X
تبلیغات
((((((((((رستمستان))))))))))

((((((((((رستمستان))))))))))
 

استان سیستان و بلوچستان
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 28 مرداد1390 توسط پرویزالف

  http://www.mokhlasin.ir/images/ramezan001.jpg

ادامه طوایف سیستان وبلوچستان

ده‌مرده

طایفه ده‌مرده یا دهمرده یکی از طوایف بزرگ سیستان ایران می‌باشد.


بیوگرافی 

براساس نوشته جی.پی. تیت، دسته‌ای از اجداد ده‌مرده‌های سیستان به عنوان رزمیان وجنگجویان میربولان خان از سند پاکستان و عده‌ای دیگر این طایفه از منطقه نوشکی و چاه گه به دنبال مراتع و در جستجوی تامین چراگاه برای دام هایشان، وارد سیستان شدند و به ساکنین منطقه دلتای هیرمند یاساکنین کرانه هیرمند ملحق شدند. نورمحمدخان، خان محمد، پیرمحمد و دوستمحمد چهار برادر هستند که از نوه‌های میربولان خان محسوب می‌شوند.ضمنا میربولان خان دارای سه فرزند به نام‌های خان محمد، درخواست و احمد بوده که خان محمد و خواست، تسنن و احمد شیعه شده‌است.

تیره‌های ده مرده [ویرایش]

  • کدخدا زبرده، یکی از نوادگان دوست محمد بود که پس یک درگیری طولانی با افاغنه، بوسیله مامورین دولتی افغانستان دستگیر و با جمعی از افراد قبیله اش به ده فرنگ تبعید شدند و پس از آزادی در کابل مستقر و اعقاب وی در آن مکان سکونت کردند.
  • تمینی، ایشان در منطقه سیاه بند افغانستان ساکن هستند و کارشان دامداری است.همچنین به ده مرده‌های نوشکی و چاهگه نیز تمینی گفته می‌شود.اما در مناطق پاکستان به نام عمرانی مشهور هستند.
  • دیانی، ده مرده‌های خاش، ایرانشهر و سراوان که از نمری آباد سند پاکستان به این منطقه آمده‌اند.

وابستگان فامیلی [ویرایش]

تیره‌های ده مرده شامل فامیل‌های زیر می‌باشند. حیات زی، زردازی، گرخیل، شاهی زی، سیاخان زی، سیف الدین زی، بولان زی، باران زی، کلگ زی و کلاتی زی

راز (طایفه)

راز، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

این طایفه، نخست در منطقه دشتک سیستان سکونت داشته اند. حرفه اصلی آنان بلم‌رانی در حاشیه دریاچه هامون و ماهیگیری بوده است. با توجه به کاهش آب منطقه و افزایش و توسعه زمین‌های کشاورزی، آنان به کار کشاورزی روی می‌آورند. مردم این طایفه اکنون در منطقه زهک، قلعه نو و دشتک زابل زندگی می‌کنند. و تعدادی نیز از آنان در شهرهای گنبد کاووس، گرگان، سرخس و همچنین افغانستان ساکن هستند.

راشکی(در حال حاضر متنی وجودندارد)

رامرودی

رامرودی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

طایفه رامرودی در روستای جزینک، شهرک و روستای عباس رامرودی از توابع برج میرگل زابل سکونت دارند. این طایفه اعتقاد دارد که از افغانستان به سیستان کوچ کرده‌اند. اکنون مرکز سکونت رامرودی‌ها در منطقه تپه سرخ و بخش شیب آب زابل و جزینک می‌باشد.

عده‌ای معتقد هستند که از افغانستان مهاجرت کرده‌اند درحالیکه این طایفه از اقوام اصیل سیستان هستند و امروزه بسیاری از آنها دراستان گلستان ساکن هستند و به طوایف رمرودی نمردودی و امرودی منشعب شده‌اند

راهداری (طایفه)

طایفه راهداری یا رهدار، یکی از طوایف سیستان می‌باشد.

