱۳۸۷ کلینیک شد و پیش از آغاز مدل سازی با استقبال ۹۰ درصدی مردم در کلینیک این خودرو قرار گرفت . فعالیت‌های مهندسی این خودرو در خرداد و مرداد ماه ۱۳۸۷ پیگری شد و نمونه سازی‌ها و آزمایش‌های گوناگون روی این خودرو در مهر ماه ۸۷ به پایان رسیدند
سايپا۱۴۱
سایپا ۱۴۱ یکی از محصولات سایپا است. این خودرو همان پراید تغییریافته است. این مدل در واقع مدل لیفت بک سایپا ۱۳۱ یا در واقع همان سایپا صبا می باشد.به دلیل ظاهر خارجی زیباتر و داخل کابین جدید و زیبا و نیز صندوق با ظرفیت بیشتر از محبوبترین نوع خودرو پراید به شمار می‌رود و از پر فروشترین خودروهای سال ایران است.قیمت فول آپشن آن با سوخت بنزین ۸ میلیون تومان می‌باشد
سایپا ۱۳۲
سایپا۱۳۱

رنو ۲۱ (Renault ۲۱)

 

Renault 21 front 20080612.jpg

 

رنو ۲۱ (Renault ۲۱) خودرویی است که در مارسی، فرانسه، بورسا، ترکیه، کلمبیا، پکن، تمدن چین و آرژانتین تولید شده‌است. طراحی آن خودروهای موتور جلو-محور جلو، خودروهای موتور جلو-چهار چرخ متحرک بوده طول آن در حالت طبیعی ۴٬۴۶۲ میلی‌متر (۱۷۵٫۷ اینچ) و عرض آن در حالت طبیعی ۱٬۷۱۵ میلی‌متر (۶۷٫۵ اینچ) و ارتفاع آن در حالت طبیعی ۱٬۴۱۵ میلی‌متر (۵۵٫۷ اینچ) است. سیستم جعبه‌دندهٔ آن ۳ دنده به دو صورت خودکار و دستی است.

رنو ۵

رنو ۵ یکی از مدل‌های محبوب رنو است که در ایران محبوبیت زیادی دارد. در ایران سایپا مونتاژ کننده رنو ۵ بود تا این که در سال ۱۹۹۷ میلادی خط تولید رنو ۵ را شرکت پارس خودرو خریداری کرد و این خودرو را با نام سپند وارد بازار کرد و در سال ۲۰۰۴ این خودرو با موتور ۱۳۰۰ سی‌سی پراید و طراحی جدید با نام پی‌کی وارد بازار شد. از اواسط سال ۲۰۰۷ تولید این خودرو در ایران متوقف شده‌است.
 
ژیان

 

این خودرو بر پایه مدل مشهور سیتروئن ۲CV بوده و ۱٫۹ میلیون دستگاه از آن تولید شده‌است. ژیان توسط فرانسوی‌ها و در مقابله با فولکس‌واگن آلمان ساخته شد و هدف آن تولید خودرویی متناسب با شهرها و نیازهای خانواده و با حداقل قیمت و هزینه نگهداری بود. تولید ژیان از دهه ۳۰ آغاز و با گذشت زمان تغییراتی در شکل ظاهری و قسمت‌های فنی آن ایجاد شد که باعث ادامه روند تولید آن و عرضه در مدل‌های گوناگون گشت. این خودرو اولین بار در اتوشوی پاریس ۱۹۴۸ رونمایی شده و گفته می‌شود تا سال ۱۹۹۰ که در مدل‌های مختلفی که تولید کرده حدود ۵میلیون دستگاه فروش داشته‌است. از مدل‌های آن می‌توان dyane، ۲CV، Ami، Mehari و SM و یک نسخه اِستیشِن با نام Acadiane را نام برد این خودرو حتی مدل ۴wd هم داشته که به اسم ۲CV Sahara تولید شده‌است. مدل موجود در ایران Dyane است که در دهه ۷۰ میلادی تولید شد. خودروی ژیان در فرانسه با نام دو شوو (Deux Chevaux) معروف است، دو شوو در زبان فرانسوی به معنای دو اسب است که بیانگر قدرت دو اسبی این خودرو در مقیاس فرانسوی است. محبوبیت فراوان این خودرو بیشتر به خاطر قیمت ارزان و مصرف بسیار کم بنزین آن است. در واقع، ژیان پاسخ سیتروئن به مدل رنو ۴ بود که بعد از معرفی آن در سال ۱۹۶۱ باعث سقوط فروش مدل ۲CV شد. این اتومبیل مانند cv۲ از موتور دو سیلندری که توسط هوا خنک می‌شود بهره می‌برد. موتور این اتومبیل در ابتدا همانند cv۲ از حجم ۴۳۵ سی سی برخوردار بود اما در ادامه تولید آن حجم موتور به ۶۰۲ سی سی افزایش یافت که موجب تولید قدرت و سرعت بیشتر اتومبیل شد. شرکت اتومبیل سازی سایپا این اتومبیل را در ایران مونتاژ کرده‌است.

پژو آردی

پژو آردی خودرویی است که پوسته خارجی (شکل ظاهری بدنه) و تقویت پوسته آن مطابق پژو ۴۰۵ و عمده قطعات نیروی محرکه آن مطابق پیکان ۱۶۰۰ است. این خودرو که با نظارت شرکت پژو در ایران خودرو ساخته می‌شد و با دیفرانسیل عقب است، با استفاده از دو حرف نام لاتین دیفرانسیل عقب (Rear wheel drive) دوحرف RD ا نتخاب و در کنار نام پژو قرا ر گرفت و به این ترتیب خودرویی با نام پژو RD نام گذاری شد.

تولید این خودرو هم اکنود در ایران خودرو متوقف شده و تولید آن با پژو روآ جایگزین شده است

پژو پارس

پژو پارس خودرویی محصول ایران خودرو است. این خودرو تغییر چهره یافتهٔ پژو ۴۰۵ است. خودرو پژو پارس با نام داخلی اکس۹ (به انگلیسی: X9) در ابتدا با نام پژو پرشیا به بازار عرضه شد ولی چندی بعد به پژو پارس تغییر نام داد. پژو پارس تاکنون در چهار نوع پارس معمولی، پارس ۱۶ سوپاپ (به انگلیسی: Pars 16V)، پارس اِگزک (به انگلیسی: Pars Exec) و پارس ئی‌ال‌اکس (به انگلیسی: Pars ELX) تولید و عرضه شده است

پژو ۲۰۶

Peugeot 206 front 20090416.jpg

پژو ۲۰۶ یک خودروی سواری تولید شرکت پژو می‌باشد، به جهت هندلینگ مناسب، جذابیت ظاهری و هچنین گزینه‌های گوناگون و فراوان در سراسر جهان طرفداران زیادی دارد و در ایران با ۶ تیپ تولید و عرضه می‌گردد. اگرچه در سال 2010 در بسیاری از کشورهای اروپایی تولید آن متوقف شد، اما فروش آن با نام 206+ در اروپا از سال 2009 آغاز شد.

پژو ۴۰۵

پژو 405

پژو ۴۰۵ یک خودرو ی خانوادگی در کلاس سدان‌های بزرگ می‌باشد که برای اولین بار توسط شرکت فرانسوی پژو ارائه شد. پژو ۴۰۵ در سال ۱۹۸۸ مقام خودروی برگزیدهٔ اروپا را از آن خود کرده بود.

تندر ۹۰

 

تندر ۹۰ خودرو رنو مدل لوگان ال ۹۰ است که در ایران توسط شرکت رنو پارس که کنسرسیومی از شرکت‌های ایران خودرو، سایپا و پارس خودرو است، برای تولید تندر ۹۰ و مگان تشکیل شده‌است

این خودرو در اروپا با نام داچیا لوگان تولید می‌شود.

این خودرو بر پایه پلاتفرم ایکس نود طراحی شده‌است

رانا

 

رانا یک خودرو ایرانی محصول ایران خودرو است. این خودرو بر روی پلتفورم ایکس ۱۲ یا همان پژو ۲۰۶ اس‌دی ساخته شده‌است. رانا به معنای رونده‌است. رانا محصول پروژه‌ای با کد X۱۲ است که پیشتر با نام پیکان جدید شناخته می‌شد.

رانا بعد از سمند و تیبا، سومین خودرو ملی محسوب می‌شود. بر اساس برآوردها می‌بایست تعداد ۲۰ تا ۳۰ هزار دستگاه از این خودرو در سال ۱۳۸۹ تولید می‌شد

سریر

سریر، یک خودروی تشریفاتی محصول ایران خودرو است.

به دلیل عدم وجود یک خودروی تشریفاتی در کشور، ایران خودرو به فکر ساخت یک خودروی تشریفاتی (با ایجاد تغییر در سمند معمولی) افتاد. البته با تغییراتی در پژو ۴۰۵ آن را به عنوان تشریفاتی و در تعداد بسیار کم تولید کردند ولی جوابگوی نام یک خودروی تشریفاتی نبود. سمند سریر از نظر ظاهری دقیقاً مثل سمند LX است با این تفاوت که بر طول خودرو حدود ۳۰ سانتیمتر اضافه شده که در بین درب جلو و عقب و برای ایجاد فضای بیشتر سرنشین عقب است. همچنین رینگ آلومینیومی و تایر پهن برای حفظ تعادل در سر پیچ‌ها به آن اضافه شده. در داخل خودرو از چرم استفاده شده که نمای زیبایی به آن می‌دهد. در قسمت عقب خودرو و در پشت هر صندلی جلو، یک مانیتور LCD کوچک وجود دارد که با استفاده از سیستم پخش VCD و MP۳ که در قسمت عقب تعبیه شده می‌توان فیلم‌های مورد نظر را در داخل اتومبیل تماشا کرد. همچنین بر حسب سفارش در قسمت عقب یک یخچال نیز نصب می‌شود. دو عدد سینی باز شو هم برای سرنشینان عقب درون صندلی نصب شده. رنگ دستگیره درب‌ها به رنگ نقره‌ای تغییر کرده و یک جعبه سی دی در قسمت عقب وجود دارد. طول سمند سریر (لیموزین) ۴۷۱ سانتیمتر و عرض آن ۱۷۲ سانتیمتر است

سمند سورن

سمند سورن مدل تغییر شکل یافتهٔ سمند معمولی و سمند LX است.این خودرو اولین بار در ۱۸ بهمن ۱۳۸۵ توسط گروه صنعتی ایران خودرو رونمایی شد (دو سال پس از ارائه سمند معمولی توسط ایران خودرو).به گفته شرکت سازنده، «سورن» با کسر حرف «ر» واژه‌ای ترکی به معنای «پیش برنده»و با فتحه «ر» به معنای شجاع و دلیر و نام یکی اقوام قدیم ایرانی است.

تفاوت ظاهری این خودرو با سمند معمولی، طراحی بیرونی بدنه و آپشن‌های قابل سفارش در این خودرو است. تفاوت داخلی خودرو نسبت به سمند : ستون فرمان تلسکوپی است که در صورت تصادف از داخل جمع شده و مانع از آسیب دیدن راننده می‌شود، کمتر وارد شدن صدای موتور به داخل اتاق، داشتن یک ایربگ در سورن معمولی و دو ایربگ در مدل ELX، تنظیم گودی کمر صندلیهای جلو علاوه بر ۵ تنظیم دیگر موجود در مدل LX، تنظیم نور چراغهای جلو توسط کلید از داخل، تنظیم مقدار نور صفحه کیلومتر و داشبورد، شارژر موبایل و... داخل کنسول، ترمز ABS مجهز به EBD و حداقل داشتن تمام امکانات سمند LX .

وزن سورن تیپ یک هزار و ۲۲۰ کیلوگرم، طول آن ۴ و نیم متر، عرض آن ۱/۷ متر و ارتفاع آن ۱/۴ متر است و ظرفیت صندوق عقب این خودرو ۵۰۰ لیتر است. موتور سورن تیپ یک XU۷JPL۳ بوده و دارای ۴ سیلندر است. حجم موتور این خودرو هزار و۷۶۱ سی سی و حداکثر توان آن ۱۰۰ اسب بخار است و ماکزیمم گشتاور آن ۱۵۳ نیوتن بر متر است . رینگهای این خودرو آلومینیمی و ۱۵ اینچ ( مانند زانتیا و پارس ELX ) می باشد .

شرکت ایران خودور برای طراحی سمند سورن از شرکت‌های بین‌المللی دعوت کرد که نهایتا پیشنهاد یک شرکت انگلیسی به سرپرستی «راس هیوار» انتخاب شد. طراحی سمند معمولی نیز توسط یک شرکت انگلیسی انجام شده بود.

سمند
سمند یکی از اتومبیل‌های ساخت
ایران خودرو است. هم اکنون مدل جدید این خودرو با نام سمند سورن وارد بازار شده‌است. مدل‌های دیگر سمند عبارت‌اند از: سمند LX و سمند سریر. این خودرو نسبت به تولیدات کارخانجات معتبر جهانی دارای ضعف‌های زیادی می‌باشد و طراحی موتور، بدنه و شاسی آن توسط شرکتهای انگلیسی و فرانسوی انجام شد و قالبهای اصلی آن ژاپنی می‌باشدو جیگ و فیکسچرهای آن وهمچنین طراحی خط تولیدش کار شرکت کره‌ای ووشین می‌باشد.

سمند که خودروی ملی نیز نامیده می‌شود بر اساس پلتفورم پژو ۴۰۵ ساخته شده‌است. طراحی بدنه خودرو در شرکت فرست اتوموتیو که یک شرکت طراحی انگلیسی است صورت گرفته‌است، این طرح توسط ایران خودرو خریداری شد و تغییرات جزیی در آن صورت گرفت. موتور این خودرو نیز ساخت پژو است که البته موتور 1700cc Turbo دوگانه سوز نیز برای آن توسط ایران خودرو با همکاری آلمان با نام EF7 ساخته شده است. قالب‌های اصلی بدنه خودرو (قطعات بیرونی یا به اصطلاح قالبسازان آتر) ساخت شرکت میازو ژاپن می باشد. این خودرو در سال ۱۳۸۵ به روسیه صادر شد.همچنین این خودرو با نام سنتا اورو (به معنی اسب تندرو) در کشور ونزوئلا به فروش می‌رسد.

پـِیکان

پـِیکان نام گونه‌ای خودروی سواری ایرانی است که شرکت ایران خودرو تولید آن را از سال ۱۳۴۶ خورشیدی آغاز کرد و در حدود ۴۰ سال آن را ادامه داد. از سال ۱۳۴۶ پیکان با دو مدل دولوکس و کارلوکس به بازار عرضه شد و در این سال وانت پیکان و تاکسی پیکان هم به آن اضافه شد و پیکان اتوماتیک نیز در سال ۱۳۴۹ به تولیدات افزوده شد. در سال ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ شش مدل پیکان تولید می‌شد که عبارت بود از دولوکس، وانت، کار، جوانان، تاکسی و اتوماتیک.

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 آذر1390 توسط پرویزالف

آريا موبايل | Ariamobile.Net


محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد


بزرگترین فلسفه قیام حسینى - درس های عاشورا , مقالات محرم ,

خورشید کربلا
با توجه به اینكه حسین علیه السلام از قدرت بنى امیه و از ضعـف و زبونى مـردم زمـان مـطلع و آگـاه بود و رفتاركوفـیان را با پدرش على علیه السلام و برادرش امام مجتبى دیده بود، پس چرا قیام كرد و مانند برادرش حضرت امام حسن علیه السلام با حكومت وقت كنار نیامد؟

1 ـ ریشه كن كردن مظالم حكومت اموى

یكى از بزرگترین فلسفه قیام حسینى ایستادگى در برابر ظلم و ستم بى حساب حكومت اموى مخصوصا نسبت به شیعیان و تصفیه حساب حكومت با شیعه بود .

مـظالم حكومت اموى بى حد و حصر و در شمار نمى آید كه ما فقط به چند نمونه آن اشاره مى كنیم :

الف ـ سلب امنیت :

حكام امـوى براى آنكه بیشتر بر مردم مسلط گردند و حق نفس كشیدن را حتى از مردم سلب كنند در سراسر كشور اسلامـى چنان ترس و وحشتى به وجود آورده بودند كه فوق آن مـتـصور نبود، افـراد بى گناه را به جاى گناهكار و مطیع را به جاى مخالف مجازات مى كردند، با ظن و گـمـان و تـهمت افراد را تحت فشار قرار مى دادند، نیكان و خوبان را بدون مـحاكمه به زندان مى انداختند.

هیچـكس بر مـال و جان خود ایمن نبود و لذا حسین علیه السلام قیام كرد تا این ستمها و ظلم ها را ریشه كن نماید.

 

ب ـ تحقیر امت اسلامى :

یكى از كارهاى خطرناك حكومت اموى تحقیر و اذلال و خوار ساختن مؤمنان مخصوصا شیعیان امـیرالمؤمنین حضرت على بن ابیطالب علیه السلام بوده است ، و یكى از نشانه هاى این تحقیر داغ نهادن بر صورت و گردن برخى از شیعیان یعنى همان طورى كه دامها را به مـنظور شناسائى بر گونه و سر و گوش آنها داغ مى نهند و یا غلامان زر خرید حبشى را عـلامـت بردگى با داغى نشان مى گذاشتند، با شیعیان و مؤمنین راستین و دوستان على علیه السلام چنین مى كردند حسین علیه السلام قیام كرد تـا باب عـزت و آزادى را بر روى آنان بگشاید و از این كابوس خـطرناكى كه حیات و زندگـى آنان را در گرداب عمیقى قرار داده است نجات بخشد، چـنانكه در تـاریخ ثـبت است حجاج بن یوسف ثـقـفـى، گـردن انس بن مـالك و سهل بن سعد و دست جابر بن عبدالله انصارى را به جرم دوستى با على علیه السلام داغ نهاد.1

یكى از بزرگترین فلسفه قیام حسینى ایستادگى در برابر ظلم و ستم بى حساب حكومت اموى مخصوصا نسبت به شیعیان و تصفیه حساب حكومت با شیعه بود

2ـ دفع ظلم از شیعه

حسین عـلیه السلام از مـشاهده ظلم هایى كه از ناحیه معاویه بر شیعیانش می گذشت در رنج بود كه ستـم بر آنان را به حد اعـلا رسانیدند، خـونهایشان را بدون دلیل مـى ریخـتـند، حتى بزرگانى را كه نمى توانستند مستقیما با آنها مواجه گردند و عـلنا آنها را بكشند ترور مى كردند، و در این زمینه بى شرمى را بجایى رسانیدند كه مـعـاویه به كشتن یاران على افتخار مى كرد، چنانچه به حسین علیه السلام اظهار داشت : یا ابا عبدالله مى دانى كه یاران پدرت را كشتیم و آنان را حنوط كردیم و كفن نمودیم و بر آنها نماز خواندیم و دفن كردیم ، حسین در جواب معاویه فرمود: لیكن، اگر دوستان شمـا را بكشم نه آنها را غسل مى دهیم و نه كفن مى كنیم و نه دفن خواهیم كرد (حسین علیه السلام با این جمـله مـعاویه را محكوم كرد یعنى معاویه دوستان على را مؤمن و مسلمان مى داند كه احكام اسلامـى را درباره شان اجرا مى كند و با این عقیده آنها را بدون جرم به قـتـل مى رساند) معاویه منتهى درجه كوشش خود را در دشمنى با دوستان على بكار برد و به هر نحو ممكن با آنها تصفیه حساب كرد كه ما به چند نمونه از آنها اشاره مى كنیم :

کربلا

1 ـ بزرگـان آنان را مـانند حجربن عـدى و عـمـرو بن حمـق خـزاعـى و صیفـى بن فسیل را اعدام كرد.

2 ـ عده اى را مانند میثم تمار به دار آویخت و مثله كرد.

3 ـ عده اى را زنده بگور كرد.

4 ـ خانه افرادى از شیعیان على علیه السلام را خراب كرد.

5 ـ براى زنان شیعه ایجاد ترس و رعب مى نمود مخصوصا زنانى كه در جنگ صفین با على علیه السلام بودند مانند: زرقاء دختر عدى بن حاتم و ام الخیر با رقیه و سوده بنت عـمـاره و ام البراء و بكاره هلالیه ، اروى بنت حارث و دارمیه حجونیه ، به فرماندارانش نوشت كه زنان را جلب كرده به شام بفرستد، معلوم است براى یك زن چقدر سخت مى گـذرد كه او را از شهرى به شهرى آنهم با وسائل آن روز جلب كنند به ویژه آنكه وسیله مامورین مرد انجام گیرد.

6 ـ به استانداران و فرمانداران اعلان كرد: گواهى دوستان على را در محاكم نپذیرند.

7 ـ همـچـنین طى بخـشنامـه اى دستـور داد حقـوق یاران عـلى را از بیت المال قطع كنند.

8 ـ حدود پنجاه هزار نفر از شیعیان را به خراسان یعنى ایران امروز تبعید نمود.

چون حسین علیه السلام از رفتار معاویه احساس خطر بیش از حد را نمود آن نامه تاریخى را براى معاویه نگاشت كه در آن اعمال و خلافكاری هایش را یادآور شد و او را به اعمالش توبیخ كرد. 2

حسین عـلیه السلام كه شنیدن سبّ پدر بزرگوارش در منابر از هزار بار مردن برایش دشوارتـر بود براى رسیدن به مـیدان جهاد و شهادت در راه خدا پر می كشید و لحظه شمارى می كرد، پس حسین علیه السلام قیام كرد تا آثار نبوت و خاندان پیامبر را احیا كند و موقعیت اسلامى آنان را بازگرداند

3 ـ احیاى اهل بیت

یكى از كارهاى مـعـاویه این بود كه به هر طریق مـمـكن مـى كوشید تـا نام و یاد اهل بیت رسول اللّه را مـحو و نابود كند و آثـار و فضایل و مناقب آنان را ریشه كن نماید، از جمله راه هایى كه معاویه براى رسیدن به این هدف در پیش گرفته بود اینهاست :

نوجوان کربلا

1 ـ وضع و جعل اخبار و احادیث از زبان رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در پائین نشان دادن مقام آنان .

2 ـ مى كوشید تا جامعه مخصوصا نسل نو را دشمن خاندان پیغمبر تربیت كند.

3 ـ هر كه فـضائل على علیه السلام و خاندانش را ذكر مى كرد با سخت ترین عقوبات كیفر مى داد!

4 ـ به استـانداران و فـرمـانداران دستور داده بود تا بر منابر و خطبه هاى نماز جمعه اهل بیت را لعن و سبّ (دشنام ) نمایند!

حسین عـلیه السلام در كنفـرانس سیاسى بزرگـى كه در مـكه مـكرمـه تـشكیل داد و مـسلمـانان سراسر كشور اسلامى آن روز شركت داشتند مردم را از هدف شوم معاویه كه مى خواهد موقعیت اسلامى اهل بیت را ساقط نماید آگاه ساخت .

حسین عـلیه السلام كه شنیدن سبّ پدر بزرگوارش در منابر از هزار بار مردن برایش دشوارتـر بود براى رسیدن به مـیدان جهاد و شهادت در راه خدا پر میكشید و لحظه شمارى میكرد، پس حسین علیه السلام قیام كرد تا آثار نبوت و خاندان پیامبر را احیا كند و موقعیت اسلامى آنان را بازگرداند. 3

 

4 ـ از بین بردن بدعت

یكى دیگـر از كارهاى حكومت اموى در برابر اسلام ایجاد بدعت و نشر آن بود تا بدین وسیله اسلام را تـحریف و از مـسیر صحیح منحرف نماید و روش حكومت اموى در این مسیر بدعـت هاى جاهلى را زنده مى كرد تا در مقابل ، سنت هاى اسلام را از بین ببرد چنانكه امام علیه السلام در نامه اى كه براى مردم بصره نگاشت به این حقیقت اشاره كرد:

فـانّ السنة قـد امـیت و البدعـة قـد احییت همـانا سنت رسول خـدا را بدست فـرامـوشى سپـردند و بدعـت ها را زنده كردند، یا در نقـل دیگـرى است ؛ فانى ادعوكم الى احیاء معالم الحق و اماتة البدع ; شما را به زنده كردن مـعـارف اسلامـى و از بین بردن بدعـتـها دعـوت مـى كنم .4 و بهمین دلیل حسین عـلیه السلام قـیام كرد تـا رسوم جاهلیت را ریشه كن ساخته و سنت جدش رسول خدا صلى الله علیه و آله را احیا نموده و در میان جامعه اسلامى رواج دهد.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 آذر1390 توسط پرویزالف


 

 

ضرب المثل های سیستانی

انسان وقتي پاي صحبت مردم سخنورخوش بيان وخوش ذوق ودرعين حال محروم سيستان مينشيندوبه ضرب المثل هاي رايجي كه درحين گفتار متكلم مطرح ميشودگوش فراميدهد چنان شيفته وفريفته وي ميشودكه گويي سعدي شيرين سخن رادرپيش روداردالبته مطرح نمودن ضرب المثل درادبيات كشورپهناورايران مصطلح است امااصالت نظم ونثر فارسي قديم درتكلم رايج سيستانيهابه نحوچشم گيري محفوظ وبرقرارمانده واين باب سخنوري كه مطلوب سرزمين سيستان است نسل به نسل تابه امروزنقل قول

هركَه صَبركُنَه خوارِنْمِشو

 كسي كه صبوراست خواري وتنگدستي رالمس نمي كند.

هركَه صبردارَه گنج دارَه

صبرنزدهركسي بمانندگنج است

مُلْكِ خداتنگ نِيَهْ پُويِ گَدالَنگ نِيَه

براي گداي تندرست وصحت العضو ملك خدابسياراست

گَدااگَه وَتختِ شائي بَرشيِنَه بازگَدايَه

ميخواهدعقده گدازاده رابرساندولي عكس آنهم ثابت شده

اَمقه بْكاركِه بِتْني دْروكُني

كارنيكوكردن ازپركردن است نيك راخوبي وبدرابدي بود

كَسِي كِه دارَه خيِ نادارقومي نْدارَه

ثروتمندقوم وخويش نمي شناسدياسوارراغم پياده نيست

طْمَع كارشوبِي شُمْ مِي مُونَه

 طمع بيش ازحدممكن است فاجعه آفرين باشد

بارِكَجْ وَسَرْنْمِي رِيَه

باركج به منزل نرسديادروغگورسواشود

باكَلُوبْسازُووَدِه بْتازْ

ضرب المثل معروف كه باكدخدا(كلان)بسازوبه ده بتاز

اُوبارِشْ وَدَنِ گُربِه سْيَه نِيَه

اگرگربه سياه بگويدباران نبارد

دِنْدُونِ اسبِ پِش كَشَ نْمِشْمارِه

پيش كش به مفهوم شيربهاست مقصوداينست كه اگر اسب اهدايي پيرباشدسن وسالش راروي دندان نگاه نكنندكه كسرشان باشد

كِشْت وكارِپِدَرُودرُوداسِ فَرزِنْدونَه

مشت نمونه خرواراست هرچه هستيم پدران ماهمين بودندويابه كسراي گفتندديگران كاشتندماخورديم مابكاريم ديگران بخورند

هركَه صَبركُنَه خوارِنْمِشو

كسي كه صبوراست خواري وتنگدستي رالمس نمي كند.


هركَه صبردارَه گنج دارَه

صبرنزدهركسي بمانندگنج است


مُلْكِ خداتنگ نِيَهْ پُويِ گَدالَنگ نِيَه

براي گداي تندرست وصحت العضو ملك خدابسياراست


گَدااگَه وَتختِ شائي بَرشيِنَه بازگَدايَه

ميخواهدعقده گدازاده رابرساندولي عكس آنهم ثابت شده


اَمقه بْكاركِه بِتْني دْروكُني

كارنيكوكردن ازپركردن است نيك راخوبي وبدرابدي بود


كَسِي كِه دارَه خيِ نادارقومي نْدارَه

ثروتمندقوم وخويش نمي شناسدياسوارراغم پياده نيست


طْمَع كارشوبِي شُمْ مِي مُونَه

طمع بيش ازحدممكن است فاجعه آفرين باشد


بارِكَجْ وَسَرْنْمِي رِيَه

باركج به منزل نرسديادروغگورسواشود


باكَلُوبْسازُووَدِه بْتازْ

ضرب المثل معروف كه باكدخدا(كلان)بسازوبه ده بتاز


اُوبارِشْ وَدَنِ گُربِه سْيَه نِيَه

اگرگربه سياه بگويدباران نبارد


دِنْدُونِ اسبِ پِش كَشَ نْمِشْمارِه

پيش كش به مفهوم شيربهاست مقصوداينست كه اگر اسب اهدايي پيرباشدسن وسالش راروي دندان نگاه نكنندكه كسرشان باشد


كِشْت وكارِپِدَرُودرُوداسِ فَرزِنْدونَه

مشت نمونه خرواراست هرچه هستيم پدران ماهمين بودندويابه كسراي گفتندديگران كاشتندماخورديم مابكاريم ديگران بخورند


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 آبان1390 توسط پرویزالف

 

شاهان و پهلوانان سيستان قبل از اسلام

[تصویر: 1311613208_54_0c29b29298.jpg]گنجینه تاریخ ایران پادشاهان و پهلوانان سیستان (پیدایش عیاران)

 ۱- به گفته تاريخنگاران گرشاسپ نخستين پادشاه سيستان بود. گرشاسپ مردي درشت اندام وبسيار دلاور وجنگجو بود.
« اسدي » در گرشاسپ نامه مي نويسد: گرشاسپ پسر« شهيربن كورنگ بن بيورسب بن اتور بن جمشيد» بود.هنگامي كه «ضحاك» بر ايران فرمانروا شد گرشاسپ به اشاره ستاره شناسان بهترين جا را براي ساختن دژي استوار در سيستان دانست. ودر آنجا مدت ها از ستم و جادوگري ضحاك در امان بود. اخترشناسان گفتند اين بنا چهارهزارسال دوام خواهد داشت. ضحاك با سوگند، گرشاسپ را نزد خود خواند و اورا به جنگ « بيهوي هندي » فرستاد كه هزارپيل ولشكري فراوان داشت. در اين جنگ بيهو كشته شد، وفيلها وبارو بنه او چنگ گرشاسپ افتاد. سپس به سرنديب رفته،فرمانرواي آن جا را كشت وبه پيرامون در ياي محيط ودرياي مغرب رفت، تا زمان خروج « فريدون » كه پسر عموي او بود در آن جا بود. هنگامي كه فريدون، ضحاك را كشت، گرشاسپ را فرا خواند ونيز، نبيره او كورنگ را نزد خود نشاند و نريمان در برابر آنها بر تخت زر نشسته بود. پس از مدتي جشن وشادماني ،فريدون او را به سوي چين فرستاد واو با شاه چين جنگيده او را اسير نمود وبا هزار بارپيل زر و گوهر وكالا به دربار فريدون آورد و پس از آن نزد فريدون از شاه چين در خواست بخشش كرد و فريدون نيز او را بخشيد وگرشاسپ با وي به چين رفت و چون باز آمد از فريدون خواست كه به كشور موروثي خود سيستان رود. وي در سيستان آبادي بسيارنمود وكار او به موسيقي وآواز وشكار به ويژه شكار گورخر مي گذشت.
2- « كورنگ نريمان » پسر گرشاسپ سي سال عمر كرد و فرزند او نريمان كوچك بود كه پس از مرگ پدر زير سرپرستي گرشاسپ بزرگ شد. فرمانروايي سيستان و جهان پهلواني در روزگار فريدون ، از آن گرشاسپ بود تا روزگار منوچهر و خونخواهي او از سلم وتور و پهلواني نريمان مشهور است.« سام سوار » از روزگار نوذر جهان پهلوان بود و كارهاي او در سام نامه آمده است.
چون افراسياب ايران را گرفت و دوازده سال بر آن فرمانروا شد سام با لشكري گران به جنگ افراسياب رفته و او را از ايران بيرون آورد.تا زمان « تهماسب » سام جهان پهلوان بود و تمام گره كارها به دست او گشوده مي شد. چون بار ديگر افراسياب به ايران چيره شد، مردم نزد سام آمدند و او رستم را بدين كار كارگزاري داد.
3- رستم در آن هنگام كه « كيقباد » از شاهزادگان « كي » در البرز كوه بود،رستم كيقباد را از آنجا آورد وبا افراسياب جنگيد. در اين پيكار قلون ترك به نام « الواي » نيزه دار رستم را كشت . رستم خشمناك با نيزه قلون را كشت و به ميان جنگ انداخت. افراسياب كه برجنگ ايرانيان دلير شده بود يورش كرده ورستم اورا از زين در ربود، ولي چون بند كمرش استوار نبود به زمين افتاد و لشگريان توران او را به در بردند. وديگر تا روزگار كيقباد ، افراسياب به ايران سپاه نياورد و مردم سيستان به نيروي جوان رستم وتدبير زال روزگار خوشي داشتند.
نويسنده كتاب احياءالملوك داستان كوهزاد را از كتابي به زبان پهلوي آورده وگفته است: چون فردوسي به اين داستان باور نداشته آن را در شاهنامه نياورده است. وي مي نويسد كه روزي رستم در ضمن شكار به انگيزه گرسنگي ، گوسفندي از گله اي گرفت ، چوپان به او اعتراض كرد كه اگر پهلواني، سزاي كوك كوهزاد را بده كه هر سال از پدرت باج مي گيرد. كوك در بالاي كوه ققنوس كه اكنون به كوه « خواجه غلطان » مشهور است ساكن بود و چهل دختر زيباي خوبرو از بزرگان كشورها را به زور گرفته و در چهل صخره ساكن نموده بود واز زال هم هرساله خراج مي گرفت. رستم به كوه نزديك شد ونعره اي زد.
كوك چون صداي فرياد كسي را شنيد كس فرستاد تا بداند اين بي ادب كيست. رستم دو گوش فرستاده را كند ودر دست او گذاشت. كوك به زير آمده با رستم پيكار تن به تن نمود، ولي رستم او را كشته ، دختران را آزاد كرد وبه سوي پدرانشان فرستاد. زال وبزرگان سيستان چون اين خبر شنيدند به پيشواز رستم امده او را آفرين گفتند.
پس از آن « كاوس شاه » به مازندران رفت و گرفتارشد. رستم براي رهايي او و پهلوانان ايران رهسپار مازندران شد و پس از گذشتن از هفت خوان و كشتن ديو سپيد، كاوس و پهلوانان را رهايي داد. بار ديگر كاوس شاه به دست حاكم « هاماوران ن اسير شد و رستم به يمن رفته او را ازاد كرد وبه سيستان بازگشت.
« سهراب و برزو و فرامرز و پهلوانان نام آور ديگري در سيستان پديدار شدند كه دلاوري آنها زبانزد مردم آن روزگاربود. در نيمروز،داستان هاي گرشاسپ، زال، رستم و ديگر پهلوانان باستاني شهرتي ديرين داشت ودر هرجايي كه ياد كردي نامي از پهلوانان « خدانيامك» بود.
پايه شهر نيمروز ( سيستان ) را به گرشاسپ نسبت مي دهند. كاوس شاه سرزمين داور را ويژه رستم كرده بود. در (بُست) خرابه هاي زيستگاه اسبان رستم را مي توان ديد. در قرنين زادگاه يعقوب جايي را آخورگاه رخش رستم مي خواندند. كوه خواجه را همه مردم كوه رستم مي گفتند. در كَركُوي آتشكده اي بود كه مي گفتند؛ گنبد آن را رستم ساخته و كيخسرو و رستم در آن جا به دعا و نيايش پرداخته اند و جادوي افراسياب را از بين برده اند. سيستان در كتاب هاي زرتشتي زادوبوم خاندان كيان به شمار مي رفت و جاي پيدايش سوشيانت موعود زرتشت است. سيستان در روزگار هخامنشي اباد وبارور بود و در نتيجه فراواني آب ونظم و ترتيب آبياري ،بسيار آباد بود. در آن روزگار سيستان بنا به گفته « هرودوت » هرسال مبلغي هنگفت به خزانه دولت مي رساند. در روزگار اشكانيان زرنگ به دست « سكاها » افتاد و نام سيستان را برآن نهادند.
منبع از کتاب تاریخ قبل از اسلام

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 آبان1390 توسط پرویزالف

 

عید سعید غدیر مبارک

مَنْ كُنْتُ مَوْ لَاهُ فَهذاعَلِيٌّ مَوْلَاه

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.

آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

 

  داستان غدير خم

سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.

نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله  نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه: �اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد� پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند.

 رسول گرامي مي فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يك صدا جواب مي دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل اكبر  كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند.  سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه:‌ �امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم� و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.

  

سنديت واقعه غدير خم

 مرحوم علامه امينى در کتاب الغدير خود  نام راويان  حديث غدير را به ترتيب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت:
در ميان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر،
در ميان تابعين 84 نفر،

در ميان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر،
در ميان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر،
در ميان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر،
در ميان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر،
در ميان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر،
در ميان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر،
در ميان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر،
در ميان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر،
در ميان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر،
در ميان علماى قرن يازدهم هجرى 12 نفر،
در ميان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر،
در ميان علماى قرن سيزدهم هجرى 12 نفر،
در ميان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر.

حديث غدير در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب �مسند� امام احمد حنبل، در �سنن� ترمذى، �مسند احمد� و در �مستدرك� حافظ ابن عبداللّه حاكم نيشابورى  به مضامين مختلف ذکر شده است.

مفهوم عيد

هيجدهم ذي الحجه روز غدير خم را مسلمين خصوصا شيعيان عيد شمرده اند.  لغويون عيد را از مشتقات ماده "ع و د" به معناي بازگشت مي دانند و در  نوروز بازگشت حيات را به پيكر سرد گرامي مي دارند، حياتي كه در هجوم خزان به سردي مي گرايد و در بيداد سرماي زمستان تا مرز نيستي پيش مي رود تا آنجا كه  گويي هرگز نبوده است. 

در مقام تطبيق اين نكته با موازين مكتبي و مذهبي بايد گفت عيد آدمي بزرگداشت بازگشت حيات معنوي انسان است. در چنين باوري نوروز انسان روزي است كه وي به خويشتن باز گردد و گمشده اش را دريابد. مثلا در ماه مبارك رمضان آدمي بعد از سي روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصي هاي وجودش را ذوب مي كند تا عبوديت ناب در آن تجلي كند و آنگاه عيد فطر است. پس عيد  اسلامي بازگشت حيات است و تعيين آن بر عهده شرع اقدس. غدير بنا بر اين تفسير هر دو شرط را دارد يعني هم بازگشت به خويشتن است و هم از طرف شرع مشخص شده است. غدير بازگشت حيات دوباره اسلام است، علاوه اينكه عيد

غدير تشريع هم شده است

.

در زير به نمونه هايي از رواياتي كه غدير را عيد شمرده اند اشاره مي شود  :

فرات بن ابراهيم كوفي از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه ايشان به نقل از پيامبر اكرم فرمودند :يوم غدير خم افضل اعياد امتي ؛روز غدير بزرگترين عيد امت من است .حسن بن راشد مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم: غير از عيد فطر و قربان براي مسلمانان عيد ديگري هم هست؟ فرمودند: بلي و اين عيد از آن دو عيد  ديگر با فضيلت تر است  .گفتم كدام روز است ؟فرمود: روز هيجدهم ماه ذي حجه عيد غدير خم .عرض كردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالي انجام دهيم؟ فرمودند: روزه بگيريد بر محمد و آلش صلوات بفرستيد ...... يقين بدانيد انبيا عليهم السلام روزي كه وصي خود را نصب مي كردند امر مي كردند كه آن روز  را جشن بگيرند.

 وقتي به سيره ائمه و پيامبر اكرم مراجعه مي شود در مي يابيم كه پيامبر و  امير مومنان و ساير ائمه با روز غدير به عنوان يك عيد برخورد كرده و  مسلمانان را به تبريك و تهنيت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسن عليه السلام روز عيد غدير در كوفه مهماني بزرگي برپا مي داشتند.

 امام علي با فرزندان و گروهي از پيروانش بعد از نماز براي شركت در مجلس  به منزل امام حسن عليه السلام مي رفتند .و پس از اتمام مهماني امام حسن عليه السلام  هدايايي به مردم اعطا مي فرمود .لذا اين حركت امام حسن عليه السلام موجب شد مردم به روز عيد غدير عادت كنند.

 اعمال غدير
 
حادثه غدير حادثه بزرگي است و عيد غدير عيدي بزرگ و شايد شريفترين عيد مسلمانان است. در بيان ائمه عليهم السلام براي اين روز بزرگ اعمالي وارد شده   است كه به برخي از آنان اشاره مي شود:
 1ـ تحكيم بيعت با ولايت
 همانگونه كه پيامبر اكرم بعداز نصب امام علي عليه السلام به امامت مسلمين به جماعت مسلمانان امر كرد كه با او بيعت كنند در سالروز آن حماسه جاويد پيامبر تجديد آن بيعت سفارش شده است. لذا زيارت اميرالمومنين و ساير ائمه مستحب است. به همين منظور ادعيه زيادي نيز وارد شده است.
 2ـ اظهار سرور و شادماني
 در وصف شيعه و شيعيان گفته شده است كه به شادي ما ائمه شادند و به حزن ما محزون و مسلم است كه عيد غدير شادي بخش ترين عيد ائمه است و شادماني شيعه  در اين روز فرض است و هارون گويد در روز هيجدهم ذيحجه خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم كه فرمود: حقا كه روز غدير روز عيد فرح و سرور است .در روز عيد غدير اظهار فرح و  امير المومنين علي عليه السلام نيز فرمودند :
 در روز عيد غدير اظهار فرح و شادماني کنید و برادران مسلمان خود را نيز شاد گردانيد.
 3ـ مصافحه كردن
 مصافحه يا دست دادن از آداب اسلامي است و در روز عيد غدير به آن تاكيد بيشتري شده است. امام علي عليه السلام فرمودند: روز عيد غدير هنگامي كه  يكديگر را ملاقات مي كنيد با هم مصافحه کنید.
 ذكر مخصوص اين روز نيز هنگام مصافحه سفارش شده است؛  الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین  بولایت اميرالمومنين و الائمه عليهم السلام   .
ترجمه سپاس خداي را كه ما را از جمله درآويختگان به ولايت اميرالمومنين علي  و ائمه عليهم السلام قرار داد.

 4ـ پيمان اخوت و برادري
 از برنامه هاي اسلام ايجاد اخوت و برادري است. و به همين منظور پيامبر اكرم  بين مسلمانان مهاجرين و انصار پيمان برادري بست و با پيمان اخوت علي را با خويش برادر نمود و در برخي از زيارات كه خطاب به پيامبر مي خوانيم: السلام عليك و علي اخيك علي بن ابيطالب عليه السلام يعني سلام بر تو و برادرت علي اشاره به همين برادري است .پيمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدير است و صيغه  مخصوصي دارد كه در مفاتيح الجنان آمده است.
 5ـ احسان و انفاق
احسان و انفاق از دستورات ويژه اسلامي است. اما در ايام بزرگ مثل عيد غدير بر  آن تاكيد بيشتري شده است. در سيره امام حسن عليه السلام است كه ايشان روز عيد غدير مهماني مي داد و شخص  امام علي عليه السلام نيز در آن مراسم شركت مي كرد .
 

6ـ صله رحم
صله رحم از پسنديده ترين آداب اسلامي است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تاكيد فراوان نموده است. اما در روز عيد غدير بر اين نكته سفارش بيشتري شده است. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: از كارهايي كه در روز عيد غدير مستحب است صله رحم است.
 7ـ رفع حاجت مومنان
رفع حاجت مومنان از جمله اعمالي است كه اسلام براي آن ارزش خاصي قائل شده  است و ائمه آن را از چند طواف برتر مي دانند. در روز غدير اين عمل فضيلت بيشتري دارد. امام علي عليه السلام فرمودند :
كسي كه مومنان را در روز غدير تكفل كند نزد خداي متعال من ضامنش هستم  كه از كافر شدن و پريشان شدن در امان باشد یعنی رفع حاجت مومنان سبب عاقبت به خيري است .
8ـ غسل كردن و لباس نو پوشيدن
امام صادق عليه السلام فرموده اند در روز عيد غدير پاكيزه ترين لباسهاي خود  را بر تن بپوش. با غسل طهارت معنوي حاصل مي شود و با  نظافت طهارت ظاهري.
9ـ تشكيل اجتماع
در روز عيد غدير به جهت يادآوري روزي كه پيامبر به امر خداوند علي عليه السلام  را به امامت امت اسلامي نصب كرد، بجاست در مراكز گوناگون گرد آييم و به ياد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشيم. ائمه سفارش كرده اند كه به جهت  يادآوري مقام محمد صلوات الله عليه و آل او عليهم السلام اجتماعات تشکیل بشود .و خود نيز از اين گونه اجتماعات برپا مي داشتند .
10ـ دعا روزه و عبادت
روزه و دعا از اعمالي است كه در همه اعياد مورد سفارش و تاكيد است خاصه در روز عيد. غديرحسن بن راشد گويد: از امام صادق عليه السلام درباره عيد غدير  پرسيدم و حضرت فرمود: اين عيد از عيد قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگيريد و بر محمد و آل محمد (ص)زياد صلوات بفرستيد.

با تشکر مدیریت وبلاگ


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 5 آبان1390 توسط پرویزالف

آشنایی با استان سیستان وبلوچستان

شهرستان زاهدان

 

اقوام وآداب ورسوم  

   درمیان ساکنان شهرزاهدان کسی را نمی توان یافت که به حق زاهدان را وطن خود بداند . زاهدان شهر چند دروازه است که بدلیل مهاجرت پذیری تاکنون فرهنگی یکدست نیافته است . دین و مذهب مهمترین عامل اتحاد و همدلی مردم زاهدان است . وجود اقوام ، ادیان و مذاهب اسلامی مختلف درشهر آنرا به الگویی نمادین برای شهرها در ایران و کشورهای دیگر تبدیل کرده است . علت توجه دشمنان اسلام و انقلاب به استان سیستان وبلوچستان خصوصا شهر زاهدان برای ایجاد تفرقه و سوء استفاده و درگیری های قومی و قبیله ای و مذهبی هم همین نکته اساسی است .