برخی از بزرگان این طایفه معتقدند که از نظر تباری منتسب به حربن ریاحی هستند و به علت آنکه جدشان، راه را بر حسین بن علی و یارانش در کربلا بستند.به این نام موسوم شده‌اند. اما طبق نظریه جی.پی.تیت ریشه عرب بودن این طایفه را ضعیف می‌داند. یک نظریه دیگر که چندان نامعقول جلوه نمی‌کند، اینکه طایفه راهدار را بازماندگان جماعتی از راهبانان آزاده معرفی می‌کند که راه را، برای حرکت کاروان‌های عبوری از سرزمین سیستان و جاده ابریشم، امنیت می‌بخشیدند و با این کار دست راهزنان توسط این گروه از کاروان‌ها قطع می‌شده‌است. و همچنین جد بزرگ راهدارها به نام حسین خان بخشی، رییس قورخانه ملک بهرام و ملک جلال الدین کیانی بوده و به علت رابطه حکومتی بین ملک جلال الدین و شاه کامران (پادشاه هرات) موظف بوده که جهت حمل و جابجایی نیرو و اسلحه بین سیستان و هرات رفت وآمد داشته باشد. و نیز راههای تجاری را امن سازد.و به نظر می‌رسد به دلایل بالا به این نام موسوم شده‌اند.

سکونت

محل سکونت فعلی این طایفه در ده راهدار، منطقه پشت آب و ده اسماعیل قنبر شهرستان زابل، شهرستان سرخس و استان گلستان می‌باشد.

بزرگ طایفه

بزرگ طایفه رهدار در اواخر قرن ۱۳هجری شمسی کدخدا علی رهدار نام داشته‌است که در سال ۱۳۳۷ به دیار باقی شتافته‌است.محل استقرار وی ده اسماعیل قنبر بوده‌است که قریه‌های اسماعیل قنبر، ده کرمی، ده جعفر تحت نفوذ وی بوده‌است

رئیس (طایفه)(در حال حاضر متنی وجودندارد)

طایفه ریگی،

از طوایف بزرگ سیستان و بلوچستان می‌باشد.

تاریخچه

بزرگان این طایفه به استناد روایت قبیله ای، ریشه نژادی خود را از اقوام آریایی اصیل می دانند که در ناحیه کرمان کنونی ساکن شده بودند. بعد از حمله ترکان غز این طایفه در ناحیه‌ای به نام ریگستان حدود زاهدان و خاش کنونی مستقر شدند که این منطقه هم اکنون سرحد نامیده می‌شود. ناحیه سرحد از شمال به کهنوک، پابید و جون آباد، از شرق به تهلاب ریگ ملک و از جنوب به گوهر کوه و از غرب به محل سکونت طایفه شه بخش محصور است. این منطقه محل زندگی طایفه سرحدی نیز می‌باشد.

تعداد قابل توجهی از طایفه ریگی در سیستان زندگی می‌کنند که بدون تردید از بلوچ‌های اصیل سیستانی به حساب می‌آیند. با توجه به محدوده سیستان بزرگ، که سرحد (ریگستان) قسمتی از آن را تشکیل می‌داده است حتی ریگی‌های منطقه مذکور نیز اصالتا سیستانی به حساب می‌آیند.

علت مهاجرت به سیستان

استقرار دائمی برخی از ریگی‌ها در سیستان کنونی، زمانی صورت گرفت که دامنه ناامنی‌های ناشی از هجوم و حمله افغانی‌ها و نیروهای وابسته به غارتگران داخلی و خارجی به ناحیه سرحد (ریگستان) کشیده شد.

سبز علی جد بزرگ شماری، از ریگی‌ها(حسین بر )که از نظر نژادی خود را اصالتا از جالق سراوان می‌دانند، در زمان سردار شریف خان نارویی از بلوچستان به سیستان منتقل شده‌اند. از سبزعلی پسری به نام جلائی مشهور است وی مرد ی سرمایه دار و قدرتمندی بوده که شریف آباد را در اختیار داشته‌است و ریگی‌های جلائی از اعقاب وی هستند.