ازجمله مهمترین برنامه های مذهبی که هرسال در زاهدان چشمگیراست عزاداری مردم در ایام محرم و صفر و شهادت دیگر ائمه اطهار (ع) است که هرگروه از مردم به شیوه قومی خویش به عزاداری پرداخته وتنوع در مراسم به گویشها ، زبانها ، آداب و رسوم و .... یک امتیاز معنوی ویژه برای زاهدان به شمار می رود . این عزاداران اغلب از اقوام سیستانی ، یزدی ، خراسانی ، کرمانی ، ترک و افغان می باشند.

 

خوراک

 

    ازانواع خوراک های بومی می توان به شیلانچ ، شیرمال ، کهلی ، کباب تنورچه ، آبگوشت ، کشک زرد ، کشک سفید ، تجگی ، قلیفی ، کلوچه و ..... اشاره نمود.

 

شهرستان زابل (سیستان)

 

خط

  کاوش باستان شناسی در شهر سوخته سیستان روشن نمود که هنگام شکوفایی این فرهنگ در 3200 ق م خط نگارگری در سیستان رواج داشته ار جمله گل نگار دوزنقه ای شکلی است که از آغاز دوران ایلامی در لایه دهم شهرسوخته پیدا شده است در دوره هخامنشی خط رایج در منطقه میخی بود خط اوستایی نیز در بعضی سکه های آن زمان دیده شده است پس از اسلام خط معلقی راابراهیم سجستانی ابداع نمود بعد از شهریاری یعقوب لیث ، زبان و کتاب رایج در سیستان پارسی دری و پهلوی بود.

فرهنگ نامه

  تمدنی که اکنون درسیستان شاهدآن هستیم رهاورد مشعلی تابناک است که در طی هزاران سال سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر رسیده است و شامل فرهنگی اصیل در قسمتهای مختلف زندگی وفولکلور منطقه می باشد.

آیین ها و مراسم

    درسیستان آیینها برگرفته از اقلیم و طبیعت منطقه ، و طبقات اجتماعی مردم است و به مناسبت های مختلف انجام می شود از جمله:

1-آیین ها در موقع کار ( مراسم حشر ) آیین کهن لای روبی بستر رودخانه  هیرمنداست که حاکی از یک نوع تعاون و همبستگی منطقه ای و تبلور عینی اتحاد در حل معضلات است که هنوز هم در منطقه انجام می گردد). ( مراسم جشن گندم ) جشن و پایکوبی به مناسبت برداشت گندم و شکرگزاری از درگاه ایزد منان است که با رقص و پایکوبی خاص سیستانی برای هرتازه واردی بسیار جذاب می باشد .

 

2-آیینهای مذهبی ( عیدفطر، عید غدیر، عیدقربان ومبعث پیامبر –تولد حضرت علی (ع) ومراسم آیینی نیمه شعبانکه مردم در این روز به زیارت اهل قبور رفته ویک نوع شیرینی محلی به نام چلبک درست می کنند مراسم سحرخوانی و رمضان خوانی در شب های ماه مبارک رمضان و مراسم عزاداری در ماه محرم با اجرای تعزیه و سوگواری .

 

3-آیین های ملی (نوروز و جشن سیزده بدر مردم به زیارت کوه خواجه وسایرزیارتها میروند و جشن می گیرند وشادی می کنند مراسم وآیینهای بسیار زیبایی نیر در هنگام تولد ، ازدواج اجرا می گردد.

 

ادبیات شفاهی

   ضرب المثلها ، افسانه های کهن سیستانی ، داستانهای حماسی و اشعار محلی است که ریشه در اعتقادات و باورهای سنتی واصیل مردم دارد.

 

موسیقی سنتی

    موسیقی برگرفته از حکمت معنوی ومولود فرهنگ اصیل این دیار است و دارای قدمتی کهن است در موسیقی سازی ، انواع سازهای محلی از جمله قیچک ، نی ، دایره ، سرنا و ساز ودهل استفاده میگردد که توسط هنرمندان بومی در خود منطقه ساخته می شود و درکنار موسیقی آوازی و مقامی که برگرفته از احساسات و فولکلور مردم است در ردیف ها و آواها به صورت دوبیتی ها ، ( سیتکها ) رباعی ها ، لالایی ها و به مناسبت های مختلف اجرا می گردد.

رقص شمشیر از نمونه های شاخص موسیقی سازی و آوازی درمنطقه است که ضمن داشتن شهرت جهانی با شور واشتیاق خاصی در جشنها و مراسم آیینی این دیار برگزار می گردد.

 

بازیها و ورزشهای محلی

     کشتی کچ گردان Kach خاستگاه دیرینه ای در سیستان دارد وبسیاری از فنون آن اکنون در کشتی آزاد که ورزش ملی ایران است اجرا می گردد.کودی Kavade از بازی های محلی و اصیل سیستانی است هم اکنون به عنوان ورزش بومی و رسمی شهرت بین الملل یافته و در بیشترمسابقات برگزار می گردد:

 

خسو Khoso – شنا – چوک بازی – چوب بازی و رقص شمشیر مناسکی آیینی که از قدمت و اعتبار ویژه ای در سیستان برخوردار است و دربیشتر جشنها برگزار می گردد.

 

معماری

    یکی از جاذبه های سیستان معماری وبهره گیری مثبت از فرایند چرخه طبیعت در ساخت مساکن است که به بهترین شکل در زندگی مردم نمو دارد.

 

سوغات منطقه

  سوغات محلی در سیستان شامل انواع نان – شیرینی جات محلی ( کلوچه محلی – تجکی – لندو _ قتلمه ) – بورک ، آچار ، کشک و میوه مثل انگور یاقوتی – خربزه و هندوانه زابلی .

انواع صنایع دستی ( قالی – پوشاک محلی – حصیر – گلیم و پارچه )

 

شهرستان زهک (سیستان )

 

مراسم و آیین ها

    از جمله این آداب ، رسوم و سنن و اعتقادات می توان به مراسم خواستگاری ، ازدواج ، تدفین اموات ، مردم داری ، غزاداری و تعزیه خوانی ، آداب ماه مبارک رمضان ( سحر خوانی و رمضان خوانی ) انفاق ایتام و اکرام ، مراسم خاص بوی مردگان وزندگان زیارت حج و کربلا اشاره نمود.

 

آوا و موسیقی

  دایره یا داره ( دف ) زنان بیشتر در مراسم شادی استفاده واز ساز ( وسیله ای که با دمیدن درآن تولید صوت دلنواز می شود) و دهل ( طبل از چوب و پوست آهو ) مردان استفاده می کرده اند. همین مراسم باصدای دهل وساز همراه با رقص شمشیر است که شکوه و جلوه ای خاص یافته تا آن حد که از گروه موسیقی دهل و ساز سیستانی به عنوان گروه پیشتاز موسیقی سنتی ایرانی در مجامع بین المللی استفاده می شود.

 

غذاهای محلی و بومی

   در روستای این دیار بخصوص روستاهای نمونه گردشگری غذاهای سنتی هنوز طبخ می شود که شامل قاتق ( آبگوشت محلی ) اجیزک ( اشکنه ) اجیزک تخم مرغ ( اشکنه تخم مرغ ) تاسوی ( کاچی ) قروت ( کشک سفید) کشک زرد آرد دستمال ( یک نوع فرنی ) نانهای محلی چلبک ، قتلمه ، قیفی ، بورک ، نان تفتان و ترشی و شیرینی جات رخمی ( قره قروت ) کلوچه قندی خرمایی و شیری لندو ( خرما و گندم بریان ) تجکی ( سمنو) وستو ( آرد گندم بریان و شکر ) می شود.

 

ورزشهای بومی

  از زمره این بازیها در این منطقه میتوان به خسوخسو و کبدی اشاره نمود. با حفظ و احیاء آن اکنون ورزشکاران این منطقه در بازیهای فوق ، خوش درخشیده اندو نام کشور را در سطح بین المللی مطرح نموده اند.

 

شهرستان خاش

 

پوشاک

   لباس مردانه به صورت پیراهن با دامن بلند ، شلوار تقریبا گشاد چین دار و جلیقه با تزئینات سوزن دوزی محلی و کلاه و مندیل می باشد و لباس زنانه با تزئینات بسیار زیبای سوزن دوزی با دست می باشد که شامل سرآستین – جیب یا گپتان –دمپا وسرسینه می باشد.

 

کشاورزی

   شهرستان خاش با دراختیار داشتن 322 هکتار باغات زردآلو ، 320 هکتار باغات انار ، 345 هکتار باغات انگور ، 1368 هکتار باغات پسته و 497 هکتار باغات خرمای آبی ، 3300 هکتار خرمای دیم رتبه دوم پس از سراوان از لحاظ سطح زیرکشت محصولات باغی در استان را دارا است .

 

بازیهای محلی

1- کتار : که درواقع بصورت شطرنج بین دوتا چهارنفر بازی می شود.

2-چوک : با چهارعدد چوب توسط چهاربازیکن بازی می شود.

3-کپک : گرفتن پای چپ با دست راست که با دست چپ به حریف حمله کرده که    مشابه کودی زابلی است .

4- کشتی محلی : گرفتن دست به بند یا کمربند شلوار حریف

 

طب سنتی

  برای درمان مرضهای عام و خاص منطقه از قدیم تاکنون از گیاهان دارویی که در گوشه و کنار این منطقه می روید استفاده می شده که چند نمونه از این گیاهان عبارتند از :

1-  سنگ سگار: برای درد دل بچه استفاده می شود.

2-  شوتک : برای بچه ها واکثر نوزادان کاربرد دارد.

3-  مور: گیاهی تلخ که برای شکم درد استفاده می شود.

4-  گونجک : شیره درخت بنه است که برای درمان دندان درد وزنان زائو استفاده میشود.

5- درمنه : محلولی از بوته درمنه است که برای دل درد استفاده میشود بسیار تلخ و بد بو است .

6-  اوشترک : ماده ای که از گیاه تیک به دست می آید برای زخمهای عفونتی بیشتر استفاده می شود.

 

علاوه بر موارد فوق در این منطقه طب سوزنی یا کوبه هم رایج است که با سوزن و توسط افراد قدیمی انجام می شود.

 

موسیقی

1- لیکو : سازمحلی است که با سه تار و دهل و سرور که بیشتر به بیان رشادتهای افراد که دارای مضمون حماسی است نواخته می شود.

2- نازینک : با ساز ودهل همراه است .

3- هالوکه : توسط زنان در هنگام عزا سروده میشود.

 

شهرستان  ایرانشهر

 

شعر وموسیقی محلی

    سازهایی مثل قیچک ، رباب ، بنجو، تمبورک و دهلک وسازهای ضربی مانند تشت و کوزه که خاص منطقه است .دهل و سرنا از دیگر سازهای رایج بویژه در منطقه دلگان رونق افزای جشن و سرور می باشد. از استادان وهنرمندان بنام ایرانشهر می توان از استاد شیرمحمد اسپندار نوازنده دونلی و غلامرسول دینارزهی خواننده و نوازنده موسیقی بلوچی و قادربخش آبسالان شاعر معاصر نام برد.

 

بازیهای محلی

   برخی از این بازیها عبارتند از تلکی – هپت سنگ – هدکان رو – لکرشانکی – سرسره بازی و ....

 

پوشاک

   پوشاک مردان شامل یک پیراهن بلند و شلوارگشاد و بسیار پرچین به همراه دستار یا لنگی بردور سر می باشد. پوشاک زنان بلوچ نیز تقریبا مشابه پوشاک مردان است بااین تفاوت که بخشهایی از سرآستین ، سرپاچه و قسمت پیش و جلوی پیراهن رابا قطعات پارچه با زیباترین نقش های بومی و محلی رنگارنگ سوزن دوزی شده تزئین نموده اند ، رنگ ونقش این تزئینات سوزن دوزی شده در مناطق مختلف بلوچستان اندکی با هم متفاوت می باشد.

 

صنایع دستی و هنرهای سنتی :

تکه دوزی ، بلوچی دوزی ، گلیم ، حصیر ، سبد ، زیورآلات سنتی ، البسه محلی ، از مشهورترین صنایع دستی و محصولات این شهرستان می باشد.

 

شعر وموسیقی محلی

    سازهایی مثل قیچک ، رباب ، بنجو، تمبورک و دهلک وسازهای ضربی مانند تشت و کوزه که خاص منطقه است .دهل و سرنا از دیگر سازهای رایج بویژه در منطقه دلگان رونق افزای جشن و سرور می باشد. از استادان وهنرمندان بنام ایرانشهر می توان از استاد شیرمحمد اسپندار نوازنده دونلی و غلامرسول دینارزهی خواننده و نوازنده موسیقی بلوچی و قادربخش آبسالان شاعر معاصر نام برد.

 

بازیهای محلی

   برخی از این بازیها عبارتند از تلکی – هپت سنگ – هدکان رو – لکرشانکی – سرسره بازی و ....

 

شهرستان  سراوان

 

خوراک :

1- شولو و کشک از آرد ذرت آرد گندم و ادویه مخصوص تهیه می شود.

2- تباهه خوراکی از گوشت بوده است گوسفند را به مدت یک تا دوسال پروار و ذبح می کنند . گوشت آنرا تکه تکه کرده و پس از اندود نمک ، زردچوبه و پودر انار دانه معمولا در فضای باز و یا داخل اطاق بزرگ آویخته و پس از خشک شدن در فصل زمستان از آن استفاده می کنند.

 

شیرینیجات : حلواشکری ، حلوابری ، حلوا چنگال ، حلوا خرمه ای ، حلوا آبی

 

ترشیجات : حرام ( ترشی لیمو) ، ترشی انبه

 

سوغات شهرستان

   سوزن دوزی ، سفال کلپورگان ، خرما ، حصیربافی و سکه دوزی می باشد.

 

مشاهیر

   دکتر رحمانی ، حمیدالله میرمرادزهی در رشته حقوق ، مولوی شهداد مسکانزهی نیز از مشاهیر علمای منطقه است که از وی بیش از 20 جلد کتاب در زمینه تالیف و ترجمه علوم ومعارف اسلامی به یادگار مانده است . مولوی عبدالعزیز ساداتی نیز از مشاهیر منطقه است که با احیای حوزه علمیه دارالعلوم زنگیان که از آن طلاب زیادی فارغ التحصیل شدند.

 

شهرستان سرباز

 

پوشاک

   لباس مردان اغلب به رنگ روشن می باشد و برای جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب عمامه ای دور سرمی پیچند و شال یا لنگی بر روی شانه می اندازند . پوشاک زنان بلوچ علاوه بر اینکه تحت تاثیر شرایط آب و هوایی منطقه است ، متاثر از فرهنگ کشورهای پاکستان و هندوستان قرار دارد . لباس زنان بلوچ به طرز شگفت آوری سوزندوزی و یا گلدوزی شده اند و روسری یا سریگ زنان نیز سوزندوزی و قلاب دوزی می شوند.

 

آداب و رسوم

 

مراسم تولد

   درهنگام تولد نوزاد به مدت هفت شب با حلوای محلی شیرگی که از شیره خرما درست می شود از اطرافیان پذیرایی می کنند . در روز ششم برای نوزاد پسر دوگوسفند و برای نوزاد دختر یک گوسفند قربانی و بین اطرافیان تقسیم می کنند.

 

سوگواری

   در مراسم سوگواری زنان پارچه سیاهی دورکمر بسته و دست ها را مشت بر روی سینه و درحالت نشسته به زانو به مدت چهل روز می زدند. تا یکسال از خانه بیرون نرفته و لباس های سیاه پوشیده ومردم را دعوت به قرآن خوانی می کنند.

 

بازیهای محلی

   از مهمترین بازیهای رایج در منطقه میتوان کپگ ( بازی با پا ) ، وررود ( بازی روی زمین ) ، انجلاسکی ، چک تلی ، چیتی ، هفت سنگی ، 9 خانه ای ، دارگلی ( معمولا در آب صورت می گیرد) ، مجولی را مربوط به بازیهای پسرانه و 6 خانه ای ، دولکی ( بازی با سنگ های کوچک ) ، چم بندکی ( باز و بسته شدن چشم ) ، دوتک ( عروسک بازی ) ، منگلیکی ( بازی النگو) ، بازی با نخ ( تردستی ) از بازهای دخترانه نام برد که از قدمت طولانی برخوردارند.

 

سفالگری

    یکی از منطقه های حاصلخیز و سربز بلوچستان بخش سرباز که در فاصله 60 کیلومتری راسک مرکز این شهرستان واقع است در یکی از روستاهای اطراف این بخش به نام کوه میتگ یک خانواده سفالگر زندگی می کنند. هم اکنون چهار مرد ویک زن آخرین بازمانده های گروه بزرگ سفال سازان این روستای چند صدساله است . ایشان خاک مورد مصرف خود را از روستای انزاء در نزدیکی محل زندگی شان تهیه می کنند این سفالگران ساخته های خود رابرای فروش به شهرهای چابهار ، نیکشهر و ایرانشهر می برند و تنها کسانی که این هنر را آموزش می بینند فرزندان خود آنها هستند . قابل ذکر است که سفالهای این منطقه عاری از هرگونه پوشش لعابی و مانند آن هستند.

 

مهمترین انواع صنایع دستی شهرستان سرباز عبارتند از :

سوزن دوزی ، سکه دوزی ، گلیم بافی ، زیورآلات سنتی ، البسه محلی ، حصیربافی و سفال.

شهرستان  نیکشهر

 

شیرینیجات سنتی منطقه

 

انواع واقسام شیرینیجات :

 1- حلوای قندی 2- حلوای شیره ای 3- خرما بریچ 4- چنگال 5- موش 6- ملائی

 

انواع نان

1- نان تینموش 2- نان تینی 3- نان القاری 4- نان ترونی 5- نان حلکاکی 6- نان دوتینگی 7- نان کمانچ نان پرانی 8- نان برنجی

 

غذاهای محلی

تباهگ Tobahig) )  وانباگ

 

آوازها و ذکرها درآئین مالد ( پیرپتر)

    یک دسته از مشهورترین این آوازها لیکو ، زهیروک ، کردی ، موتک ، شعر ، شعرهای حماسی مانند میرقنبر ، چاکر و گوهرام و .... وشعرهای تاریخی مانند دادشاه بلوچ وجیندخان ، اشعار عاشقانه مانند عزت ومیرک وآوازهای گواتی وآوازهای مالد ( آیین مربوط به شفا ) هستند . آوازهای گواتی و مالد آوازهایی هستند که در طول اجرای مراسم آئینی گواتی و مالد (پیرپتر ) خواند می شوند.

دسته دیگر آوازهای عروسی ، زامان وتولد است نازینک ، لارو ، هالو ، شپتاکی ، سپت ، لولی و ....

 

صنایع دستی

 

حصیربافی در هلونچگان

  روستای هلونچگان از توابع بخش قصرقند مرکز تولیدحصیرمی باشد که برای فروش به شهر قصرقند آورده می شود. مواد اولیه آن از درخت نخل تامین می شود. انواع زیرانداز ، سایه انداز ، کیف و ... با این روش ساخته می شود.

 

سفال سازی در هلونچگان

   روستای هلونچگان از توابع بخش قصرقند مرکز تولید سفال می باشد. خاک آن از کوههای شادیگر تامین می شود . این سفال در خانه ها توسط زنان تولید می شود . ظروف آشپزخانه ، کوزه های آب وگول های چاه در این محل تولید می شود.

 

شهرستان کنارک

 

فرهنگ عامه

   ساکنان کنارک بلوچ واز نژاد آریایی هستند. زبان اغلب مردم ، بلوچی و به گویش مکرانی سخن می گویند.

 

پوشاک

لباس زنان و دختران

    درچندتکه برجسته شامل بالاتنه ( زی یا زیگ یا جیگ ) ، قسمت روی شکم تا انتهای دامن ( گفتان ، گوپتان یا جیب ) ، سرآستین ( آستونک ) ، سرپاچه شلوار( شلوار دپ ) است و نیز برسر خود تکه یا سریک که کمی بزرگتر از چارقد است می بندند.

 

لباس مردان

   تشکیل شده از پیراهن بلندی که تاسرزانو و گاهی پایین تربوده و به طورمتوسط شامل پنج و نیم مترپارچه است که آن را جامگ می نامند. شلوار تشکیل شده از سه متر و نیم تا چهارمتر پارچه و به جای کمربند، نخی به نام هنجگ یا سرن بند استفاده می شود . بعضی از مردان شال بر سر میپیجند که آن را لنگته یا مندیل یا پاک می نامند.

 

خوراک

1- بتوماش : نوعی غذای محلی که از ترکیب برنج و ماش می باشد . برای تهیه ابتدا ماش را سرخ کرده و با آسیای دستی آسیاب کرده و ماش ، برنج و آب را مخلوط نموده و دوری می گذارند.

2- شودوده : نوعی غذای محلی است که از سرخ کردن خرما با روغن که گاهی به آن کنجد و بادام نیز اضافه می شود تهیه می گردد.

3- ماشینگ : نوعی سوپ ماش که با نان خورد می شود.

4- کیش : مغز درخت خرمای جوان که شیرین و سفیدرنگ است .

5- دلگ : برنج کوبیده شده که با آب به صورت شل تهیه می شود.

6- ناروش : خورشت که اغلب با خورشت ماهی (کوگئرت ) و خورشت مرغ مصرف می شود.

7-  بریانی : ماننداستامبولی است طبخ آن را با مرغ و ماهی به همراه ادویه فراوان و تند مصرف می باشد.

8-  انباغ : مرغ را ریش ریش کرده وبه همراه شنبلیله کاملا سرخ می کنند.

9-  شیلانج : کشک را درهاون می کوبند و باآب و کمی روغن داغ می کنند.

10-تباهگ : گوسفند را درزمستان پس از ذبح و درآوردن پوست د رهوای آزاد به ریسمانی می آویزند تا خشک شود و به آن کمی آب انار و نمک می زنند این گوسفند خشک شده را در طول زمستان تکه تکه کرده و می خورند گاه نیز همراه آن برنج مصرف می کنند.

 

انواع نان ها

1- خمیر : مانند نان تافتون است .

2-  تی موش : نان نازکی است نازکتر از لواش آن را فطیر هم می گویند چون با خمیر بی مایه درست می شود.

3-  نان روغنی تنوری : حلکاری

4-  نان ذرت:سرهو = ذرت قرمز

5-  نان کماچ یا ریگی ( خوری ، هوری )

6-  نان روغنی روتابه

 

شهرستان چابهار

 

 مردم شناسی و فرهنگ عامه

 

الف) اعیاد و جشن ها

    عیدقربان وعید فطر را به ویژه بسیار باشکوه برگزار میکنند و به مدت 3 روز به دید و بازدید هم رفته و درجشن و سرور به سرمی برند.

 

ب )پوشاک

مردان بلوج لباسی ساده و بلند به همراه دستاری که عموما سفید است برتن دارند. پوشاک زنان ودختران از زیبایی خاصی برخوردار است در دوخت و تزئین لباسهای زنانه از هنر منحصر به فرد سوزن دوزی و پریوار دوزی بلوچ استفاده می شود. آنچه زیبایی البسه زنان بلوچ را کامل می کند زیورآلاتی از طلا و جواهراست که ساخت آنها نیز یکی از هنرهای سنتی و اصیل منطقه است .