تیره‌های ریگی

  • تیره نتوزی ها-این تیره از گروه مهم و اصیل طایفه ریگی هستند که در منطقه شغالک و شماری نیز در زاهدان سکونت دارند.
  • عده‌ای از ریگی‌ها نیز در ده گزمه، چوتو و جزینک ساکن هستند و حرفه آنان کشاورزی و دامداری می‌باشد و مسیر ییلاق آنان بیشتر کوه‌های بلوچستان پاکستان می‌باشد.

زرهی(در حال حاضر متنی وجودندارد)

سالاری(در حال حاضر متنی وجودندارد)

سرابندی

طایفه سرابندی از طوایف باستانی سیستان است.این طایفه و طایفه شهرکی و برخی طوایف دیگر سیستانی مانند :جر، جهانتیغ، بزی و ... تا زمان تیمور گورکان به نام ممسنی یا ممسنی نخعی نامیده می‌شدند. تیموراکثریت جمعیت طوایف شهرکی و سرابندی ممسنی را به لرستان و همدان در غرب ایران و عده ای را به سمرقند تبعید کرد، و استفاد از نام ممسنی را برای آنها ممنوع کرد.شهرکی ها و سربندی ها( سرابندی ها بعدی)در چند موج مهاجرت در زمان شاهرخ فرزند تیمور، در دوره صفویه و آخرین بار به دستور نادرشاه از غرب ایران به سیستان برگشتند.شهرت طوایف سیستانی ممسنی به نخعی و انتساب آنها به مالک اشتر نخعی و شهرک مرزبان پارس از پدیده های شگفت است که به روزگار شکست ساسانیان از اعراب مسلمان برمی گردد.

شهرک مرزبان پارس در زمان یزدگرد ساسانی ریاست عشایر پارس را که به کردان پارسی معروف بودند، به عهده داشت.

به گفته مورخین اسلامی شهرک در سواحل خلیج فارس به مقابله بامسلمانان شتافت و پس از نبردی بزرگ همراه با بسیاری از جنگجویان طوایف کردان ( لران )پارسی کشته شد. روایات شفاهی قدیمی ممسنی های سیستانی بیانگر این است که شهرک پهلوانی بی همتا بود در نبردی تن به تن از امام علی شکست خورد و به وی گروید و مسلمان شد.شهرک به دلیل استفاده از نشان اژدها که نماد خاندان رستم بود به شاه اژدها یا مالک اژدر معروف بود.پس از مرگ یزدگرد ساسانی، شماری از جنگجویان ممسنی به عراق و عربستان رفتند و در سپاه امام علی خدمت می کردند و پس از شهادت امام حسین به لشکر مختار و ابراهیم فرزند مالک اشتر نخعی پیوستند. شگفتا که نام و لقب مالک اشتر نخعی همانند مالک اژدر لقب شهرک بود و عنوان پارتی نخرر که بین ممسنی ها به کار می رفت با نام قبیله نخع شباهت داشت.و از همان زمان بین ممسنی ها و نخعی ها هوادار امام علی پیوندهای قومی ایجاد شده است.انتساب طوایف ممسنی ها سیستانی به مالک اشتر نخعی و شهرک زرتشتی ملقب به مالک اژدر ( شاه اژدها)باعث سردرگمی نسب شناسان این طوایف و مورخین محلی سیستانی شده است. ممسنی های استان فارس خود را از تبار رستم زابلی جهان پهلوان ایران می دانند.

ممسنی ها از بازماندگان اتحادیه پارتی سکایی حاکم بر سیستان بوده‌اندکه در نخستین سال های به قدرت رسیدن پارتیان ( اشکانیان )به استان فارس رفته اند.آتشکده پارتی نوراباد ممسنی معروف به میل اژدها یادگار سکونت خاندان رستم سورن در ممسنی واقع در پارس باستان می باشد.سورنا -سردار معروف اشکانی که ریاست خاندان سورن را به‌عهده داشت- علاوه بر فرمانروایی در سیستان، در بخشی از استان فارس که به نام شهرستان ممسنی معروف است املاکی داشت. سورنا به‌دلیل محبوبیت در ایران به دستور ارد اشکانی در کمین‌گاهی در ممسنی فارس کشته شد.شهرستان رستم ممسنی و بخش سورنای آن یادمانهای سورن هادر ممسنی است.شهرک خود از تبار سورن رستم بوده است.از دوران پیش از اسلام تا زمان زندیه بین طوایف ممسنی سیستانی و بلوچ و لر در استان فارس ارتباط وجود داشته است و حکومت قاجار به تحریک استعمارگران اقدامات بسیاری برای سرکوب طوایف ممسنی در فارس و سیستان بلوچستان بعمل آورد.

سرداران سرابندی‌ و شهرکی‌ در زمان حکومت ملوک کیانی سیستان، چندین قرن فرماندهی سپاهیان سیستانی را به‌عهده داشتند، و با کمک طوایف بلوچ و براهویی ممسنی دفاع از مرزهای شرقی سرزمین ایران مدیون جانفشانی های آنان بوده است.

تبار شناسی خاندان سرداران سرابندی

  • شهرک ممسنی، مالک اژدر ( شاه اژدها )مرزبان فارس در اواخر ساسانیان در سال ۲۸ ق ۶۴۹ میلادی در نبرد با مسلمانان در سواحل خلیج فارس کشته شد.
  • اسپهبد گودرز ممسنی از زرتشتیان ممسنی نیای سرداران سرابندی
  • امیر مجد الدین سربندی قرن ۸ ش
  • امیر علی سربندی قرن ۸ ش
  • امیر قنبرخان سربندی ممسنی اواخر صفوی و دوره نادرشاه افشار
  • امیر کوچک خان سربندی
  • امیر رستم خان سربندی
  • امیر غلام شاه خان
  • سردار محمدرضاخان اول دوره زندیه و اوایل قاجار
  • سردار امیرخان دوره قاجار
  • سردار محمدرضاخان دوم حاکم سیستان معاصر محمدشاه و ناصرالدین شاه
  • سردار لطفعلی خان فرزند محمدرضاخان
  • سردار علی خان خان حسام الملک حاکم سیستان( ۱۸۵۱ تا ۱۸۶۸ )، وی پرچم ایران را بر فراز مقر سرابندی ها در سکوهه برافراشت.
  • سردار تاج محمدخان سرابندی حاکم سیستان۱۸۵۸ تا ۱۸۶۷ م( حکومت سرابندی در سیستان با دسیسه انگلیس و خاندان علم بوسیله ناصرالدین شاه منقرض شد)
  • سردار پردل خان اواخر قاجار
  • سردار محمدرضاخان سرابندی وفات ۱۳۶۵شمسی آخرین چهره نامدار سیستان
  • سردار ابراهیم خان پردلی نماینده سیستان در مجلس شورای ملی، وفات ۱۳۸۷ ش
  • سرحدی

    طایفه سرحدی، نام این طایفه برگرفته از مکان زیست آن‌ها یعنی منطقه سرحد سیستان و بلوچستان ایران است که در شمال شهرستان خاش واقع شده است. شغل اصلی این طایفه دامداری بوده که شرایط زیستی آن‌ها ایجاب می کرده است تا به بیشتر به کار دامداری بپردازند و کمتر به کشاورزی روی بیاورند. افراد این طایفه از نظر مشخصات بارز ظاهری دارای قدهای بلند استخوانی، بینی کشیده و دارای لهجه خاصی می‌باشند که دلالت بر اصالت ریشه دار آنهاست. مردم این طایفه، تیز هوش ونیز تبحر خاصی در امر ردیابی دارند.این خصیصه به دلیل نوع زندگی ومکان زیست آن هابطورفطری و اکتسابی تقویت شده است. که بدون تردید همواره دستخوش حمله وهجوم قبایل ناامن همجوار قرار می‌گرفته اند. درکتاب احیا الملوک در مورد سرحد چنین بیان شده است. چون ملک را از سپردن وکالت امور سیستان به سلطان احمد گران آمد، ترک ترقون کرده، راهی سرحد شد و دو سال در آنجا ماند وعاقبت به هند رفت.[۱] احمد سلطان مدت هشت سال در سیستان حکومت کرد و همواره سرحدیان با وی جنگیدند تا از حکومت خلع و به جای وی محمد سلطان اولاش اغلی به حکومت رسید. تعدادی ازسرحدی‌های سیستان سنی مذهب وشماری نیز شیعه هستند.در سال‌های ۵-۱۹۰۳ میلادی حسینا، سیاه مرد، شیردل سرحدی از بزرگان و ریش سفیدان این طایفه بوده اند. در این زمان سرحدی‌ها در روستاه‌های سیاه مرد، حسین، زینل، لطف ا... و همچنین روستای دیوانه سکونت داشته اند در حالی که تعداد قابل توجهی از آنان در کوهپایه‌های قائنات و حاشیه پشت دریاچه هامون مستقر بوده و همانند دامداران کوچ کننده، روزگار می‌گذرانند. در اواخر دوران حکومت زندیه و اوایل دوره قاجاریه، زمانی که دامنه ناامنی به منطقه سرحد رسید، این طایفه ترجیح داد تا به مکان‌های امن تری در داخل سیستان کوچ کنند.اما تعداد قابل توجهی نیز به زادگاه اولیه خویش بازگشتند وبا سرسختی تمام در تنازع بقای خویش کوشیدند.