 

ج ) غذاها ونان های محلی

غذاها: بتوماش ، شودوده ، بتوهواری ، ماشینگ ، پاکگین ماهیک ، کورک ، گلوهک ، ناروش ، کیش ، دلک .

 در گویش محلی به نان نگن گفته می شود و شامل انواع ذیل است  :

1- تینی : نان هایی که روی صفحه فلزی ( تابه آهنی ) پخته می شوند و عبارتند از :

         تین موش ، تینی روغنی ، دک ، سی سرک ، ست پوری ، رتی

2-  گجری سنت یا نان تنوری : حمیری ، جویه نان ، تاپگی

3-  نان مخصوص عشایر: پناریک ، پورانی

4-  نان ذرت : شلو ، رحتو ، شلو ، تیموش ، بکد

 

آلات موسیقی

1- سرور یاقیچک

2- رباب :از سازهای مضرابی است

3-تمبورک یا سه تار

4- سورنا : در مراسم عروسی همراهی دهل می باشد

5- دهل بزرگ

6- تمبوک : دهل کوچکتری می باشد که کنار دهل بزرگ سورنا را همراهی می کند

7- دهلک : دهل دوطرفه کوچک و بلندی است .

8- دهل بزرگ لیوا : دهل رحمانی بزرگ و حجیمی است که تنها در مراسم رقص لیوا از آن استفاده می شود.

9- دهل مگرمان : طبل بلند یک طرفه است در قدیم برای خبررسانی استفاده می شده است

10 – نل : قلم –نی 

11- سما یا دف

12- بینجو

 

صنایع دستی

سوزن دوزی ، سکه دوزی ( سامان ) ، حصیربافی ، ساخت ابزار و آلات موسیقی ، صنایع دستی دریایی .

وضعیت اجتماعی استان


 

براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1385 استان سیستان وبلوچستان دارای جمعیتی بالغ بر2405742 نفر بوده که ازاین مقدار1221240نفرمردو1184502نفررازنهاتشکیل می دهندو1193198 نفر در نقاط شهری و 1212544 نفر دیگر در نقاط روستایی سکونت دارند، اکثر جمعیت این استان را مسلمانان تشکیل داده ودرسال 1375 فقط 2590 نفر از ساکنین اقلیتهای مذهبی ( زرتشتی، مسیحی و کلیمی و ..) هستند.

مردم مسلمان ساکن در این منطقه عده ای مذهب شیعه اثنی عشری بوده و بقیه آنها سنی حنفی مذهب هستند. ساکنین منطقه سیستان و بخشی از جمعیت شهرستان زاهدان اهل تشیع بود و منطقه بلوچستان اکثراٌ سنی مذهبند. از دیر باز مردم این منطقه علیرغم تفاوتهای مذهبی و قومی که با یکدیگر داشته اند، با صلح و صفا و صمیمیت در کنار یکدیگر روزگار گذرانیده اند و این تفاهم و همزیستی مسالمت آمیز هموارده ادامه دارد. در رژیمهای گذشته بعلت بی توجهی دولتمردان به موضوع آبادانی و عمران این منطقه و عدم وجود مدارس در مناطق روستایی و دور افتاده اکثر جمعیت بالای 40 سال این استان که در نقاط روستایی سکونت داشته اند بیسواد بوده و موفق به فراگیری سواد و تحصیل علم و دانش نگردیده اند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس نهادهای فرهنگی و توسعه آموزش و پرورش به مناطق روستایی و عشایری درصد باسوادان در استان افزایش یافته است.

بگونه ای که بر اساس آمار نامه سال 1375 مرکز آمار ایران از کل جمعیت 6 ساله و بالاتر استان به میزان 068/402/1 نفر حدود 8258/802 نفر باسواد هستند. نسبت با سوادی بین مردان بیش از زنان می باشند از مجموع افراد با سواد 338/466 نفر را مردان و 487/336 را زنان تشکیل می دهند. حال آنکه بعلت عدم وجود مدرسه در مناطق روستایی و عشایری و بدلیل عدم اعزام آموزگاران زن به این مناطق در سالهای قبل از انقلاب اسلامی اکثر دختران و زنان استان از نعمت سواد بی بهره بودند.

از لحاظ گسترش آموزش عالی نیز وضع در سالهای قبل از انقلاب به همین گونه بوده، فقط دانشگاه سیستان و بلوچستان در مرکز استان در زمان رژیم پهلوی تاسیس شده که با ظرفیت  بسیار محدود دانشجویان غیر بومی از سایر نقاط کشور در این مرکز به تحصیل اشتغال داشته اند ولی پس از پیروزی انقلاب با رویکرد مناسبی که بمنظور رفع محرومیت از این منطقه در کلان کشور برنامه ریزی شد، با تاسیس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، دانشگاه پیام نور ، دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان ، ایرانشهر ، زابل و سایر شهرستانها و در سالهای اخیر دانشگاه زابل راه برای توسعه همه جانبه فرهنگی و اجتماعی استان باز شده و با تلاش و همت مسئولین محلی و مردم استان، آینده ای روشن و امیدوار کننده پیش پای نسل آینده وجود دارد که فردایی بهتر را به ارمغان خواهد آورد.

وضعیت اجتماعی استان

 

شهرستان زاهدان

 

اقوام وآداب ورسوم  

   درمیان ساکنان شهرزاهدان کسی را نمی توان یافت که به حق زاهدان را وطن خود بداند . زاهدان شهر چند دروازه است که بدلیل مهاجرت پذیری تاکنون فرهنگی یکدست نیافته است . دین و مذهب مهمترین عامل اتحاد و همدلی مردم زاهدان است . وجود اقوام ، ادیان و مذاهب اسلامی مختلف درشهر آنرا به الگویی نمادین برای شهرها در ایران و کشورهای دیگر تبدیل کرده است . علت توجه دشمنان اسلام و انقلاب به استان سیستان وبلوچستان خصوصا شهر زاهدان برای ایجاد تفرقه و سوء استفاده و درگیری های قومی و قبیله ای و مذهبی هم همین نکته اساسی است .

ازجمله مهمترین برنامه های مذهبی که هرسال در زاهدان چشمگیراست عزاداری مردم در ایام محرم و صفر و شهادت دیگر ائمه اطهار (ع) است که هرگروه از مردم به شیوه قومی خویش به عزاداری پرداخته وتنوع در مراسم به گویشها ، زبانها ، آداب و رسوم و .... یک امتیاز معنوی ویژه برای زاهدان به شمار می رود . این عزاداران اغلب از اقوام سیستانی ، یزدی ، خراسانی ، کرمانی ، ترک و افغان می باشند.

 

خوراک

 

    ازانواع خوراک های بومی می توان به شیلانچ ، شیرمال ، کهلی ، کباب تنورچه ، آبگوشت ، کشک زرد ، کشک سفید ، تجگی ، قلیفی ، کلوچه و ..... اشاره نمود.

 

شهرستان زابل (سیستان)

 

خط

  کاوش باستان شناسی در شهر سوخته سیستان روشن نمود که هنگام شکوفایی این فرهنگ در 3200 ق م خط نگارگری در سیستان رواج داشته ار جمله گل نگار دوزنقه ای شکلی است که از آغاز دوران ایلامی در لایه دهم شهرسوخته پیدا شده است در دوره هخامنشی خط رایج در منطقه میخی بود خط اوستایی نیز در بعضی سکه های آن زمان دیده شده است پس از اسلام خط معلقی راابراهیم سجستانی ابداع نمود بعد از شهریاری یعقوب لیث ، زبان و کتاب رایج در سیستان پارسی دری و پهلوی بود.

فرهنگ نامه

  تمدنی که اکنون درسیستان شاهدآن هستیم رهاورد مشعلی تابناک است که در طی هزاران سال سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر رسیده است و شامل فرهنگی اصیل در قسمتهای مختلف زندگی وفولکلور منطقه می باشد.

آیین ها و مراسم

    درسیستان آیینها برگرفته از اقلیم و طبیعت منطقه ، و طبقات اجتماعی مردم است و به مناسبت های مختلف انجام می شود از جمله:

1-آیین ها در موقع کار ( مراسم حشر ) آیین کهن لای روبی بستر رودخانه  هیرمنداست که حاکی از یک نوع تعاون و همبستگی منطقه ای و تبلور عینی اتحاد در حل معضلات است که هنوز هم در منطقه انجام می گردد). ( مراسم جشن گندم ) جشن و پایکوبی به مناسبت برداشت گندم و شکرگزاری از درگاه ایزد منان است که با رقص و پایکوبی خاص سیستانی برای هرتازه واردی بسیار جذاب می باشد .

 

2-آیینهای مذهبی ( عیدفطر، عید غدیر، عیدقربان ومبعث پیامبر –تولد حضرت علی (ع) ومراسم آیینی نیمه شعبانکه مردم در این روز به زیارت اهل قبور رفته ویک نوع شیرینی محلی به نام چلبک درست می کنند مراسم سحرخوانی و رمضان خوانی در شب های ماه مبارک رمضان و مراسم عزاداری در ماه محرم با اجرای تعزیه و سوگواری .

 

3-آیین های ملی (نوروز و جشن سیزده بدر مردم به زیارت کوه خواجه وسایرزیارتها میروند و جشن می گیرند وشادی می کنند مراسم وآیینهای بسیار زیبایی نیر در هنگام تولد ، ازدواج اجرا می گردد.

 

ادبیات شفاهی

   ضرب المثلها ، افسانه های کهن سیستانی ، داستانهای حماسی و اشعار محلی است که ریشه در اعتقادات و باورهای سنتی واصیل مردم دارد.

 

موسیقی سنتی

    موسیقی برگرفته از حکمت معنوی ومولود فرهنگ اصیل این دیار است و دارای قدمتی کهن است در موسیقی سازی ، انواع سازهای محلی از جمله قیچک ، نی ، دایره ، سرنا و ساز ودهل استفاده میگردد که توسط هنرمندان بومی در خود منطقه ساخته می شود و درکنار موسیقی آوازی و مقامی که برگرفته از احساسات و فولکلور مردم است در ردیف ها و آواها به صورت دوبیتی ها ، ( سیتکها ) رباعی ها ، لالایی ها و به مناسبت های مختلف اجرا می گردد.

رقص شمشیر از نمونه های شاخص موسیقی سازی و آوازی درمنطقه است که ضمن داشتن شهرت جهانی با شور واشتیاق خاصی در جشنها و مراسم آیینی این دیار برگزار می گردد.

 

بازیها و ورزشهای محلی

     کشتی کچ گردان Kach خاستگاه دیرینه ای در سیستان دارد وبسیاری از فنون آن اکنون در کشتی آزاد که ورزش ملی ایران است اجرا می گردد.کودی Kavade از بازی های محلی و اصیل سیستانی است هم اکنون به عنوان ورزش بومی و رسمی شهرت بین الملل یافته و در بیشترمسابقات برگزار می گردد:

 

خسو Khoso – شنا – چوک بازی – چوب بازی و رقص شمشیر مناسکی آیینی که از قدمت و اعتبار ویژه ای در سیستان برخوردار است و دربیشتر جشنها برگزار می گردد.

 

معماری

    یکی از جاذبه های سیستان معماری وبهره گیری مثبت از فرایند چرخه طبیعت در ساخت مساکن است که به بهترین شکل در زندگی مردم نمو دارد.

 

سوغات منطقه

  سوغات محلی در سیستان شامل انواع نان – شیرینی جات محلی ( کلوچه محلی – تجکی – لندو _ قتلمه ) – بورک ، آچار ، کشک و میوه مثل انگور یاقوتی – خربزه و هندوانه زابلی .

انواع صنایع دستی ( قالی – پوشاک محلی – حصیر – گلیم و پارچه )

 

شهرستان زهک (سیستان )

 

مراسم و آیین ها

    از جمله این آداب ، رسوم و سنن و اعتقادات می توان به مراسم خواستگاری ، ازدواج ، تدفین اموات ، مردم داری ، غزاداری و تعزیه خوانی ، آداب ماه مبارک رمضان ( سحر خوانی و رمضان خوانی ) انفاق ایتام و اکرام ، مراسم خاص بوی مردگان وزندگان زیارت حج و کربلا اشاره نمود.

 

آوا و موسیقی

  دایره یا داره ( دف ) زنان بیشتر در مراسم شادی استفاده واز ساز ( وسیله ای که با دمیدن درآن تولید صوت دلنواز می شود) و دهل ( طبل از چوب و پوست آهو ) مردان استفاده می کرده اند. همین مراسم باصدای دهل وساز همراه با رقص شمشیر است که شکوه و جلوه ای خاص یافته تا آن حد که از گروه موسیقی دهل و ساز سیستانی به عنوان گروه پیشتاز موسیقی سنتی ایرانی در مجامع بین المللی استفاده می شود.

 

غذاهای محلی و بومی

   در روستای این دیار بخصوص روستاهای نمونه گردشگری غذاهای سنتی هنوز طبخ می شود که شامل قاتق ( آبگوشت محلی ) اجیزک ( اشکنه ) اجیزک تخم مرغ ( اشکنه تخم مرغ ) تاسوی ( کاچی ) قروت ( کشک سفید) کشک زرد آرد دستمال ( یک نوع فرنی ) نانهای محلی چلبک ، قتلمه ، قیفی ، بورک ، نان تفتان و ترشی و شیرینی جات رخمی ( قره قروت ) کلوچه قندی خرمایی و شیری لندو ( خرما و گندم بریان ) تجکی ( سمنو) وستو ( آرد گندم بریان و شکر ) می شود.

 

ورزشهای بومی

  از زمره این بازیها در این منطقه میتوان به خسوخسو و کبدی اشاره نمود. با حفظ و احیاء آن اکنون ورزشکاران این منطقه در بازیهای فوق ، خوش درخشیده اندو نام کشور را در سطح بین المللی مطرح نموده اند.

 

شهرستان خاش

 

پوشاک

   لباس مردانه به صورت پیراهن با دامن بلند ، شلوار تقریبا گشاد چین دار و جلیقه با تزئینات سوزن دوزی محلی و کلاه و مندیل می باشد و لباس زنانه با تزئینات بسیار زیبای سوزن دوزی با دست می باشد که شامل سرآستین – جیب یا گپتان –دمپا وسرسینه می باشد.

 

کشاورزی

   شهرستان خاش با دراختیار داشتن 322 هکتار باغات زردآلو ، 320 هکتار باغات انار ، 345 هکتار باغات انگور ، 1368 هکتار باغات پسته و 497 هکتار باغات خرمای آبی ، 3300 هکتار خرمای دیم رتبه دوم پس از سراوان از لحاظ سطح زیرکشت محصولات باغی در استان را دارا است .

 

بازیهای محلی

1- کتار : که درواقع بصورت شطرنج بین دوتا چهارنفر بازی می شود.

2-چوک : با چهارعدد چوب توسط چهاربازیکن بازی می شود.

3-کپک : گرفتن پای چپ با دست راست که با دست چپ به حریف حمله کرده که    مشابه کودی زابلی است .

4- کشتی محلی : گرفتن دست به بند یا کمربند شلوار حریف

 

طب سنتی

  برای درمان مرضهای عام و خاص منطقه از قدیم تاکنون از گیاهان دارویی که در گوشه و کنار این منطقه می روید استفاده می شده که چند نمونه از این گیاهان عبارتند از :

1-  سنگ سگار: برای درد دل بچه استفاده می شود.

2-  شوتک : برای بچه ها واکثر نوزادان کاربرد دارد.

3-  مور: گیاهی تلخ که برای شکم درد استفاده می شود.

4-  گونجک : شیره درخت بنه است که برای درمان دندان درد وزنان زائو استفاده میشود.

5- درمنه : محلولی از بوته درمنه است که برای دل درد استفاده میشود بسیار تلخ و بد بو است .

6-  اوشترک : ماده ای که از گیاه تیک به دست می آید برای زخمهای عفونتی بیشتر استفاده می شود.

 

علاوه بر موارد فوق در این منطقه طب سوزنی یا کوبه هم رایج است که با سوزن و توسط افراد قدیمی انجام می شود.

 

موسیقی

1- لیکو : سازمحلی است که با سه تار و دهل و سرور که بیشتر به بیان رشادتهای افراد که دارای مضمون حماسی است نواخته می شود.

2- نازینک : با ساز ودهل همراه است .

3- هالوکه : توسط زنان در هنگام عزا سروده میشود.

 

شهرستان  ایرانشهر

 

شعر وموسیقی محلی

    سازهایی مثل قیچک ، رباب ، بنجو، تمبورک و دهلک وسازهای ضربی مانند تشت و کوزه که خاص منطقه است .دهل و سرنا از دیگر سازهای رایج بویژه در منطقه دلگان رونق افزای جشن و سرور می باشد. از استادان وهنرمندان بنام ایرانشهر می توان از استاد شیرمحمد اسپندار نوازنده دونلی و غلامرسول دینارزهی خواننده و نوازنده موسیقی بلوچی و قادربخش آبسالان شاعر معاصر نام برد.

 

بازیهای محلی

   برخی از این بازیها عبارتند از تلکی – هپت سنگ – هدکان رو – لکرشانکی – سرسره بازی و ....

 

پوشاک

   پوشاک مردان شامل یک پیراهن بلند و شلوارگشاد و بسیار پرچین به همراه دستار یا لنگی بردور سر می باشد. پوشاک زنان بلوچ نیز تقریبا مشابه پوشاک مردان است بااین تفاوت که بخشهایی از سرآستین ، سرپاچه و قسمت پیش و جلوی پیراهن رابا قطعات پارچه با زیباترین نقش های بومی و محلی رنگارنگ سوزن دوزی شده تزئین نموده اند ، رنگ ونقش این تزئینات سوزن دوزی شده در مناطق مختلف بلوچستان اندکی با هم متفاوت می باشد.

 

صنایع دستی و هنرهای سنتی :

تکه دوزی ، بلوچی دوزی ، گلیم ، حصیر ، سبد ، زیورآلات سنتی ، البسه محلی ، از مشهورترین صنایع دستی و محصولات این شهرستان می باشد.

 

شعر وموسیقی محلی

    سازهایی مثل قیچک ، رباب ، بنجو، تمبورک و دهلک وسازهای ضربی مانند تشت و کوزه که خاص منطقه است .دهل و سرنا از دیگر سازهای رایج بویژه در منطقه دلگان رونق افزای جشن و سرور می باشد. از استادان وهنرمندان بنام ایرانشهر می توان از استاد شیرمحمد اسپندار نوازنده دونلی و غلامرسول دینارزهی خواننده و نوازنده موسیقی بلوچی و قادربخش آبسالان شاعر معاصر نام برد.

 

بازیهای محلی

   برخی از این بازیها عبارتند از تلکی – هپت سنگ – هدکان رو – لکرشانکی – سرسره بازی و ....

 

شهرستان  سراوان

 

خوراک :

1- شولو و کشک از آرد ذرت آرد گندم و ادویه مخصوص تهیه می شود.

2- تباهه خوراکی از گوشت بوده است گوسفند را به مدت یک تا دوسال پروار و ذبح می کنند . گوشت آنرا تکه تکه کرده و پس از اندود نمک ، زردچوبه و پودر انار دانه معمولا در فضای باز و یا داخل اطاق بزرگ آویخته و پس از خشک شدن در فصل زمستان از آن استفاده می کنند.

 

شیرینیجات : حلواشکری ، حلوابری ، حلوا چنگال ، حلوا خرمه ای ، حلوا آبی

 

ترشیجات : حرام ( ترشی لیمو) ، ترشی انبه

 

سوغات شهرستان

   سوزن دوزی ، سفال کلپورگان ، خرما ، حصیربافی و سکه دوزی می باشد.

 

مشاهیر

   دکتر رحمانی ، حمیدالله میرمرادزهی در رشته حقوق ، مولوی شهداد مسکانزهی نیز از مشاهیر علمای منطقه است که از وی بیش از 20 جلد کتاب در زمینه تالیف و ترجمه علوم ومعارف اسلامی به یادگار مانده است . مولوی عبدالعزیز ساداتی نیز از مشاهیر منطقه است که با احیای حوزه علمیه دارالعلوم زنگیان که از آن طلاب زیادی فارغ التحصیل شدند.

 

شهرستان سرباز

 

پوشاک

   لباس مردان اغلب به رنگ روشن می باشد و برای جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب عمامه ای دور سرمی پیچند و شال یا لنگی بر روی شانه می اندازند . پوشاک زنان بلوچ علاوه بر اینکه تحت تاثیر شرایط آب و هوایی منطقه است ، متاثر از فرهنگ کشورهای پاکستان و هندوستان قرار دارد . لباس زنان بلوچ به طرز شگفت آوری سوزندوزی و یا گلدوزی شده اند و روسری یا سریگ زنان نیز سوزندوزی و قلاب دوزی می شوند.

 

آداب و رسوم

 

مراسم تولد

   درهنگام تولد نوزاد به مدت هفت شب با حلوای محلی شیرگی که از شیره خرما درست می شود از اطرافیان پذیرایی می کنند . در روز ششم برای نوزاد پسر دوگوسفند و برای نوزاد دختر یک گوسفند قربانی و بین اطرافیان تقسیم می کنند.

 

سوگواری

   در مراسم سوگواری زنان پارچه سیاهی دورکمر بسته و دست ها را مشت بر روی سینه و درحالت نشسته به زانو به مدت چهل روز می زدند. تا یکسال از خانه بیرون نرفته و لباس های سیاه پوشیده ومردم را دعوت به قرآن خوانی می کنند.

 

بازیهای محلی

   از مهمترین بازیهای رایج در منطقه میتوان کپگ ( بازی با پا ) ، وررود ( بازی روی زمین ) ، انجلاسکی ، چک تلی ، چیتی ، هفت سنگی ، 9 خانه ای ، دارگلی ( معمولا در آب صورت می گیرد) ، مجولی را مربوط به بازیهای پسرانه و 6 خانه ای ، دولکی ( بازی با سنگ های کوچک ) ، چم بندکی ( باز و بسته شدن چشم ) ، دوتک ( عروسک بازی ) ، منگلیکی ( بازی النگو) ، بازی با نخ ( تردستی ) از بازهای دخترانه نام برد که از قدمت طولانی برخوردارند.

 

سفالگری

    یکی از منطقه های حاصلخیز و سربز بلوچستان بخش سرباز که در فاصله 60 کیلومتری راسک مرکز این شهرستان واقع است در یکی از روستاهای اطراف این بخش به نام کوه میتگ یک خانواده سفالگر زندگی می کنند. هم اکنون چهار مرد ویک زن آخرین بازمانده های گروه بزرگ سفال سازان این روستای چند صدساله است . ایشان خاک مورد مصرف خود را از روستای انزاء در نزدیکی محل زندگی شان تهیه می کنند این سفالگران ساخته های خود رابرای فروش به شهرهای چابهار ، نیکشهر و ایرانشهر می برند و تنها کسانی که این هنر را آموزش می بینند فرزندان خود آنها هستند . قابل ذکر است که سفالهای این منطقه عاری از هرگونه پوشش لعابی و مانند آن هستند.

 

مهمترین انواع صنایع دستی شهرستان سرباز عبارتند از :

سوزن دوزی ، سکه دوزی ، گلیم بافی ، زیورآلات سنتی ، البسه محلی ، حصیربافی و سفال.