    معمرین طایفه، تیره‌های وابسته به سرحدی را اینگونه بر می شمارند :

  • تیره سرحدی
  • تیره یارمحمد زائی
  • تیره جنابادی یا جون آبادی
  • تیره تمندانی

اکنون طایفه سرحدی در سیستان، از روستای سرحدی تا منطقه شیخ علی و همچنین در اطراف منطقه لوتک پراکنده و اکثر آنان به کار دامداری و کشاورزی مشغول هستند.

سرگزی(در حال حاضر متنی وجودندارد)

سموری(در حال حاضر متنی وجودندارد)

سنچولی

طایفه سنچولی از طایفه‌های استان سیستان و بلوچستان ایران است.

تاریخچه

از این طایفه شجره‌نامه مکتوب و مستندی در دست نمی‌باشد، بلکه اطلاعات بصورت سینه به سینه به نسل فعلی انتقال یافته‌است.این طایفه خود را از اعقاب سلجوقیان می‌شمارند و عقیده دارند که زادگاه اولیه اجدادشان جلگه سلجوقیان است و جای این جلگه را پایین تر از خواف که توابع تربت جام کنونی است، مشخص می‌کنند.

طبق روایت قومی یک رخداد عشقی سبب می‌شود که جد بزرگ آنها به نام «رئیس» بیگی با وجود داشتن دو زن که هر دو دختر عموهای وی بودند ترک دیار نموده وبه زابل کوچ کند و در آنجا با دختری که در اصل سیستانی بوده آشناشود. پدر دختر با ازدواج وی و دخترش روی خوش نشان نمی‌دهد و سر سختانه به مخالفت بر می‌خیزد اما رئیس بیگی با پا فشاری و لجاجت بسیار علیرغم این مخالفت با دختر ازدواج می‌کند و در محل سنگل یاسرسنگ کنونی که در جنوب غربی کوه خواجه زابل واقع است به کار دامداری مشغول می‌گردد.

در شرح این ماجرا، سالمندان طایفه همراهانی برای رئیس بیگی ذکر می‌کنند که پسر عموها و وابستگان وی هستند.حسین بر، سنگ بر، نارو، اختاد محمد، سمسولی و محمد حسنی، شش تن از کسانی بودندکه با رئیس بیگی به سیستان آمدند.

فرزندان حسین بر و سنگ بر امروزه به نام ریگی موسوم اند و یا در طایفه ریگی ادغام شده‌اند.از نارو، نارویی‌ها و ازسمسولی، ساسولی‌ها پدید آمدند فرزندان اختاد محمد فعلاً در گرگان ساکن هستند و از محمد حسنی که در آن زمان سردار سپاه یکی از حکام شیراز و با خواهررئیس بیگی ازدواج کرده بود براهویی‌های زیر کاری باقی مانده‌اند.

در داستان قومی طایفه، رئیس بیگی مرد مقتدری است که در حاشیه کار دامداری موفق به ساختن قلعه مستحکمی(ارگ) در جنوب غربی کوه خواجه می‌شود که قلعه کوه(ارگی که برروی بلندی قرار دارد) در خاطره‌ها باقی مانده‌است.

ظاهراً پس از ساختن این قلعه‌است که بین ملک کیانی و رئیس بیگی رقابت و در گیری ایجاد می‌شود و کار به محاصره و گرفتن ارگ(قلعه) می‌انجامد.

سنچولی‌ها می‌گویند که کیانی مذکور از رئیس بیگی درخواست مالیات یا حق علفچر می‌کند. و رئیس به او پیغام می‌دهد که حاضر است در قبال مالیات شیر تحویلش دهد و در خاتمه چنین پیشنهاد می‌کند که اگر به امر رضایت دارد، نی جو تعبیه کند تا از درون قلعه و از طریق نی جو، یا لوله‌های نئین به او شیر تحویل دهد.

این پیشنهاد که در واقع نوعی تحقیر و تمسخر به حساب می‌آید و کیانی را مصمم به تسخیر قلعه و تادیب رئیس بیگی می‌کند. اما چون تسخیر قلعه امری مشکل بود، پدر زن رئیس بیگی که کینه ازدواج اجباری دخترش را از یاد نبرده بود دست به کار شده با جمعی از مردان ملک کیانی به هیئت و شکل صیاد و ظاهراً برای فروش پرندگان دریایی به نام «قلک» به پشت دروازه آمده و چون دروازه گشوده شد با تفنگ‌های فیتیله‌ای قلعه را تصرف کردند.

تصرف ارگ به قیمت جدائی رئیس بیگی از همسرش تمام شد و پسر خود را که محمد قاسم نام داشت از این زن گرفت .

سنچولی‌ها که طایفه خود را از باز ماندگان بلا فصل سلجوقیان می‌دانند پس از ورود به ایران در دو ناحیه خراسان و کرمان متمرکز می‌شوند که طایفه مذکور از بازماندگان سلاجقه کرمان هستند.

با توجه به تشابه سازمان دهی قومی دو طایفه سنچولی و جهان تیغ که هر دو دارای امیر و سر کرده‌ای به نام دهباشی بوده‌اند و نظر به خصلت ستیزه جوئی مشترک آنها، تردیدی وجود ندارد که هر دو طایفه از همان جنگ جویانی بوده‌اند که ملوک کیانی سیستان به خاطر طوایف سیستانی که مورد هجوم و تجاوز بیگانگان قرارگرفته بودند، ناگزیر به سیستان دعوت نمایند و از وجودشان در جنگ‌ها و یا دفاع از موقعیت خویش استفاده کنند.

این موضوع را جی .پی.تیت به عنوان دلیل مهاجرت برخی از طوایف غیر بومی به سیستان ذکر کرده‌است.

دلیل یا سند روشنی برای ریشه نژادی سنچولی هااز تیرهای موجود در جلگهٔ سلجوقی که امروزه به نام‌های سنگچولی، سلجوقی، تقدیسی، اسکندری و تیموری در پایین خواف زندگی می‌کند وجود ندارد. بنابر این پذیرفتن این قضیه که ریشه نژادی سنچولی‌ها از سلاجقه کرمان بدانیم چندان نامعقول به نظر نمی‌رسد.

این مطلبی است که در گفتار برخی از معمرین مطلع قوم نیز مورد تایید قرار می‌گیرد.

با این حساب تردیدی باقی نمی‌ماند که حرکت قومی و جمعی تیره‌ای از سلاجقه کرمان در یک دوره ناامن به جانب خراسان که از طریق سیستان صورت گرفته‌است سبب شده تا جمعی در سیستان باقی بمانند و دیگران به راه خود ادامه دهند تا در محل جلگه سلجوقیان با رفاه بیشتر روزگار بگذرانند.

تیره‌های طایفه

  • امروزه از نوادگان رئیس بیگی تیرهای خوشداد، حسین اختاد(خداداد) یا حسین دینار، صدیف و محمد قاسمی و رضایی وجود دارند.