شهرستان  نیکشهر

 

شیرینیجات سنتی منطقه

 

انواع واقسام شیرینیجات :

 1- حلوای قندی 2- حلوای شیره ای 3- خرما بریچ 4- چنگال 5- موش 6- ملائی

 

انواع نان

1- نان تینموش 2- نان تینی 3- نان القاری 4- نان ترونی 5- نان حلکاکی 6- نان دوتینگی 7- نان کمانچ نان پرانی 8- نان برنجی

 

غذاهای محلی

تباهگ Tobahig) )  وانباگ

 

آوازها و ذکرها درآئین مالد ( پیرپتر)

    یک دسته از مشهورترین این آوازها لیکو ، زهیروک ، کردی ، موتک ، شعر ، شعرهای حماسی مانند میرقنبر ، چاکر و گوهرام و .... وشعرهای تاریخی مانند دادشاه بلوچ وجیندخان ، اشعار عاشقانه مانند عزت ومیرک وآوازهای گواتی وآوازهای مالد ( آیین مربوط به شفا ) هستند . آوازهای گواتی و مالد آوازهایی هستند که در طول اجرای مراسم آئینی گواتی و مالد (پیرپتر ) خواند می شوند.

دسته دیگر آوازهای عروسی ، زامان وتولد است نازینک ، لارو ، هالو ، شپتاکی ، سپت ، لولی و ....

 

صنایع دستی

 

حصیربافی در هلونچگان

  روستای هلونچگان از توابع بخش قصرقند مرکز تولیدحصیرمی باشد که برای فروش به شهر قصرقند آورده می شود. مواد اولیه آن از درخت نخل تامین می شود. انواع زیرانداز ، سایه انداز ، کیف و ... با این روش ساخته می شود.

 

سفال سازی در هلونچگان

   روستای هلونچگان از توابع بخش قصرقند مرکز تولید سفال می باشد. خاک آن از کوههای شادیگر تامین می شود . این سفال در خانه ها توسط زنان تولید می شود . ظروف آشپزخانه ، کوزه های آب وگول های چاه در این محل تولید می شود.

 

شهرستان کنارک

 

فرهنگ عامه

   ساکنان کنارک بلوچ واز نژاد آریایی هستند. زبان اغلب مردم ، بلوچی و به گویش مکرانی سخن می گویند.

 

پوشاک

لباس زنان و دختران

    درچندتکه برجسته شامل بالاتنه ( زی یا زیگ یا جیگ ) ، قسمت روی شکم تا انتهای دامن ( گفتان ، گوپتان یا جیب ) ، سرآستین ( آستونک ) ، سرپاچه شلوار( شلوار دپ ) است و نیز برسر خود تکه یا سریک که کمی بزرگتر از چارقد است می بندند.

 

لباس مردان

   تشکیل شده از پیراهن بلندی که تاسرزانو و گاهی پایین تربوده و به طورمتوسط شامل پنج و نیم مترپارچه است که آن را جامگ می نامند. شلوار تشکیل شده از سه متر و نیم تا چهارمتر پارچه و به جای کمربند، نخی به نام هنجگ یا سرن بند استفاده می شود . بعضی از مردان شال بر سر میپیجند که آن را لنگته یا مندیل یا پاک می نامند.

 

خوراک

1- بتوماش : نوعی غذای محلی که از ترکیب برنج و ماش می باشد . برای تهیه ابتدا ماش را سرخ کرده و با آسیای دستی آسیاب کرده و ماش ، برنج و آب را مخلوط نموده و دوری می گذارند.

2- شودوده : نوعی غذای محلی است که از سرخ کردن خرما با روغن که گاهی به آن کنجد و بادام نیز اضافه می شود تهیه می گردد.

3- ماشینگ : نوعی سوپ ماش که با نان خورد می شود.

4- کیش : مغز درخت خرمای جوان که شیرین و سفیدرنگ است .

5- دلگ : برنج کوبیده شده که با آب به صورت شل تهیه می شود.

6- ناروش : خورشت که اغلب با خورشت ماهی (کوگئرت ) و خورشت مرغ مصرف می شود.

7-  بریانی : ماننداستامبولی است طبخ آن را با مرغ و ماهی به همراه ادویه فراوان و تند مصرف می باشد.

8-  انباغ : مرغ را ریش ریش کرده وبه همراه شنبلیله کاملا سرخ می کنند.

9-  شیلانج : کشک را درهاون می کوبند و باآب و کمی روغن داغ می کنند.

10-تباهگ : گوسفند را درزمستان پس از ذبح و درآوردن پوست د رهوای آزاد به ریسمانی می آویزند تا خشک شود و به آن کمی آب انار و نمک می زنند این گوسفند خشک شده را در طول زمستان تکه تکه کرده و می خورند گاه نیز همراه آن برنج مصرف می کنند.

 

انواع نان ها

1- خمیر : مانند نان تافتون است .

2-  تی موش : نان نازکی است نازکتر از لواش آن را فطیر هم می گویند چون با خمیر بی مایه درست می شود.

3-  نان روغنی تنوری : حلکاری

4-  نان ذرت:سرهو = ذرت قرمز

5-  نان کماچ یا ریگی ( خوری ، هوری )

6-  نان روغنی روتابه

 

شهرستان چابهار

 

 مردم شناسی و فرهنگ عامه

 

الف) اعیاد و جشن ها

    عیدقربان وعید فطر را به ویژه بسیار باشکوه برگزار میکنند و به مدت 3 روز به دید و بازدید هم رفته و درجشن و سرور به سرمی برند.

 

ب )پوشاک

مردان بلوج لباسی ساده و بلند به همراه دستاری که عموما سفید است برتن دارند. پوشاک زنان ودختران از زیبایی خاصی برخوردار است در دوخت و تزئین لباسهای زنانه از هنر منحصر به فرد سوزن دوزی و پریوار دوزی بلوچ استفاده می شود. آنچه زیبایی البسه زنان بلوچ را کامل می کند زیورآلاتی از طلا و جواهراست که ساخت آنها نیز یکی از هنرهای سنتی و اصیل منطقه است .

 

ج ) غذاها ونان های محلی

غذاها: بتوماش ، شودوده ، بتوهواری ، ماشینگ ، پاکگین ماهیک ، کورک ، گلوهک ، ناروش ، کیش ، دلک .

 در گویش محلی به نان نگن گفته می شود و شامل انواع ذیل است  :

1- تینی : نان هایی که روی صفحه فلزی ( تابه آهنی ) پخته می شوند و عبارتند از :

         تین موش ، تینی روغنی ، دک ، سی سرک ، ست پوری ، رتی

2-  گجری سنت یا نان تنوری : حمیری ، جویه نان ، تاپگی

3-  نان مخصوص عشایر: پناریک ، پورانی

4-  نان ذرت : شلو ، رحتو ، شلو ، تیموش ، بکد

 

آلات موسیقی

1- سرور یاقیچک

2- رباب :از سازهای مضرابی است

3-تمبورک یا سه تار

4- سورنا : در مراسم عروسی همراهی دهل می باشد

5- دهل بزرگ

6- تمبوک : دهل کوچکتری می باشد که کنار دهل بزرگ سورنا را همراهی می کند

7- دهلک : دهل دوطرفه کوچک و بلندی است .

8- دهل بزرگ لیوا : دهل رحمانی بزرگ و حجیمی است که تنها در مراسم رقص لیوا از آن استفاده می شود.

9- دهل مگرمان : طبل بلند یک طرفه است در قدیم برای خبررسانی استفاده می شده است

10 – نل : قلم –نی 

11- سما یا دف

12- بینجو

 

صنایع دستی

سوزن دوزی ، سکه دوزی ( سامان ) ، حصیربافی ، ساخت ابزار و آلات موسیقی ، صنایع دستی دریایی .


 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 مهر1390 توسط پرویزالف

http://astaraonline.blogfa.com - آستارا آنلاين

جهت اجرای این آموزش باید کمی حرفه ای باشید و حواستان را جمع کنید.
رایانه ها معمولا دارای یک هارد دیسک هستند . برای اولین قدم بهتر است که پارتیشن های هارد دیسک خودتان را نامگذاری کنید.
برای این کار به کامپیوتر من 
رفته و روی یک پارتیشن کلیک راست کنید . گزینه Properties را انتخاب کنید. در پنجره باز شده شما می توانید نام پارتیشن را تغییر دهید. این کار را برای همه پارتیشن ها تکرار کرده و نام آنها را به خاطر بسپارید .

حالا رایانه تان را خاموش کنید . شما هارددیسکی که می خواهید اطلاعات را از آن کپی کنید در اختیار دارید. به دقت ان را بررسی کنید . همه هارد دیسکها به وسیله یک نوع کابل به مادربورد متصل می شوند . در کنار محل اتصال کابل به هارد دیسک محل اتصال فیش برق یا همان POWER قرار دارد .
اما مهمترین نکته که شما باید به آن دقت کنید جامپرها هستند. معمولا روی بدنه هارد دیسکها نحوه قرار گیری جامپرها توضیح داده شده است.
جامپر یک قطعه ریز است که می توان به وسیله آن تنظیمات یک قطعه سخت افزاری را به صورت فیزیکی تغییر داد.
در جدول موجود روی بدنه هارد دیسک به دنبال وضعیت Slave بگردید. شما باید جامپر هارد دیسک دوم را با توجه به توضیحات این جدول به حالت Slave تغییر بدهید.
حالا در کیس رایانه خاموش را باز کنید . در کیس رایانه تان دنبال هارد خودتان بگردید. مشاهده می کنید که کابلی آن را به مادربرد متصل کرده است .
این کابل معمولا دارای دو جای اتصال می باشد . ممکن است این کابل هم به هارد دیسک شما و هم به سی دی رام متصل باشد .
شما می توانید از طریق همین کابل هارد دیسک دوم را به مادربرد متصل کنید . برای این کار می توانید جای اتصال دوم را از سی دی رام جدا کنید.
به جای آن هارد دیسک را به این قسمت متصل کنید. حالا شما 2 هارد دیسک را از طریق یک کابل به مادربرد رایانه تان متصل کرده اید.
هارد دیسک رایانه شما به عنوان میزبان وهارددیسک دوم به عنوان مهمان به حساب می آید. حالا باید برق مورد نیاز را برای هارد دیسک مهمان تامین کنید. به نوع فیش POWER هارد دیسک دقت کنید . یکی از این نوع فیشها احتمالا در رایانه شما به صورت آزاد وجود دارد .
این کابل ها همگی به سیستم اصلی برق رایانه متصل هستند . یکی از این فیشهای آزاد را به هارد دیسک میمان وصل کنید. حالا باید رایانه تان را روشن کنید .
در صورتی که تمام مراحل را درست انجام داده باشید را یانه شما مثل سابق عمل می کند . ویندوز شما بالا می آید.
اما با رفتن به قسمت My Computer متوجه اضافه شدن پارتیشن های جدید می شوید. پارتیشن های غریبه که نامشان برای شما آشنا نیست همان پارتیشن های هارد دیسک مهمان هستند .
حالا اطلاعاتی را که لازم دارید بین دو هارد دیسک کپی کنید . دقیقا مانند زمانی که روی هارد دیسک خودتان اطلاعات رااز یک پارتیشن به پارتیشن دیگری کپی می کردید .

بعد از تمام شدن کارتان دوباره رایانه تان را خاموش کنید . شما حالا باید همه چیز را به حالت اول برگردانید. هارد دیسک مهمان را با جدا کردن کابل های مادر برد و برق جدا کنید . وضعیت جامپر روی آن را دوباره به حالت اول برگردانید .این حالت روی بدنه هارد دیسک با عنوان Master مشخص شده است .
اگر محل اتصال دوم روی کابل قبلا به سی دی رام متصل بود دوباره آن را به همان وضعیت برگردانید . در کیس را هم کاملا ببندید

نرم افزار محافظ فلش مموری

طبق بررسی ها و آماری که شرکت های امنیتی معتبر منشتر نموده اند فلش مموری ها یک چهارم از کل راههای انتقال ویروس ها را بر عهده دارند که با مقایسه ی این عدد با سایر روش ها به بزرگی آن پی خواهیم برد . حافظه های قابل حمل به دلیل اندازه های کوچکی که دارند در کنار قیمت های ارزان و ذخیره سازی اطلاعات با ظرفیت های نسبتا بالا ، مورد توجه بسیاری از کاربران کامپیوتری قرار گرفته اند و خوب این دلیلی است تا ویروس نویسان از این راه پرطرفدار ، مقاصد شوم خود را عملی سازند . از این رو می بایست با در نصب آنتی ویروس های قدرتمند بر روی این حافظه ها خود را از خطراتی که تهدیدتان می کند ، در امان بدارید آنتیویروس نام نرم افزاری است که امروز برای شما تهیه کرده ایم که کار آن ، محافظت همه جانبه از فلش مموری ، مموری کارت و سایر حافظه های پرتابل شما می باشد . این نرم افزار که خود به صورت قابل حمل و بدون نیاز به نصب طراحی شده است به شما کمک می کند تا تنها با کپی کردن فایلهای آن بر روی حافظه ی خود ، یک ابزار امنیتی قدرتمند را همیشه در اختیار داشته باشید و بتوانید در مواقعی که آن را به کامپیوتر هایی که از عدم وجود ویروس و سایر بد افزارها در آنها آگاهی ندارید ، وصل می کنید بتوانید با خطرات احتمالی مبارزه نمایید .کافیست تا فلش مموری خود را به کامپیوتر وصل کنید ، آنگاه برنامه به طور خودکار شروع به اسکن کردن آن نموده و ویروس ها ، تروجان ها و سایر بد افزارها را بلوکه کرده و از کپی شدن آنها بر روی حافظه جلوگیری می کند . یکی از ویروس هایی که اکثر کاربران به آن آشنایی کامل دارند ، ویروس autorun.inf می باشد که به سادگی در پوشه های مختلف به صورت خودکار کپی شده و قسمت های مختلفی از ویندوز را غیر فعال می سازد . طراحان این نرم افزار با اشراف کامل بر این موضوع راهکارهای لازم برای مقابله با این ویروس را در USB Drive Antivirus گنجانده اند و می توانید از این پس بدون نگرانی حافظه های قابل حمل خود را به هر کامپیوتری متصل نمایید .

آستارا آنلاين - http://AstaraOnline.blogfa.com


آستارا آنلاين - http://AstaraOnline.blogfa.com اين نرم افزار امنيتی را می توانيد از اینجا  دانلود فرماييد ..


دانلود با حجم ۲.۷ مگابایت

پسورد: www.kamyabonline.com


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 شهریور1390 توسط پرویزالف

شهرستان زابل

 

محيط طبيعي :

شهرستان زابل با حدود 317/329 نفر جمعيت در جنوب خاوري ايران و شمال استان سيستان و بلوچستان مساحتي بالغ بر 15197 كيلو متر مربع واقع گرديده از جانب شمال و شمال شرق با استان خراسان جنوبي از در امتداد مرز با كشور افغانستان ، از جنوب با شهرستان زهك و زاهدان ، از غرب با كوير لوت هم مرز مي باشد .زابل داراي چهار بخش شيب آب ،پشت آب ، مركزي و ميان كنگي و چهار شهر محمد آباد ، اديمي ، بنجار و دوست محمد و هم چنين 17 دهستان و حدود 937 روستا مي باشد . اين شهرستان با يك جاده آسفالته به طول 216 كيلو متر به شهرستان زاهدان مركز استان راه دارد وتا تهران 1078 كيلومتر فاصله دارد .

 پيشينه تاريخي :

سيستان سرزمين افسانه ساز كهن ايران خاستگاه اسطوره ها و حماسه ها و دست خوش حوادث گوناگوني در طول تاريخ  ايران زمين بوده است . يازدهمين سرزميني است كه اهورامزدا بيافريد اين سرزمين باستاني در ادوار مختلف داراي اسامي گوناگون از جمله : سيوستان، سكستان ، سيستن ، ماساژت ، آريا پليس ، درانگيانا ، زرنگ ، زرنج ، نيمروز يا نصف النهار ،زاول ، زابل و دهها نام ديگر بوده است .

با اتصال خشكيهاي اطراف قريه حسين آباد و ناصرآباد روستا بزرگي تشكيل گرديد كه بعد از تاسيس پادگان ارتش به اهمييت آن افزوده شد و سرانجام در سال 1307 ش. شهرستان زابل شكل گرفت . در اواخر عهد كالكولتيك يعني بين 4000_ 3200 قبل از ميلاد در بخش جنوب شرق ايران در سايه لطف رود خانه هيرمند و شرايط مناسب آب و هوايي آن در منتهي اليه اين رود خانه بستر اوليه تمدن عظيم سيستان در شهر سوخته شكل گرفت و بعد ها طي دوره هاي مختلف رخ دادهاي متعددي تا به امروز بر اين منطقه حكم فرما بوده است . مورخين بناي سيستان  را به دست گرشاسپ در 4000 سال قبل از اسلام مي دانند پس از وي سيستان خاك جهان پهلوانان شاهنامه بوده است از خاندانهاي مهم باستاني حاكم بر سيستان (كيو مرث ، هوشنگ ، طهمورث ، جمشيد ) و كيانيان ( كيقباد ، كيكاووس ، كيخسرو ) البته قبل از مادها بودند كه مدت حكومت پادشاهان كياني 718 سال بوده است . _ زرنگ يا سيستان در هخامنشي (505_ 330 پ.م ) از پارت جدا شد و ساتراپ جدا گانه اي را نشكيل داد  كه پايگاه مركزي و مذهبي منطقه بود . و در كتيبه هاي كورش و داريوش كبير از آن به عنوان زارنگيانا نام برده شده است . در سال 23 (ه ق ) مسلمانان وارد سيستان شده اند و سيستانيان چنان كه حقانيت دين مبين اسلام را در يافتند با نامه و پيام امام حسن (ع) به لسلام روي آوردند . در محرم سال (247ه ق) يقوب ليث صفاري نخستين دولت  مستقل ايراني را پس از اسلام پايه گذاري كرد وي خدمات فراواني به فرهنگ ايران زمين كرد . در 19 بهمن 1330 قيام خونين مردم سيستان برعليه حكومت خود باخته پهلوي و خاندان علم اتفاق افتاد كه طي آن پرچم انگليس را به آتش كشيدند  . در سال 1357 همزمان با ساير نقاط دوران رشادت هاي مردم و پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي بود و بعد از آن انقلاب نيز پاك انديشان سيستاني با حضور در جبهه ها و در صحنه هاي مختلف هم پا و هم آواي برادران و خواهران خود آباداني و مرز داري از اين آب و خاك كوشا هستند .

آب و هوا :

 آب و هواي زابل از نوع بياباني و گرم و خشك با حداقل دما در دي ماه 7 درجه و حد اكثر دما در تير ماه 45 دجه بالاي صفر گزارش شده است .

بادهاي سيستان

 جريان باد در سيستان در كليه فصول بر قرار است ، باد هاي 120 روزه در سيستان حاصل توده هاي پر فشار غربي است كه در فصل تابستان از جهت شمال شرق به جنوب شرق مي ورزد حد اكثر وزش اين باد در تير ماه به صد كيلو متر در ساعت نيز مي رسد كه در مسير باعث جابجايي ريگ هاي روان مي گردد و طوفان هاي شن ، تپه ماهور و ماسه بادي ها را شكل مي دهد طرح تثبيت شن هاي روان به وسيله مارچ پاشي و ايجاد پوشش گياهي تنها راه جلو گير ي از پيشرفت اين طوفانها در منطقه سيستان است .

از باددر سيستان بهره گيري فراوان مي گردد از جمله خار خانه ها ( كولر هاي طبيعي منازل ) ، يخ دانها ، باد گير ها و آس بادها به طوري كه اين منطقه به عنوان خاست گاه آسباد در دنيا لقب گرفته است .

 

 خولک بافی

ميرا ث معنوي و مردم شناسي :

نژاد

پيش از ورود و استقرار آريايي ها در سيستان  نژادهاي بومي در اين منطقه مي زيسته اند و بعد از آن مردم ساكن در اين منطقه شاخه اي از نژاد آريايي هستند كه بهتر از ساير نقاط زبان و خوصوصيات كلي ايرانيان دوره هخامنشي را حفظ كرده اند . اين قوم نجيب قرنهاست كه در اين خاك مقدس زندگي نموده اند و در واقع نژاد آريا تكامل خود را در دشت سيستان طي نموده است . اقوام سيستاني و زابلي بخش اعظم طوايف سيستان را تشكيل مي دهند ، با توجه به سير مدنيت در اين منطقه و دلايل متعدد ديگر در دوره هاي مختلف از طوايف شيرازي ، عرب ، بلوچ، قايني ، افغان و هندي به سيستان مهاجرت نموده اند .

 زبان و گويش

 محققين گويش مردم سيستان را يكي از چهار زبان متروك پارسي عهد باستان ياد كرده اند لهجه سيستاني به زاولي معروف است از بهترين نمونه هاي باز مانده گويش سيستاني سرود آتشكده كركويه سيستان است . در سال ( 254 ه ق ) يعقوب ليث صفاري دولت مستقل ايران را بعد از اعراب در سيستان بنياد نهاد وي زبان پارسي دري را زبان رسمي ايران نمود كه كه تا كنون رسميت دارد .

 خط

 كاوش باستان شناسي در شهر سوخته سيستان روشن نمود كه هنگام شكوفايي اين فرهنگ در (3200 ق. م) خط نگار گري در سيستان رواج داشته است از جمله گل نگاره ذوزنقه اي شكلي است كه از دوران ايلامي در لايه دهم شهر سوخته پيدا شده است در دوره هخامنشي خط رايج در منطقه ميخي بود خط اوستايي نيز در بعضي از سكه هاي آن زمان ديده شده است پس از اسلام خط معلقي ابراهيم سجستاني ابداع نمود بعد از شهرياري يعقوب ليث ، زبان و كتاب رايج را در سيستان پارسي دري و پهلوي بود.

 فرهنگ عامه

 تمدني كه اكنون در سيستان شاهد آن هستيم ره اورد مشعلي تابناك است كه در طي هزاران سال سينه به سينه  از نسلي به نسلي ديگر رسيده است و شامل فرهنگي اصيل در قسمت هاي مختلف زندگي و فولكور منطقه ميباشد .

 

آيين و مراسم ها

 در سيستان آيين ها بر گرفته از اقليم و طبيعت منطقه ،اعتقادات و طبقات اجتماعي مردم است و به مناسبت هاي مختلف انجام مي شود از جمله

_ آيين ها در موقع كار ( مراسم محشر ) آيين كهن لاي روبي بستر رود خانه هير مند است كه حكي از يك نوع تعون و همبستگي منطقه اي و تبلور عيني اتحاد در  حل معضلات است كه هنوز هم در منطقه انجام مي گردد . ( مراسم جشن گندم ) جشن و پايكوبي به مناسبت برداشت گندم وشكر گزاري از درگاه ايزد منان است كه با رقص و پايكوبي خاص سيستاني براي هر تازه واردي بسيار جذاب مي باشد .

آيين هاي مذهبي ( عيد فطر ، عيد غدير ،عيد قربان و مبعث پيامبر _ تولد امام علي (ع) و مراسم آييني نيمه شعبان كه مردم در اين روز به زيارت اهل قبور رفته و يك نوع شيريني محلي به نام چلبك درست مي كنند مراسم سحر خواني و رمضان خواني در شب هاي ماه مبارك رمضان و مراسم عزاداري در ماه محرم با اجراي تهذيه و سوگواري .

آيين هاي ملي ( نوروز و جشن سيزده بدر مردم به زيارت كوه خواجه و ساير زيارت ها مي روند جشن مي گيرند و شادي مي كنند مراسم و آيين هاي بسيار زيبايي نيز در هنگام تولد ، ازدواج اجرا مي گردد .

 

 ادبيات شفاهي

 ضرب المثل ها ، چيستان ، افسانه هاي كهن سيستاني ،داستان هاي حماسي و اشعار محلي است كه ريشه در اعتقادات و باور هاي سنتي و اصيل مردم  دارد .

 

 موسيقي سنتي

 موسيقي بر گرفته از حكمت معنوي و مولود فرهنگ اصيل اين ديار است وداراي قدمتي كهن است در موسيقي سازي ، انواع ساز هاي محلي از جمله قيچك ، ني ، دايره ، سرنا و ساز و دهل استفادهمي گردد كه توسط هنرمندان بومي در خود منطقه ساخته مي شود و در كنار موسيقي آوازي و مقامي كه بر گرفته از احساسات و فولكور مردم است و در رديف ها و آواها به صورت دو بيتي ها ( سيتكها ) رباعي ها ، لالايي ها  و به مناسبت هاي مختلف اجرا مي گردد . رقص شمشير از نمونه هاي شاخص موسيقي سازي و آوازي در منطقه است كه ضمن داشتن شهرت جهاني باشور و اشتياق خاصي در جشن ها و مراسم آييني  اين ديار برگزار مي گردد .

 

 بازي ها و ورزش هاي محلي

 كشتي كچ گردان kach  خاستگاه ديرينه اي در سيستان دارد و بسياري از فنون آن اكنون در كشتي آزاد كه ورزش ملي ايران است اجرا مي گردد . كودي kavade  از بازي هاي محلي و اصيل سيستاني است هم اكنون به عنوان ورزش بومي و رسمي شهرت بين المللي يافته و در بيشتر مسابقات اجرا مي گردد .

خسو khoso شنا _ چوك بازي _ چوب بازي و رقص شمشير مناسك آييني كه از قدمت و اعتبار ويژه اي در سيستان برخوردار است و در بيشتر جشن ها برگزار مي گردد .

 پزشكي سنتي

 اولين جراحي جمجمه كه با موفقيت در شهر سوخته 6000 سال قبل انجام شده است قدمت پزشكي سنتي را در سيستان نشان مي دهد رستم زاد يا اولين سزارين و اولين بيهوشي براي جراحي به نقل از شاهنامه در سيستان اتفاق افتاده است  .  شكسته بندي و حجامت قدمت ديرينه اي در اين منطقه دارد و استفاده از گياهان دارويي در سيستان مرسوم است .

 معماري  

يكي از جاذبه هاي سيستان معماري و بهره گيري مثبت از فرآيند چرخه طبيعت در ساخت مساكن است كه به بهترين شكل در زندگي مردم نمود دارد .

 

 

 ميراث فرهنگي و جاذبه هاي تاريخي

    سيستان را بهشت باستان شناسان لقب داده اند ، تا كنون محققين داخلي و خارجي بسياري در اين ديار كنكاش كرده اند كارشناسان استان توانسته اند تا كنون حدود 500 اثر باستاني از دوره هاي مختلف تاريخي را در اين منطقه شناسايي و تعداد 379 اثر را در فهرست ملي به ثبت برسانند  آثار شهر سوخته ، كوه خواجه و دهانه غلامان براي ثبت در فهرست جهاني پيشنهاد داده شده است ، با عنايت به اينكه در گذشته بخش عمده اي از سيستان بزرگ در خاك افغانستان و كرمان و خراسان قرار داشته در واقع تعداد بسياري از آثار باستاني سيستان در خارج از مرزهاي جغرافيايي فعلي قرار دارد از جمله شاخص ترين اين آثار مي توان به محوطه هاي باستاني ( شهر سوخته_ 3200 ق م ) _ ( محوطه تخت عدالت _ اشكاني ساساني ) .

( شهر قاسم آباد ، بي بي دوست ، خوشداد ، اشكاني و اسللمي ) _ ( شهر  كوه خواجه _ اشكاني ساساني ، اسلامي ) _ ( شهر كندر اوض دار _  اسلامي ) _ ( شهر زرنج _ تاريخي ، محوطه ناد علي ، غزنين ، سرخ دك و سپيد دك ، نيمروز و ....... در سيستان افغاني ) و .........  .

قلعه هاي باستاني آن عبارتند از (قلعه كك كهرزاد  ، ارگ سر سنگ ، قلعه چهل دختر ، قلعه سام دوره اشكاني و ساساني _ قلعه مچي، قلعه رستم ، قلعه تيمور، قلعه كا فران ، قلعه رام رود ، قلعه فتح از دوره اسلامي ، ارگ سه كوهه ، ارگ خان ملك ، ارگ خان ملك ، ارگ مير جمال،  ارگ  كد خدا محمد  كيخا و ...).

 ذوب فلز ،سيستم فاضلاب شهري و اوج تمدن شهر نشيني اولين انميشن و بازي فكري دنيا وقديمي ترين چشم مصنوعي و هزاران ماده فرهنگي  ديگر _ گورستان شهر سوخته با 25 هكتار وسعت و 4000 گور به عنوان يكي از وسيع ترين گورستانها قبل از تاريخ كمك زيادي به پژوهش در روند شكل گيري تمدن حاشيه هير مند و نوع اعتقادات ساكنان آن مي كند به طوري كه مردم آن زمان به زندگي پس از مرگ اعتقاد داشته و اشيا  فراواني را با مرده ها تدفين مي كردند . به گفته دكتر سجادي سرپرستا گروه باستانشناسي شهر سوخته به علم امروز مدت 450 سال طول مي كشد كل شهر شناسايي و بررسي مي گردد لازم به ذكر است وجه تسميه شهر سوخته علي رغم چند مورد آتش سوزي رخ داده در آن به دليل تغيير مصب رودخانه هيرمند و خشكسالي هاي ممتد در آن بوده است

 

.

كوه خواجه ( كوه رستم يا كوه شيدا كوه خدا )

 

 

اين كوه به صورت برجستگي بازالتي سياه رنگي در فاصله 30 كيلومتري جنوب غربي شهر زابل با 609 متر ارتفاع در ميان دريا

ه مقدس هامون به طرز شگفت انگيزي خود نمايي مي كند و در سال 1310 با شماره  54 در فهرست ملي به ثبت رسيده است . مجموعه اي از آثار دوره هاي مختلف پارتي اشكاني و اسلامي از جمله : يك بناي وسيع و آتشكده ان ، قلعه هاي خشتي ، راه ها و دالان هاي قديمي ، برج باروها و حصار هاي مختلف چند زيارت گاه قبور سنگي ، كاخ و شهرهاي كوچك و دالان گالري و اثاري به نام هاي كك كهرزاد ، ارگ چهل دختر ، قلعه كافران ، اتاق بي باد ، ارگ سر سنگ ، زيارت خواجه غلطان ، آرام گاه آسيابان ، پير گندم و بريان و .... در ان ديده مي شود شاخص ترين قسمت كوه رستم كه شاه نشين رياست خاندان پر قدرت سورن بوده است كهن دژ يا قلعه رستم و قلعه كافران آن است كه در دامنه شرقي كوه مستقر است اين بنا با معماري زيبا ي خود يكي از بزرگترين بنا هاي خشتي پيش از اسلام است . كه معروف به تخت جمشيدي از خشت و گل مي باشد تزئينات گچبري ، گل برجسته ها و نقاشي هاي ديواري به عنوان يكي از اولين نمونه ها از اين دست نيز در ان به چشم مي خورد .

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 شهریور1390 توسط پرویزالف

ادامه طوایف سیستان

سندگل(در حال حاضر متنی ندارد)

سیاه‌سری(در حال حاضر متنی ندارد)

طایفه شهرکی

 یکی ازطوایف استان سیستان وبلوچستان می‌باشد

 

تاریخچه

طایفه شهرکی همراه با طایفه براهویی( ممسنی، محمدحسنی)

و سرابندی بخشی از ایل ممسنی استان فارس بوده‌اند که در زمان حمله اعراب به ایران در استان فارس ساکن بودند.شهرک ممسنی مرزبان پارسی پس از جنگی بزرگ در نبرد با اعراب کشته شد.ممسنی‌ها در اصل از سکاهای سیستانی بودند که در اوایل حکوت اشکانیان به استان فارس رفتند.تیمور طوایف ممسنی سیستانی را به لرستان تبعید کرد

و در زمان شاهرخ و عده‌ای در زمان نادرشاه به سیستان برگشتند.

از زمان تیمور به بعد نام‌های سرابندی و شهرکی برای طوایف ممسنی به کار رفت.[۱]

قدیمی‌ترین ماخذی که درآن به شرح ماجرای کشته شدن دو تن از پهلوانان طایفه بامری به دست جمال حاجی طاهرشهرکی اشاره شده‌است کتاب احیاالملوک می‌باشد، نامه عالم آرای نادری نیز دومین ماخذی است که از رشادت و پایمردی امیرسیف الدین خان شهرکی در مقابل نادرشاه وبالاخره کشته شدن وی بدست لشکریان نادر اشاره می‌کند.

امیرسیف الدین مذکور سرکرده(سردار) سپاه ملک فتحعلی خان 

کیانی است که درسال ۱۱۵۹ هجری قمری برعلیه نادر دست به شورش زده‌است.

بزرگان طایفه شهرکی

شهرک ممسنی ملقب به شاه اژدهاٰ، یا مالک اژدر فرامانروای فارس در دوره ساسانیان.حمزه شهرکی رهبر قیام سیستان در قرن دوم و سوم هجری، امیر جمال و امیر حاجی شهرکی در دوره صفوی، امیر سیف الدین خان، سردار محمدحسن خان و سردار حیرخان در روزگار نادرشاه افشار، سردار محمدحسین خان و میربیگ خان در دوره زندیه، امیر جهانگیرخان در اواخر زندیه ٰ، میر هاشم خان و سردار محمد علی خان شهرکی در دوره قاجار، حاج عبدالله خان شهرکی معاصر ناصرالدین شاه قاجار نام برد.


تیره‌های طایفه

طایفه مذکور به چند تیره تقسیم می‌شوند: به نقل بعضی از بزرگان دارای ۱۸ تیره است

  • تیره حسین آبادی که بزرگترین تیره فامیل شهرکی است و ساکن زهک هستند و دارای بزرگانی همچون (حاج رسول شهرکی و حاج غلامعلی شهرکی ) میباشد.
  • شهرکی های واصلان -(عزیز خان شهرکی)
  • شهرکی های دشتک - (محمد علی خان شهرکی)
  • شهرکی های ساکن زرند کرمان- (غلامحسین خان سیف الدینی)
  • شهرکی های ساکن پلگی- ( حاجی شاهسوار جامی)
  • شهرکی‌های ده میرزامحمد - فرزندان رندبلوچ خان(بلوچ سلطان)که نوه‌های وی در میان کنگی زابل زندگی می‌کنند.
  • جماعت شهرکی ده سوخته که از تیره سیاهک اند.
  • شهرکی‌های بولاغ که در بهرام آباد وقلعه کنگ مستقرند.
  • شهرکی‌های تراقونی که جنب آس قاضی ساکن هستند.
  • شهرکی‌های کته لوک
  • شهرکی‌های منطقه راز که قبلاً در منطقه دشتک و قلعه نو سکونت داشتند.
  • شهرکی‌های ساکن در شهرستان سرخس
  •  

  • طایفه شهریاری،

  •  طایفه‌ای است سیستانی در استان سیستان و بلوچستان ایران.

    تمام افراد طایفه شهریاری بر این عقیده‌اند که ریشه قومی آن‌ها از شهریار کرج سرچشمه می‌گیرد حتی اشخاصی که آگاه ترند، نام جوقین شهریار را به عنوان خاستگاه اولیه اجدادشان عنوان می‌کنند. جد نهم آن‌ها به نام ممدسین (محمدحسین) به علت نامعلومی از کرج راهی سیستان شده و این سرزمین را برای سکونت همیشگی خویش انتخاب می‌کند. برخی از مطلعین این طایفه، براین باورند که پس از شهریار به منطقه زرنج اولیه یا نادعلی کنونی که مسکن ابتدایی جد آنهاست، مهاجرت و در آنجا سکونت اختیار می‌کنند.

    بعد از مدتی، افزایش جمعیت طایفه سبب می‌شود که متناسب با تعداد و گسترش خانواده‌ها، آنها به زمین‌های مزروعی بیشتر وملک مرغوبتر نیاز پیدا کرده و از نادعلی به چخانسور مهاجرت می‌کنند.

    دو تن از افراد نسل پنجم میرزا ممدسین(محمدحسین) به نام‌های میرزا ابول و مردان، از زبدگان طایفه بوده‌اند که با سمت فرماندهی جنگجویان ابراهیم خان سنجرانی، نبرد سرسختانه‌ای را با عساکر(سربازان) افغانی، رهبری کرده‌اند. این درگیری هم‌زمان با تقسیم سیستان توسط انگلیس و حکمیت گلداسمیت بود، این جنگ یک ماه طول کشید.

    پس ازتقسیم سیستان، شهریاری‌ها به روستای دوست محمد کوچ کردند وبه هنگام کوچ حتی خرمن‌های گندم وجوی خود را با کاه ودانه به مسکن جدید حمل نموده، تا مورد استفاده افاغنه قرارنگیرد. گرچه از آن به بعد این طایفه چندین بار باافغانی‌ها درگیری داشته‌اند که نمونه بارز آن خلع سلاح پاسگاه و دستگیری عساکر افغانی بود.

    فرزند میرزا غلامحسین، به نام میرزا غلامحیدر که خود را شهریاری چخانسور می‌نامید، میرزای(حسابدار)با وفای ملک محمدعلی خان کیانی(خان ملک)شد و در جلال آباد زیست.

    در صد سال اخیر طایفه شهریاری در مناطق و دهات سیستان، ده علی اکبر- ده الهی – ده دهباشی – ده جعفری – ده حسین باقر – ده جهانبخش – ده خداداد – کوشه شیب – ده کرمی – ده شهریاری و سدکی، سکونت داشته‌اند.

  • شیبک(در حال حاضر متنی ندارد)

  • شیخ (طایفه) (در حال حاضر متنی ندارد)

  • شیرانزائی(در حال حاضر متنی ندارد)

  • صیاد

  •  یکی از ولسوالی‏های ولایت سر پل، افغانستان است. این ولسوالی در غرب ولایت سرپل قرار دارد. ولسوالی صیاد از غرب با ولایت جوزجان و ولایت فاریاب هم مرز است

  • جغرافیا

  • ولسوالی صیاد ۱۲۵۲ کیلومتر مربع مساحت داشته و متشکل از ۷۹ قریه می‏باشد. قرار معلومات انستیتیوت انکشاف دهات ۸۹.۸ درصد ساحات ولسوالی مذکور کوهی و نیمه کوهی و ۱۰.۲ درصد ساحات آن هموار و نیمه هموار می‏باشد

    مردم

  • قرار معلومات فراهم شده از دفتر احصائیه مرکزی سال ۲۰۰۴ ولسوالی صیاد دارای ۴۷۳۳۶ نفر (اناث ۴۹ درصد و ذکور ۵۱ درصد) نفوس بوده که متشکل از اقوام تاجیک، ازبک، هزاره، پشتون و عرب می‏باشد

  • عارفی(در حال حاضر متنی ندارد)

  • غلجه‌ای(در حال حاضر متنی ندارد)

  • فخیره(در حال حاضر متنی ندارد)

  • فراهی(در حال حاضر متنی ندارد)

  • قروتخوار، از طوایف سیستانی در استان سیستان و بلوچستان ایران است.

    در سال ۱۲۸۸ ه.ش اين طايفه در روستای ده كدخداعوض زندگی می كردند. به گفته بزرگان قوم و آنچه سینه به سینه نقل شده نسب این قوم به سه برادر میرسد که از فارس به این منطقه کوچ نموده و به طایفه بزی بسیار نزدیک بوده اند

    مردم این قوم شامل عشایر نیمه کوچنده که محل سکونتشان در حاشیه هامون و صابری از جنوبی‌ترین قسمت هامون (سنگل، sengol ) در نزدیکی سفید آبه تا کرانه های صابری و خاریکه بصورت فصلی یا بسته به شرایط علوفه دامهایشان ( که اغلب گاوداربوده اند) متغیر بوده است.

    البته محل اصلی سکونت بخش عشایر این قوم منطقه شند برنگ (shand_e_bareng ) و سرکال (sare kal )و شوررود بوده است که هنوز آثاری از آن دراین منطقه به جا مانده است. بخشی از این طایفه نیز روستا نشین بوده‌اند و در روستاهای دادی، ده لطف‌الله، کوه خواجه و سامیه از روستاههای حاشیه هامون از بخش شیب آب ساکن بوده‌اند.

    پس از بروز خشکسالی‌های پی درپی در سیستان واز بین رفتن تالاب هامون این قوم مجبور به ترک مامن و ماوای خود شدند و اکثر آنها در شمال ایران (ترکمن صحرا ) گلستان کنونی و زاهدان و شهر زابل و مشهد و کرج ساکن شدند..

    سيصد سوار موشكار همه چتله نو قروتخوار

    در این بیت شاعر به حرفه سواران قروتخوار وچتله اشاره میکند و موشکار به معنای شکارچی بکار رفته است

    بزرگان طایفه: 1-کدخدا مزار مشهدی قروتخوار 2-حاج ابراهیم محمدی(قروتخوار) که در حال حاضر این دو بزرگوار در قید حیات نبوده و اداره امور طایفه بر عهده کدخدا حبیب الله مشهدی قروتخوار(فرزند ارشد کدخدا مزار)میباشد

  • قزاق (در حال حاضر متنی ندارد)

  • قهقایی(در حال حاضر متنی ندارد)

  • کاشانی به معنی منسوب به کاشان است و دارای کاربردهای زیر است.

    ممکن است منظور از کاشانی یکی از افراد زیر باشد:

    • سپیده کاشانی، سرور اعظم باکوچی.
    • مجتبی کاشانی٬ شاعر متخلص به سالک
    • کته‌لوک (در حال حاضر متنی ندارد)
    • کریم‌کشته (در حال حاضر متنی ندارد)
    • طایفه کلبعلی یا علی زائی، از طوایف سیستانی است که خود را از اعقاب حمزه عموی پیامبر اسلام و در نتیجه از نژاد عرب می‌دانند. سال‌ها پس از کشته‌شدن حمزه، یکی از نوادگان وی به نام نیکه در جنگ با هند در ناحیه کلکته کشته شد و در همانجا به خاک سپرده شد که براساس ادعای مطلعین طایفه کلبعلی، آرامگاه وی زیارتگاه مسلمین هند است.

      کلبعلی از نوادگان علی نیکه‌است که پس از وی افراد زبده‌ای چون مولاداد و محمدخان و محمد اسماعیل خان وجود داشته‌اند که پسران محمداسماعیل خان بعد از کشته شدن پدرشان در هرات و چخانسور افغانستان مسکن گزیدند و شاخه‌های هراتی و چخانسوری را بوجود آوردند.

      غیبی خان پسر محمدخان و برادرزاده وی به نام محمد، به همراهی جمعی از افراد قبیله خویش به سیستان ایران کوچ کرده و در یک منطقه جنگلی و بلامنازعه به کار دامداری و کشاورزی پرداختند.غیبی خان در منطقه مذکور، ده کلبعلی را به نام پدری شان بنیان کردند و سالهای زیادی مسکن و ماوای طایفه کلبعلی‌ها بود.بعدها به علت هجوم ریگ‌های روان و بادهای ۱۲۰ روزه، این طایفه به شهرهای زابل، زاهدان، گوهرکوه، بندر عباس، مشهد و نواحی شمال کشور (ترکمن صحرا) کوچ کردند.

      از نام آوران طایفه کلبعلی به کریم خان می‌توان اشاره نمود که در دوران ناامنی افغانستان، با دوازده هزار خانوار راهی ترکستان شد و در آنجا به مقام‌های عالی رسید پس از انقلاب روسیه، دولت از ایل کریم خان خواست تا دختران را به مدرسه بفرستد اما وی بر اثر تعصبات قومی-مذهبی از کلیه مناسبات و مقام‌ها چشم پوشید و به همراه طایفه خویش مصمم بازگشت به افغانستان شد. این امر سبب شد تا دولت روسیه از طریق هوا و زمین به تعقیب وی بپردازد و او با مقاومت و به روش جنگ و گریز خود را به سرخس ایران رساند.این ر خداد توسط مردان مطلع طایفه رخشانی که هم پیمتن کلبعلی بوده‌اند مورد تائید می‌باشد. ورود کریم خان به سرخس مورد قبول دولت ایران واقع نشد و در نتیجه نیروهای دولتی ایران به ایل کریم خان دستور عقب گرد دادند. کریم خان به هر ترتیب از روسیه عقب نشینی و به افغانستان پناهنده شد. افغان‌ها نیز او را به کابل فرستاده و تحت نظر قرار دادند. و ایل و طایفه وی را در ناحیه شاه آباد هرات مستقرنمودند. در جریان جنگ کریم خان با روس‌ها، زنان وی کشته شدند و او با دختری از هرات افغانستان ازدواج کرد که نتیجه آن دو فرزند به نام‌های عبدالحسین خان و عبدالعزیزخان شد. عبدالحسین خان بزرگ و رییس طایفه کلبعلی در چخانسور افغانستان است.


      کمالی (در حال حاضر متنی ندارد)

    • کول(در حال حاضر متنی ندارد)

    • کوهکن(در حال حاضر متنی ندارد)

    • کیال(در حال حاضر متنی ندارد)

    • کیانی ممکن است یکی از موارد زیر باشد:

      خاندان‏ها

    • کیانی، نام طایفه‏ای ساکن سیستان و بلوچستان

      1. کیانیان، نام دومین سلسله پادشاهی اساطیر ایرانی

      انسان‏ها [ویرایش]

      1. کنعان کیانی، بازیگر و دوبلور سیمای جمهوری اسلامی ایران
      2. مجید کیانی، از استادان موسیقی ایرانی
      3. لیندا کیانی، بازیگر سینما در ایران
      4. عبدالرضا کیانی‌نژاد، مشهور به مازیار، خواننده پاپ ایرانی

      جاها

      1. خانه کیانی، از آثار تاریخی دوره قاجاریه در شهرستان زابل
      2. خانه وطن پرست و کیانی، از آثار دوره قاجار در شیراز

      دیگر کاربردها

    • تیمار کیانی، روشی برای حفاظت چوب

      1. تاج کیانی، تاج مخصوص سلاطین قاجار ساخته‏شده به دستور فتحعلی شاه
    • طایفه کیخا «کیخواه »،

    •  یکی از طوایف بزرگ سیستان و بلوچستان ایران به شمار می‌آید و زیر مجموعه قوم بزرگ کاشانی (کشانی ) محسوب می‌شود وبه مفهوم «کی خواه» یا کیانی خواه تعبیر می‌شود و دارای هفت تیره می‌باشد.

      • کیخای پلاسی
      • کیخای عسگری
      • کیخای عودی (سدکی)
      • کیخار چپتی
      • کیخای شاه بیگی
      • کیخای ته رودی
      • کیخای کندری

      کیخای پلاسی

    • براساس نوشته ملک شاه حسین در کتاب احیا الملوک، از کیخای پلاسی به عنوان تیره معتبر کیخا یاد شده، که در منطقه پشت منطقه زره(سیستان)سکونت اختیار کرده‌اند.برخی از معمرین تیره پلاسی بر این باورند که فرزندان عبدا.. سیاه پلاسی (چادر سیاه)هستند. وعبدا.. نیز در سرزمین حجاز می‌زیسته‌است. او مردی بادیه نشین بوده که روزی در غروب آفتاب شترش گم شده، و وی در جستجوی شترش رو به بیابان نهاده واز قضا در زیر روشنایی شفق، نور خیره کننده‌ای نظر اورا به خود جلب می‌نماید. چون نزدیک می‌شود با گنجینه‌ای از جواهرات روبرو شده و دامانش را از جواهرات پر کرده وبه چادر برمی گردد.وچون روز دیگر به آنجا می‌رود اثری از گنج نمی‌بیند.لذا از بیم لو رفتن، با قبیله اش کوچ کرده وبه سیستان می‌رودو در آنجا ماندگار می‌شود.و اکنون در قریه پلاسی، در میان شیله زابل زندگی می‌کنند. از طایفه مذکور فامیل‌های شریعی، شریفی، خزاعی، عرفانی، شاکری، قائمی، خالصی، امامی، امام جمعه، توکلی، افشاری وکاظمی پدید آمده‌اند.

      کیخای عسکری

    • این تیره بصورت پراکنده در گوشه وکنار سیستان روزگار می‌گذرانند.اینان خود را وابسته به عساکر افغانی می‌دانند که به منطقه سیستان مهاجرت کرده‌اند. احیاالملوک از آنان به عنوان نقیبان و جنگجویان پشت زره(زرنج یا سیستان) یاد می‌نماید.ضرورت در جابجایی لشکریان نیمروزی(سیستان) که موظف به ایجاد امنیت و دفاع در مقابل مهاجمین ازبک و مغول بوده‌اند، ایجاب می‌کرده تا این جماعت رزمنده، وضعیت متحرک وسیاری داشته باشند و در سیستان اقامت نمایند.


      کیخای عودی (سدکی)

    • این تیره که بیشتر در منطقه شیب آب زابل ساکن هستند و زمانی گروه متخصص طایفه کیخا را تشکیل می‌دادند.این تیره مهندسین اولیه آبیاری و زراعت در سیستان بودند که کارشان حفظ اصالت سیستم سنتی در رشته آبیاری و کشاورزی بود.تبحر و کاردانی شان بخصوص در امر بندبافی(سدسازی)، وجه اختصاصی و متمایزی بود که آنان را در مرتبه بالای نسبت به دیگر تیره‌ها وطوایف قرار می‌داد.بافتن بند یا سد گزی(چوبی) که در دل امواج خروشان رودخانه هیرمند، آن هم در مواقع طغیان وسیل انجام می‌گرفت، از عهده هیچ طایفه دیگر بر نمی‌آمد.این تیره که به کیخسرو پادشاه پیشدادی منتسب می باشند، روزگاری از بزرگان طایفه موبدان متعصبی بودند که در نگاهداشت آتش مقدس زرتشتیان زرنج(سیستان) در قبل از اسلام، نقش اصلی را عهده دار بودند.

      کیخای چپتی

    • ساکن روستای « قلعه چه» در مجاورت منطقه تاسوکی زندگی می‌کردند.قلعه مذکور در میان منطقه ریگزاز واقع بوده که حصار مستحکمی به نظر می‌آمده‌است. بدین گونه که رعایا از ترس مالیات وزورگویی خوانین، نمی توانستند فرار کنند.چون در صورت رفت وآمد، اثر پاه روی ماسه‌ها باقی می‌مانده و به این ترتیب قضیه لو می‌رفته‌است.بنا براین تعدادی از رعایا کفش‌های دست ساز به نام چپتی درست کرده و وارونه به پاهیشان می‌بندند وشب هنگام فرار می‌کنند.وبه این ترتیب به کیخاهای چپتی معروف شدند.


      کیخای شاه بیگی

    • ویا جماعت مالدار، که خود را سردسته وسرسالار کیخاهای شیب آب زابل می‌دانند.جد بزرگ آنان کدخدا غلامعلی می‌باشد.


      کیخای شیب آبی

    • این قوم به علت اینکه خانه‌هایشان از رود هیرمند فاصله زیادی داشته به کیخای شیب آبی مشهور شدند اکنون جایگاه این قوم در روستای کیخا ۵ کیلومتری زابل واقع است

    • کیخای کندری

    • به این علت که خاستگاه اولیه شان منطقه کندر بوده، به کندر معروف شده‌اند.تعدادی ازاین تیره در قریه ورمال و تاسوکی وتعداد زیادی نیز در زاهدان ساکن هستند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 شهریور1390 توسط پرویزالف

 

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان

و صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...

عيد سعيد فطر

عيد فطر يكى از دو عيد بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن احاديث و روايات بيشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه‏اى خوانده‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده‏اند.

خطب اميرالمومنين على بن ابى طالب عليه السلام يوم الفطر فقال: ايها الناس! ان يومكم هذا يوم يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و هو اشبه بيوم قيامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بين يدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.

عباد الله! ان ادنى ما للصائمين و الصائمات ان يناديهم ملك فى آخر يوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كيف تكونون فيما تستانفون (1)

اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نا اميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:

«هان!بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، بر آوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمى‏برند.» (2)

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن، ابتداى خوردن و آشاميدن است و نيز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن است پس از مدتى از نخوردن و نياشاميدن. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مى‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.

از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عيد مى‏خوانيم:

«... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»

بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏به تو پناه بردند.

در صحيفه سجاديه نيز دعايى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عيد سعيد فطر وارد شده است:

«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصيبتنا بشهرنا و بارك لنا فى يوم عيدنا و فطرنا و اجعله من خير يوم مر علينا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن ... اللهم انا نتوب اليك فى يوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنين عيدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبة من لا ينطوى على رجوع الى.»

پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصيبت ما را در اين ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عيدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در اين روز بيشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشايى آنچه در پنهان و آشكارا گناه گردانيم ... خداوندا! در اين روز عيد فطرمان كه براى مؤمنان روز عيد و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى كه مرتكب شده‏ايم و هر كار بدى كه كرده‏ايم و هر نيت ناشايسته‏اى كه در ضميرمان نقش بسته است‏به سوى تو باز مى‏گرديم و توبه مى‏كنيم، توبه‏اى كه در آن بازگشت‏به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصيت نباشد. بارالها! اين عيد را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در اين روز، ما را توفيق بازگشت‏به سويت و توبه از گناهان عطا فرما.» (3)


نوشته شده در تاريخ جمعه 28 مرداد1390 توسط پرویزالف

  http://www.mokhlasin.ir/images/ramezan001.jpg

ادامه طوایف سیستان وبلوچستان

ده‌مرده

طایفه ده‌مرده یا دهمرده یکی از طوایف بزرگ سیستان ایران می‌باشد.


بیوگرافی 

براساس نوشته جی.پی. تیت، دسته‌ای از اجداد ده‌مرده‌های سیستان به عنوان رزمیان وجنگجویان میربولان خان از سند پاکستان و عده‌ای دیگر این طایفه از منطقه نوشکی و چاه گه به دنبال مراتع و در جستجوی تامین چراگاه برای دام هایشان، وارد سیستان شدند و به ساکنین منطقه دلتای هیرمند یاساکنین کرانه هیرمند ملحق شدند. نورمحمدخان، خان محمد، پیرمحمد و دوستمحمد چهار برادر هستند که از نوه‌های میربولان خان محسوب می‌شوند.ضمنا میربولان خان دارای سه فرزند به نام‌های خان محمد، درخواست و احمد بوده که خان محمد و خواست، تسنن و احمد شیعه شده‌است.

تیره‌های ده مرده [ویرایش]

  • کدخدا زبرده، یکی از نوادگان دوست محمد بود که پس یک درگیری طولانی با افاغنه، بوسیله مامورین دولتی افغانستان دستگیر و با جمعی از افراد قبیله اش به ده فرنگ تبعید شدند و پس از آزادی در کابل مستقر و اعقاب وی در آن مکان سکونت کردند.
  • تمینی، ایشان در منطقه سیاه بند افغانستان ساکن هستند و کارشان دامداری است.همچنین به ده مرده‌های نوشکی و چاهگه نیز تمینی گفته می‌شود.اما در مناطق پاکستان به نام عمرانی مشهور هستند.
  • دیانی، ده مرده‌های خاش، ایرانشهر و سراوان که از نمری آباد سند پاکستان به این منطقه آمده‌اند.

وابستگان فامیلی [ویرایش]

تیره‌های ده مرده شامل فامیل‌های زیر می‌باشند. حیات زی، زردازی، گرخیل، شاهی زی، سیاخان زی، سیف الدین زی، بولان زی، باران زی، کلگ زی و کلاتی زی

راز (طایفه)

راز، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

این طایفه، نخست در منطقه دشتک سیستان سکونت داشته اند. حرفه اصلی آنان بلم‌رانی در حاشیه دریاچه هامون و ماهیگیری بوده است. با توجه به کاهش آب منطقه و افزایش و توسعه زمین‌های کشاورزی، آنان به کار کشاورزی روی می‌آورند. مردم این طایفه اکنون در منطقه زهک، قلعه نو و دشتک زابل زندگی می‌کنند. و تعدادی نیز از آنان در شهرهای گنبد کاووس، گرگان، سرخس و همچنین افغانستان ساکن هستند.

راشکی(در حال حاضر متنی وجودندارد)

رامرودی

رامرودی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

طایفه رامرودی در روستای جزینک، شهرک و روستای عباس رامرودی از توابع برج میرگل زابل سکونت دارند. این طایفه اعتقاد دارد که از افغانستان به سیستان کوچ کرده‌اند. اکنون مرکز سکونت رامرودی‌ها در منطقه تپه سرخ و بخش شیب آب زابل و جزینک می‌باشد.

عده‌ای معتقد هستند که از افغانستان مهاجرت کرده‌اند درحالیکه این طایفه از اقوام اصیل سیستان هستند و امروزه بسیاری از آنها دراستان گلستان ساکن هستند و به طوایف رمرودی نمردودی و امرودی منشعب شده‌اند

راهداری (طایفه)

طایفه راهداری یا رهدار، یکی از طوایف سیستان می‌باشد.

برخی از بزرگان این طایفه معتقدند که از نظر تباری منتسب به حربن ریاحی هستند و به علت آنکه جدشان، راه را بر حسین بن علی و یارانش در کربلا بستند.به این نام موسوم شده‌اند. اما طبق نظریه جی.پی.تیت ریشه عرب بودن این طایفه را ضعیف می‌داند. یک نظریه دیگر که چندان نامعقول جلوه نمی‌کند، اینکه طایفه راهدار را بازماندگان جماعتی از راهبانان آزاده معرفی می‌کند که راه را، برای حرکت کاروان‌های عبوری از سرزمین سیستان و جاده ابریشم، امنیت می‌بخشیدند و با این کار دست راهزنان توسط این گروه از کاروان‌ها قطع می‌شده‌است. و همچنین جد بزرگ راهدارها به نام حسین خان بخشی، رییس قورخانه ملک بهرام و ملک جلال الدین کیانی بوده و به علت رابطه حکومتی بین ملک جلال الدین و شاه کامران (پادشاه هرات) موظف بوده که جهت حمل و جابجایی نیرو و اسلحه بین سیستان و هرات رفت وآمد داشته باشد. و نیز راههای تجاری را امن سازد.و به نظر می‌رسد به دلایل بالا به این نام موسوم شده‌اند.

سکونت

محل سکونت فعلی این طایفه در ده راهدار، منطقه پشت آب و ده اسماعیل قنبر شهرستان زابل، شهرستان سرخس و استان گلستان می‌باشد.

بزرگ طایفه

بزرگ طایفه رهدار در اواخر قرن ۱۳هجری شمسی کدخدا علی رهدار نام داشته‌است که در سال ۱۳۳۷ به دیار باقی شتافته‌است.محل استقرار وی ده اسماعیل قنبر بوده‌است که قریه‌های اسماعیل قنبر، ده کرمی، ده جعفر تحت نفوذ وی بوده‌است

رئیس (طایفه)(در حال حاضر متنی وجودندارد)

طایفه ریگی،

از طوایف بزرگ سیستان و بلوچستان می‌باشد.

تاریخچه

بزرگان این طایفه به استناد روایت قبیله ای، ریشه نژادی خود را از اقوام آریایی اصیل می دانند که در ناحیه کرمان کنونی ساکن شده بودند. بعد از حمله ترکان غز این طایفه در ناحیه‌ای به نام ریگستان حدود زاهدان و خاش کنونی مستقر شدند که این منطقه هم اکنون سرحد نامیده می‌شود. ناحیه سرحد از شمال به کهنوک، پابید و جون آباد، از شرق به تهلاب ریگ ملک و از جنوب به گوهر کوه و از غرب به محل سکونت طایفه شه بخش محصور است. این منطقه محل زندگی طایفه سرحدی نیز می‌باشد.

تعداد قابل توجهی از طایفه ریگی در سیستان زندگی می‌کنند که بدون تردید از بلوچ‌های اصیل سیستانی به حساب می‌آیند. با توجه به محدوده سیستان بزرگ، که سرحد (ریگستان) قسمتی از آن را تشکیل می‌داده است حتی ریگی‌های منطقه مذکور نیز اصالتا سیستانی به حساب می‌آیند.

علت مهاجرت به سیستان

استقرار دائمی برخی از ریگی‌ها در سیستان کنونی، زمانی صورت گرفت که دامنه ناامنی‌های ناشی از هجوم و حمله افغانی‌ها و نیروهای وابسته به غارتگران داخلی و خارجی به ناحیه سرحد (ریگستان) کشیده شد.

سبز علی جد بزرگ شماری، از ریگی‌ها(حسین بر )که از نظر نژادی خود را اصالتا از جالق سراوان می‌دانند، در زمان سردار شریف خان نارویی از بلوچستان به سیستان منتقل شده‌اند. از سبزعلی پسری به نام جلائی مشهور است وی مرد ی سرمایه دار و قدرتمندی بوده که شریف آباد را در اختیار داشته‌است و ریگی‌های جلائی از اعقاب وی هستند.

تیره‌های ریگی

  • تیره نتوزی ها-این تیره از گروه مهم و اصیل طایفه ریگی هستند که در منطقه شغالک و شماری نیز در زاهدان سکونت دارند.
  • عده‌ای از ریگی‌ها نیز در ده گزمه، چوتو و جزینک ساکن هستند و حرفه آنان کشاورزی و دامداری می‌باشد و مسیر ییلاق آنان بیشتر کوه‌های بلوچستان پاکستان می‌باشد.

زرهی(در حال حاضر متنی وجودندارد)

سالاری(در حال حاضر متنی وجودندارد)

سرابندی

طایفه سرابندی از طوایف باستانی سیستان است.این طایفه و طایفه شهرکی و برخی طوایف دیگر سیستانی مانند :جر، جهانتیغ، بزی و ... تا زمان تیمور گورکان به نام ممسنی یا ممسنی نخعی نامیده می‌شدند. تیموراکثریت جمعیت طوایف شهرکی و سرابندی ممسنی را به لرستان و همدان در غرب ایران و عده ای را به سمرقند تبعید کرد، و استفاد از نام ممسنی را برای آنها ممنوع کرد.شهرکی ها و سربندی ها( سرابندی ها بعدی)در چند موج مهاجرت در زمان شاهرخ فرزند تیمور، در دوره صفویه و آخرین بار به دستور نادرشاه از غرب ایران به سیستان برگشتند.شهرت طوایف سیستانی ممسنی به نخعی و انتساب آنها به مالک اشتر نخعی و شهرک مرزبان پارس از پدیده های شگفت است که به روزگار شکست ساسانیان از اعراب مسلمان برمی گردد.

شهرک مرزبان پارس در زمان یزدگرد ساسانی ریاست عشایر پارس را که به کردان پارسی معروف بودند، به عهده داشت.

به گفته مورخین اسلامی شهرک در سواحل خلیج فارس به مقابله بامسلمانان شتافت و پس از نبردی بزرگ همراه با بسیاری از جنگجویان طوایف کردان ( لران )پارسی کشته شد. روایات شفاهی قدیمی ممسنی های سیستانی بیانگر این است که شهرک پهلوانی بی همتا بود در نبردی تن به تن از امام علی شکست خورد و به وی گروید و مسلمان شد.شهرک به دلیل استفاده از نشان اژدها که نماد خاندان رستم بود به شاه اژدها یا مالک اژدر معروف بود.پس از مرگ یزدگرد ساسانی، شماری از جنگجویان ممسنی به عراق و عربستان رفتند و در سپاه امام علی خدمت می کردند و پس از شهادت امام حسین به لشکر مختار و ابراهیم فرزند مالک اشتر نخعی پیوستند. شگفتا که نام و لقب مالک اشتر نخعی همانند مالک اژدر لقب شهرک بود و عنوان پارتی نخرر که بین ممسنی ها به کار می رفت با نام قبیله نخع شباهت داشت.و از همان زمان بین ممسنی ها و نخعی ها هوادار امام علی پیوندهای قومی ایجاد شده است.انتساب طوایف ممسنی ها سیستانی به مالک اشتر نخعی و شهرک زرتشتی ملقب به مالک اژدر ( شاه اژدها)باعث سردرگمی نسب شناسان این طوایف و مورخین محلی سیستانی شده است. ممسنی های استان فارس خود را از تبار رستم زابلی جهان پهلوان ایران می دانند.

ممسنی ها از بازماندگان اتحادیه پارتی سکایی حاکم بر سیستان بوده‌اندکه در نخستین سال های به قدرت رسیدن پارتیان ( اشکانیان )به استان فارس رفته اند.آتشکده پارتی نوراباد ممسنی معروف به میل اژدها یادگار سکونت خاندان رستم سورن در ممسنی واقع در پارس باستان می باشد.سورنا -سردار معروف اشکانی که ریاست خاندان سورن را به‌عهده داشت- علاوه بر فرمانروایی در سیستان، در بخشی از استان فارس که به نام شهرستان ممسنی معروف است املاکی داشت. سورنا به‌دلیل محبوبیت در ایران به دستور ارد اشکانی در کمین‌گاهی در ممسنی فارس کشته شد.شهرستان رستم ممسنی و بخش سورنای آن یادمانهای سورن هادر ممسنی است.شهرک خود از تبار سورن رستم بوده است.از دوران پیش از اسلام تا زمان زندیه بین طوایف ممسنی سیستانی و بلوچ و لر در استان فارس ارتباط وجود داشته است و حکومت قاجار به تحریک استعمارگران اقدامات بسیاری برای سرکوب طوایف ممسنی در فارس و سیستان بلوچستان بعمل آورد.

سرداران سرابندی‌ و شهرکی‌ در زمان حکومت ملوک کیانی سیستان، چندین قرن فرماندهی سپاهیان سیستانی را به‌عهده داشتند، و با کمک طوایف بلوچ و براهویی ممسنی دفاع از مرزهای شرقی سرزمین ایران مدیون جانفشانی های آنان بوده است.

تبار شناسی خاندان سرداران سرابندی

  • شهرک ممسنی، مالک اژدر ( شاه اژدها )مرزبان فارس در اواخر ساسانیان در سال ۲۸ ق ۶۴۹ میلادی در نبرد با مسلمانان در سواحل خلیج فارس کشته شد.
  • اسپهبد گودرز ممسنی از زرتشتیان ممسنی نیای سرداران سرابندی
  • امیر مجد الدین سربندی قرن ۸ ش
  • امیر علی سربندی قرن ۸ ش
  • امیر قنبرخان سربندی ممسنی اواخر صفوی و دوره نادرشاه افشار
  • امیر کوچک خان سربندی
  • امیر رستم خان سربندی
  • امیر غلام شاه خان
  • سردار محمدرضاخان اول دوره زندیه و اوایل قاجار
  • سردار امیرخان دوره قاجار
  • سردار محمدرضاخان دوم حاکم سیستان معاصر محمدشاه و ناصرالدین شاه
  • سردار لطفعلی خان فرزند محمدرضاخان
  • سردار علی خان خان حسام الملک حاکم سیستان( ۱۸۵۱ تا ۱۸۶۸ )، وی پرچم ایران را بر فراز مقر سرابندی ها در سکوهه برافراشت.
  • سردار تاج محمدخان سرابندی حاکم سیستان۱۸۵۸ تا ۱۸۶۷ م( حکومت سرابندی در سیستان با دسیسه انگلیس و خاندان علم بوسیله ناصرالدین شاه منقرض شد)
  • سردار پردل خان اواخر قاجار
  • سردار محمدرضاخان سرابندی وفات ۱۳۶۵شمسی آخرین چهره نامدار سیستان
  • سردار ابراهیم خان پردلی نماینده سیستان در مجلس شورای ملی، وفات ۱۳۸۷ ش
  • سرحدی

    طایفه سرحدی، نام این طایفه برگرفته از مکان زیست آن‌ها یعنی منطقه سرحد سیستان و بلوچستان ایران است که در شمال شهرستان خاش واقع شده است. شغل اصلی این طایفه دامداری بوده که شرایط زیستی آن‌ها ایجاب می کرده است تا به بیشتر به کار دامداری بپردازند و کمتر به کشاورزی روی بیاورند. افراد این طایفه از نظر مشخصات بارز ظاهری دارای قدهای بلند استخوانی، بینی کشیده و دارای لهجه خاصی می‌باشند که دلالت بر اصالت ریشه دار آنهاست. مردم این طایفه، تیز هوش ونیز تبحر خاصی در امر ردیابی دارند.این خصیصه به دلیل نوع زندگی ومکان زیست آن هابطورفطری و اکتسابی تقویت شده است. که بدون تردید همواره دستخوش حمله وهجوم قبایل ناامن همجوار قرار می‌گرفته اند. درکتاب احیا الملوک در مورد سرحد چنین بیان شده است. چون ملک را از سپردن وکالت امور سیستان به سلطان احمد گران آمد، ترک ترقون کرده، راهی سرحد شد و دو سال در آنجا ماند وعاقبت به هند رفت.[۱] احمد سلطان مدت هشت سال در سیستان حکومت کرد و همواره سرحدیان با وی جنگیدند تا از حکومت خلع و به جای وی محمد سلطان اولاش اغلی به حکومت رسید. تعدادی ازسرحدی‌های سیستان سنی مذهب وشماری نیز شیعه هستند.در سال‌های ۵-۱۹۰۳ میلادی حسینا، سیاه مرد، شیردل سرحدی از بزرگان و ریش سفیدان این طایفه بوده اند. در این زمان سرحدی‌ها در روستاه‌های سیاه مرد، حسین، زینل، لطف ا... و همچنین روستای دیوانه سکونت داشته اند در حالی که تعداد قابل توجهی از آنان در کوهپایه‌های قائنات و حاشیه پشت دریاچه هامون مستقر بوده و همانند دامداران کوچ کننده، روزگار می‌گذرانند. در اواخر دوران حکومت زندیه و اوایل دوره قاجاریه، زمانی که دامنه ناامنی به منطقه سرحد رسید، این طایفه ترجیح داد تا به مکان‌های امن تری در داخل سیستان کوچ کنند.اما تعداد قابل توجهی نیز به زادگاه اولیه خویش بازگشتند وبا سرسختی تمام در تنازع بقای خویش کوشیدند.

    معمرین طایفه، تیره‌های وابسته به سرحدی را اینگونه بر می شمارند :

  • تیره سرحدی
  • تیره یارمحمد زائی
  • تیره جنابادی یا جون آبادی
  • تیره تمندانی

اکنون طایفه سرحدی در سیستان، از روستای سرحدی تا منطقه شیخ علی و همچنین در اطراف منطقه لوتک پراکنده و اکثر آنان به کار دامداری و کشاورزی مشغول هستند.

سرگزی(در حال حاضر متنی وجودندارد)

سموری(در حال حاضر متنی وجودندارد)

سنچولی

طایفه سنچولی از طایفه‌های استان سیستان و بلوچستان ایران است.

تاریخچه

از این طایفه شجره‌نامه مکتوب و مستندی در دست نمی‌باشد، بلکه اطلاعات بصورت سینه به سینه به نسل فعلی انتقال یافته‌است.این طایفه خود را از اعقاب سلجوقیان می‌شمارند و عقیده دارند که زادگاه اولیه اجدادشان جلگه سلجوقیان است و جای این جلگه را پایین تر از خواف که توابع تربت جام کنونی است، مشخص می‌کنند.

طبق روایت قومی یک رخداد عشقی سبب می‌شود که جد بزرگ آنها به نام «رئیس» بیگی با وجود داشتن دو زن که هر دو دختر عموهای وی بودند ترک دیار نموده وبه زابل کوچ کند و در آنجا با دختری که در اصل سیستانی بوده آشناشود. پدر دختر با ازدواج وی و دخترش روی خوش نشان نمی‌دهد و سر سختانه به مخالفت بر می‌خیزد اما رئیس بیگی با پا فشاری و لجاجت بسیار علیرغم این مخالفت با دختر ازدواج می‌کند و در محل سنگل یاسرسنگ کنونی که در جنوب غربی کوه خواجه زابل واقع است به کار دامداری مشغول می‌گردد.

در شرح این ماجرا، سالمندان طایفه همراهانی برای رئیس بیگی ذکر می‌کنند که پسر عموها و وابستگان وی هستند.حسین بر، سنگ بر، نارو، اختاد محمد، سمسولی و محمد حسنی، شش تن از کسانی بودندکه با رئیس بیگی به سیستان آمدند.

فرزندان حسین بر و سنگ بر امروزه به نام ریگی موسوم اند و یا در طایفه ریگی ادغام شده‌اند.از نارو، نارویی‌ها و ازسمسولی، ساسولی‌ها پدید آمدند فرزندان اختاد محمد فعلاً در گرگان ساکن هستند و از محمد حسنی که در آن زمان سردار سپاه یکی از حکام شیراز و با خواهررئیس بیگی ازدواج کرده بود براهویی‌های زیر کاری باقی مانده‌اند.

در داستان قومی طایفه، رئیس بیگی مرد مقتدری است که در حاشیه کار دامداری موفق به ساختن قلعه مستحکمی(ارگ) در جنوب غربی کوه خواجه می‌شود که قلعه کوه(ارگی که برروی بلندی قرار دارد) در خاطره‌ها باقی مانده‌است.

ظاهراً پس از ساختن این قلعه‌است که بین ملک کیانی و رئیس بیگی رقابت و در گیری ایجاد می‌شود و کار به محاصره و گرفتن ارگ(قلعه) می‌انجامد.

سنچولی‌ها می‌گویند که کیانی مذکور از رئیس بیگی درخواست مالیات یا حق علفچر می‌کند. و رئیس به او پیغام می‌دهد که حاضر است در قبال مالیات شیر تحویلش دهد و در خاتمه چنین پیشنهاد می‌کند که اگر به امر رضایت دارد، نی جو تعبیه کند تا از درون قلعه و از طریق نی جو، یا لوله‌های نئین به او شیر تحویل دهد.

این پیشنهاد که در واقع نوعی تحقیر و تمسخر به حساب می‌آید و کیانی را مصمم به تسخیر قلعه و تادیب رئیس بیگی می‌کند. اما چون تسخیر قلعه امری مشکل بود، پدر زن رئیس بیگی که کینه ازدواج اجباری دخترش را از یاد نبرده بود دست به کار شده با جمعی از مردان ملک کیانی به هیئت و شکل صیاد و ظاهراً برای فروش پرندگان دریایی به نام «قلک» به پشت دروازه آمده و چون دروازه گشوده شد با تفنگ‌های فیتیله‌ای قلعه را تصرف کردند.

تصرف ارگ به قیمت جدائی رئیس بیگی از همسرش تمام شد و پسر خود را که محمد قاسم نام داشت از این زن گرفت .

سنچولی‌ها که طایفه خود را از باز ماندگان بلا فصل سلجوقیان می‌دانند پس از ورود به ایران در دو ناحیه خراسان و کرمان متمرکز می‌شوند که طایفه مذکور از بازماندگان سلاجقه کرمان هستند.

با توجه به تشابه سازمان دهی قومی دو طایفه سنچولی و جهان تیغ که هر دو دارای امیر و سر کرده‌ای به نام دهباشی بوده‌اند و نظر به خصلت ستیزه جوئی مشترک آنها، تردیدی وجود ندارد که هر دو طایفه از همان جنگ جویانی بوده‌اند که ملوک کیانی سیستان به خاطر طوایف سیستانی که مورد هجوم و تجاوز بیگانگان قرارگرفته بودند، ناگزیر به سیستان دعوت نمایند و از وجودشان در جنگ‌ها و یا دفاع از موقعیت خویش استفاده کنند.

این موضوع را جی .پی.تیت به عنوان دلیل مهاجرت برخی از طوایف غیر بومی به سیستان ذکر کرده‌است.

دلیل یا سند روشنی برای ریشه نژادی سنچولی هااز تیرهای موجود در جلگهٔ سلجوقی که امروزه به نام‌های سنگچولی، سلجوقی، تقدیسی، اسکندری و تیموری در پایین خواف زندگی می‌کند وجود ندارد. بنابر این پذیرفتن این قضیه که ریشه نژادی سنچولی‌ها از سلاجقه کرمان بدانیم چندان نامعقول به نظر نمی‌رسد.

این مطلبی است که در گفتار برخی از معمرین مطلع قوم نیز مورد تایید قرار می‌گیرد.

با این حساب تردیدی باقی نمی‌ماند که حرکت قومی و جمعی تیره‌ای از سلاجقه کرمان در یک دوره ناامن به جانب خراسان که از طریق سیستان صورت گرفته‌است سبب شده تا جمعی در سیستان باقی بمانند و دیگران به راه خود ادامه دهند تا در محل جلگه سلجوقیان با رفاه بیشتر روزگار بگذرانند.

تیره‌های طایفه

  • امروزه از نوادگان رئیس بیگی تیرهای خوشداد، حسین اختاد(خداداد) یا حسین دینار، صدیف و محمد قاسمی و رضایی وجود دارند.

از نظر اسمی یا از نظر محل سکونت سنچولی‌های سیستان به پنج تیره(شاخه) زیر تقسیم می‌شوند :

  1. تیره سیک (سیک چولی یا سنچولی) ساکنین طلایی زابل
  2. تیره ملک جعفری‌ها ساکنین ده سنچولی شیب آب تا منطقهٔ میان کنگی زابل
  3. تیره سرگل ساکنین قریه گوری و توابع سیستان
  4. تیره دو کله که قومیت با صدیف دارند در میان کنگی و برخی از جاهای دیگر سیستان پراکنده‌اند.
  5. تیره رضایی که قبلاً در قریه ریگ آب زابل و بعد از آن درشهرزابل، زاهدان، شهرستان سرخس و نواحی شمالی ایران (ترکمن صحرا) نقل مکان نموده‌اند.
ادامه دارد




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 مرداد1390 توسط پرویزالف


قنبرزهی(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

هاشمزهی(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

ایرندگانی(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

رئیسی(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

میربلوچزهی(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

جنگی

جنگی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان ایران است. امیر بابکرخان پسر سوم کلان خان بن شاهو بارکزایی، دارای فرزند پسری به نام جنگیان شد و طایفه جنگی را پدید آورد.


تیره‌های زیر از عباس پسر جنگیان خان بوجود آمده است:

  • زینل، فرزندان وی عربشاهی شهرت دارند.
  • ابراهیم، فرزندانش به ابراهیم نژاد مشهورند.
  • دادی، طایفه اش به عقابی معروفند.
  • محمد، فرزندانش به مرادی و مددخانی شهرت دارند

جهان‌تیغ (طایفه)


جهان تیغ یا جهان تیغی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. این طایفه اصل و ریشه خود را از اعقاب مالک اشتر نخعی می‌دانند. و چنین معتقدند که اجدادشان بعد از قیام مختار ثقفی مورد غضب حجاج بن یوسف قرار گرفته و آنان به علت عدم احساس امنیت ناگز شدند به ایران و (کرمان) مهاجرت نمایند، و در زمان نادرشاه از آن‌ها در جنگ‌ها به عنوان عساکر و سرباز شمشیرزن استفاده می‌شده‌است.

سالخوردگان طایفه حکایتی دارند که درآن آمده‌است، به هنگام محاصره طولانی قندهار افغانستان، یکی از دروازه‌های این شهر که، چهل زینه نام داشت، بارها توسط سربازان نادرشاه فتح می‌شد و هر بارنگهبانی بر این دروازه می‌گماشت اما صبح با جنازه آنان مواجه می‌شد. این کشتار مرموزشبانه، ادامه داشت تا نوبت به نگهبانی به جماعتی از سیستان رسید. اینان گوشه پیراهن‌های بلندشان را به هم گره زده و با خود عهد کردند تا با پای جان با هم مقاومت کنند و این ایستادگی سبب شد تا دروازه را از دست ندهند. این پیروزی مورد توجه نادرشاه قرار گرفت و آن جماعت را «جهان تیغ» نام نهاد.

سه نفراز این گروه سر آمد دیگران بودند که یکی در قندهار ماند و فرزندان وی به «جوخیز» معروفند و دیگری در سیستان اقامت کرد و فرزندان او جهان تیغ‌های سیستان (شهرزابل و ده جهان تیغ) را تشکیل دادند و سومی به موطن خود یعنی کرمان (بم وتوابع ) مراجعت و به «جهان تیغی» معروف شدند.

چتله(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

چشک

چِشَک، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

طایفه چشک قبلا در جهان آباد میان کنگی سکونت داشته، اما اکنون در روستای محمدآباد بولائی در حاشیه نیزار و منطقه شیب آب و افضل آباد زابل سکونت دارند. شغل مردم این طایفه در زابل و حومه، دامداری و کشاورزی و مذهب آنان شیعه و به گویش زابلی تکلم می‌کنند.

خشکسالی سیستان باعث شد تا تعدادی از مردم طایفه چشک به طبسین، مازندران، گرگان، شهرستان سرخس (روستای یازتپهکندکلی) کوچ نمایند. برخی از چشک‌های ساکن گرگان تغییر نام داده و فامیل چشمه نور گرگیچ را برگزیدند.

حیدری (ابهام‌زدایی)(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

خدری

خدری، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

مردم این طایفه از سیستانی‌های اصیل هستند که به شغل دامداری (گاوداری) مشغولند و عموما کپرنشین اند و در حاشیه دریاچه هامون و نیزارهای اطراف کوه خواجه زندگی می‌کنند. مذهب شان شیعه و به گویش زابلی تکلم می‌کنند.

خمر (طایفه)(در حال حاضر متنی وجود ندارد)



دَرَگی،

از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

نام این طایفه منتسب به زادگاه اولیه شان به نام «دَرَگ» است که در افغانستان واقع شده‌است. این طایفه خود را از میران میر عرب می‌دانند. ساکنین منطقه درگ عموماً شیعه متعصب بوده‌اند که در برابر عساکر قندهاری الاصل سنی مذهب، در گیر بوده‌اند.

درگی‌ها پس از متواری شدن از افغانستان، روستای درگی در ناحیه بخش پشت‌آب شهرستان زابل را بنا کرده و در آن

درهی

درهی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

در زمان امیرعبدالرحمن خان (افغانستان) فردی به نام «غلامی» در ناحیه دره از توابع لاش و جوین می زیسته است. بعد از حادثه‌ای که منجر به مرگ غلامی شد مردم طایفه اش به علت ناامنی به ایران کوچ کرده و در سیستان ساکن می‌شوند. ابتدا آنان در منطقه چلنگ وارد شده و پس از مدتی به برج میرگل واقع در بخش میان کنگی کوچ کرده و در همانجا مستقر می‌شوند و بعد از آن به درهی مشهور شده اند.

سکونت کردند.

دره‌ای

دره‌ای، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

جایگاه اصلی این طایفه در حوالی منطقه تپه کیخا و نزدیک به روستای ده دراز زابل بوده است. در گذشته به علت درگیری با حکومت مرکزی به منطقه بقراء افغانستان کوچ کرده اند و بعد از مدتی، دوباره به سیستان مهاجرت کرده اند و هم اکنون در شهرستان زابل و مناطق اطراف آن زندگی می‌کنند.

دلارامی


دلارامی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

این طایفه از نژادهای اصیل سیستانی هستند که خاستگاه اولیه شان منطقه دلارام و دلخک بوده‌است واکنون در مجاورت دریاچه هامون ساکن هستند. نیمی از مردم این طایفه شیعه و مابقی سنی هستند.

دلخکی(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

دو لَََفظه یا دو لََوزه،

از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

مردم این طایفه، شاخه‌ای از طایفه پودینه هستند که با طایفه سنچولی وابستگی فامیلی دارند و چون این عده گاهی خود را، از طایفه سنچولی و گاهی خود را وابسته به طایفه پودینه می‌دانند، به جماعت «دو لفظه» مشهور شده اند. این طایفه هم اکنون در شهرستان زابل و مناطق اطراف آن زندگی می‌کنند.

ادامه دارد


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 مرداد1390 توسط پرویزالف

 

ادامه طوایف سیستان وبلوچستان

 

 تُجگی،

 از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. این طایفه اصالتاً از منطقه تُجگ که منطقه‌ای در حد فاصل فرا، لاش و جوین است به سیستان کوچ کرده اند.و در ابتدا در روستای کول شهرستان زابل ساکن شده اند. مردم این طایفه به زبان زابلی تکلم می‌کنند.

تیلر

جدیدالاسلام یا نو اسلام،

 از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. اجداد این طایفه پیرو دین هندو بوده اند و بعد از آن مسلمان شدند و چون ادامه زندگی در هندوستان برایشان مشکل بوده، به ایران کوچ و در سیستان اسکان می‌یابند و هم اکنون در شهرستان زابل و مناطق همجوار شهر زابل زندگی می‌کنند. مردم این طایفه به گویش زابلی تکلم می‌کنند. امّا جدای از این طایفه ، "جدیدالاسلام" به کلیهٔ افراد و طوایفی که به تازگی به دین مبین اسلام می گروند نیز اطلاق می شود. از جمله در کرمان به اعضای خانوادهٔ حجتی کرمانی همچون محمدجواد حجتی کرمانی و علی حجتی کرمانی که پدرشان میرزا عبدالحسین حجتی کرمانی از خاندان موبدان زرتشتی بوده و در اواخر قرن گذشته به اسلام و تشیع گرویده اند نیز، جدیدالاسلام اطلاق می شود.

جر

 جمالزهی

 حسین بر

یکی از طوایف ریگی می‌باشد که طایفه از ۳ تیره بزرگ و ۳۲ زیر مجموعه تشکیل گردیده‌است که مهمترین تیره‌های آن عبارتنداز : ۱- نتوزهی ۲- گنگوزهی ۳- حسین بر این سه گروه در اصل سه نفر می‌باشند (نتو، گنگو و میرحسین) که فرزندان میر حسن می‌باشند و به علت این که در منطقه ریگستان ماشکید زندگی می‌کردند به ریگی مشهور هستند. فرزندان میرحسین درمناطق جالق، گشت، نسکند، آشار وکارچان و مناطق دیگری از سرباز و زابل، جعفرآباد، جزینک، میانکنگی، میرجاوه، لادیز نازیل و گزو پراکنده شده‌اند. تیره‌های طایفه حسین بردر گشت به شهرت حسین بر، درزابل به ریگی و ریگی جلایی در مناطق سرباز به کمال زهی، افضل زهی، شهدادزهی، دلمراد زهی، ملازهی و بزرگزاده، معروف هستند. در میرجاوه به ریگی و در بزمان و دلگان به هوت حسین بر و بامری حسین بر و حسین بر درجالق به ریگی معروف هستند. درگشت میر هانزهی (حاجی لعل محمد)، محتاج زهی (دین محمدگمی)، بهرامزهی(حاجی نورمحمد و میرعثمان ، میرین زهی (حاجی ملک) از مهمترین تیره‌های حسین بر می‌باشند. در گشت علاوه از نوادگان میر حسین گروهی از تیره‌های گمشادزهی که سالیان دراز در گشت زندگی می‌کنند به شهرت حسین بر معروف هستند از جمله: ریئس محمد زهی (مولوی محمد لشکر خان)، شهمرزهی (صابخان حاجی مراد)، حسن زهی (شهمیر خدابخش) می‌باشند. بسیاری از افراد کم زاد هم به شهرت حسین بر مشهور می‌باشند و قلیلی از مردم روستا که اول فامیل آنها حسین بر بوده‌است بعد تغییر داده‌اند من الجمله اعتمادی و مسلم پور که در اصل هیدوچی می‌باشند، پور حسینی و حسین پور پیمان می‌باشند.

طایفهٔ گمشادزهی

 یکی از بزرگترین طوایف بلوچستان می‌باشد که در کارنامهٔ حود افتخارات بی شماری دارد. سید گمشاد القادری جد بزرگوار این طایفه‌است که سالها پیش از منطقه چاکه دربلوچستان پاکستان به منطفهٔ کوه سفید گُشت واقع در بین سراوان و خاش کوچ کرد. نسب این طایفه به عبدالقادر گیلانی می‌رسد. و از سادات بلوچ سیستان و بلوچستان می‌باشند. هم اکنون این طایفه به چندین تیره و زیر مجموعه در ایران وپاکستان وافغانستان تبدیل شده‌است. معروف ترین تیره از این قوم بزرگ تیره ی دادخدازهی میباشدکه همواره رئیس طایفه که به آن سردار گفته می شود از این تیره بوده است وهم اکنون نیز سردا تاج محمدگمشادزهی فرزند رشید سردار خلیل خان ریاست وسرداری قوم گمشادزهی را عهده دار می باشد.

شهنوازهی

 شهلی بر

طایفه شه بخش

از طوایف بلوچ است که در استان سیستان و بلوچستان ایران زندگی می کنند. نام این طایفه تا زمان رضاشاه اسماعیل زهی بود و به دستور دولت به شه بخش تغییر یافت. اسماعیل نیای طایفه شه بخش فرزند محمدحسن خان ممسنی بود.در زمان نادرشاه گروهی از طایفه لر ممسنی از شیراز استان فارس به فرماندهی سردار محمدحسن خان برای ایجاد امنیت و حفظ مرزهای شرقی ایران به بلوچستان رفتند و در آنجا ساکن شدند. معروف ترین سردار این طایفه سردار جمعه خان اسماعیل زهی است، که در جنگ جهانی اول به نبرد با واحدهای ارتش انگلستان در بلوچستان برخاست و تلفات سنگینی به آنها وارد نمود، و در زمان رضاشاه مدتی با سیاست های دولت وقت مخالفت کرد و سرانجام تسلیم شد و در سال 1335 ش درگذشت.

نارویی یا نهرویی،

 از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشند. بر اساس نظر کلنل پاتینجر که در سال ۱۸۱۰ میلادی از سیستان دیدن کرده‌است، نارویی‌ها را نژاد قد بلند، فعال و دارای قدرت جسمانی فوق العاده معرفی نموده‌است. او می‌گوید آنان در برابر تغییرات اقلیمی سازگار و از مرگ نیز نمی‌ترسند و در هنگام جنگ در نهایت رشادت می‌جنگند. در زمان پاتینجر، محراب خان رخشانی رئیس تمام طایفه نارویی بوده‌است.[۱] سرپرسی سایکس با استناد منابع محلی و روایتی طایفه، آنان را نهرویی می‌خواند و معتقد است که اجداد آنان پس از جنگ نهروان به منطقه بلوچستان کوچ کرده‌اند. بعد از علم خان، پسر بزرگش به نام دوست محمد خان، بزرگ طایفه نارویی شد. از دوست محمد خان سه پسر به نام‌های کیکاوس، درویش خان و محمدعلیخان باقی ماندند.  نامداران طایفه ناروییدرویش خان – پسر بزرگ دوستمحمد خان بود که می‌بایست بعد از پدرش بزرگ طایفه می‌شد اما عمویش شریف خان با او مخالفت کرد و بالاخره طی یک توطئه او را از پای درآورد.فرزندان وی عباس خان، محمد ناصرخان و محبعلی خان می‌باشند. سردار شریف خان- برادر دوست محمدخان و عموی درویش خان بود. وی معاصربا سردارابراهیم خان سنجرانی و از هم پیمانان او بود.فرزندان وی علیخان، سعیدخان و محمدعلی خان بودند. سعیدخان – پسر معروف سردار شریف خان بود که به هنگام حکومت امیرعلی اکبرخان حسام الدوله، امور حکومت سیستان را به عهده داشت آوازه وی تا سمنان و اصفهان هم به دلیل جنگ با راهزنان ترکمن پیچیده بود طوری که ترکمن‌ها ایشان را به نام سیدخان قره میشناستد که به معنای سیاه می‌باشد که به دلیل پوست سبزه ایشان است . سردار سعیدخان در شجاعت و رشادت فردی کاملا منحصر به فرد بود. سران این طایفه سردار نظرخان ایرانی فرزند سردار خداداد خان و نوه سردار سعید خان بودند که در ۱۹ بهمن ۱۳۳۰ در درگیریهای سیاسی در زابل شهید گردیدند.وشهادت ایشان موجب اختلاف شدید در طایفه تا جایی که فرزند ایشان سردار آریان خان مجبور به ترک وطن شد پس از سردار نظر خان فرزند یزرگ ایشان سردار پرویز خان به عنوان رییس طایفه انتخاب شدند که هم اکنون در سیستان سکونت دارند . قلعه سردار نظر خان هم اکنون در روستای ملک حیدری زابل پای برجاست. ریاست طایفه همواره به عهده نسل سردار سعید خان بوده گر چه بسیاری سعی در تفرقه افکنی بین این عموزادگان داشتند اما انها تا حد امکان وحدت خود را حفظ کرده‌اند. .

ادامه دارد 


.: Weblog Themes By Pichak :.





Online User
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • کاراته
  • آسان گل