از نظر اسمی یا از نظر محل سکونت سنچولی‌های سیستان به پنج تیره(شاخه) زیر تقسیم می‌شوند :

  1. تیره سیک (سیک چولی یا سنچولی) ساکنین طلایی زابل
  2. تیره ملک جعفری‌ها ساکنین ده سنچولی شیب آب تا منطقهٔ میان کنگی زابل
  3. تیره سرگل ساکنین قریه گوری و توابع سیستان
  4. تیره دو کله که قومیت با صدیف دارند در میان کنگی و برخی از جاهای دیگر سیستان پراکنده‌اند.
  5. تیره رضایی که قبلاً در قریه ریگ آب زابل و بعد از آن درشهرزابل، زاهدان، شهرستان سرخس و نواحی شمالی ایران (ترکمن صحرا) نقل مکان نموده‌اند.
ادامه دارد




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 مرداد1390 توسط پرویزالف


قنبرزهی(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

هاشمزهی(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

ایرندگانی(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

رئیسی(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

میربلوچزهی(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

جنگی

جنگی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان ایران است. امیر بابکرخان پسر سوم کلان خان بن شاهو بارکزایی، دارای فرزند پسری به نام جنگیان شد و طایفه جنگی را پدید آورد.


تیره‌های زیر از عباس پسر جنگیان خان بوجود آمده است:

  • زینل، فرزندان وی عربشاهی شهرت دارند.
  • ابراهیم، فرزندانش به ابراهیم نژاد مشهورند.
  • دادی، طایفه اش به عقابی معروفند.
  • محمد، فرزندانش به مرادی و مددخانی شهرت دارند

جهان‌تیغ (طایفه)


جهان تیغ یا جهان تیغی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. این طایفه اصل و ریشه خود را از اعقاب مالک اشتر نخعی می‌دانند. و چنین معتقدند که اجدادشان بعد از قیام مختار ثقفی مورد غضب حجاج بن یوسف قرار گرفته و آنان به علت عدم احساس امنیت ناگز شدند به ایران و (کرمان) مهاجرت نمایند، و در زمان نادرشاه از آن‌ها در جنگ‌ها به عنوان عساکر و سرباز شمشیرزن استفاده می‌شده‌است.

سالخوردگان طایفه حکایتی دارند که درآن آمده‌است، به هنگام محاصره طولانی قندهار افغانستان، یکی از دروازه‌های این شهر که، چهل زینه نام داشت، بارها توسط سربازان نادرشاه فتح می‌شد و هر بارنگهبانی بر این دروازه می‌گماشت اما صبح با جنازه آنان مواجه می‌شد. این کشتار مرموزشبانه، ادامه داشت تا نوبت به نگهبانی به جماعتی از سیستان رسید. اینان گوشه پیراهن‌های بلندشان را به هم گره زده و با خود عهد کردند تا با پای جان با هم مقاومت کنند و این ایستادگی سبب شد تا دروازه را از دست ندهند. این پیروزی مورد توجه نادرشاه قرار گرفت و آن جماعت را «جهان تیغ» نام نهاد.

سه نفراز این گروه سر آمد دیگران بودند که یکی در قندهار ماند و فرزندان وی به «جوخیز» معروفند و دیگری در سیستان اقامت کرد و فرزندان او جهان تیغ‌های سیستان (شهرزابل و ده جهان تیغ) را تشکیل دادند و سومی به موطن خود یعنی کرمان (بم وتوابع ) مراجعت و به «جهان تیغی» معروف شدند.

چتله(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

چشک

چِشَک، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

طایفه چشک قبلا در جهان آباد میان کنگی سکونت داشته، اما اکنون در روستای محمدآباد بولائی در حاشیه نیزار و منطقه شیب آب و افضل آباد زابل سکونت دارند. شغل مردم این طایفه در زابل و حومه، دامداری و کشاورزی و مذهب آنان شیعه و به گویش زابلی تکلم می‌کنند.

خشکسالی سیستان باعث شد تا تعدادی از مردم طایفه چشک به طبسین، مازندران، گرگان، شهرستان سرخس (روستای یازتپهکندکلی) کوچ نمایند. برخی از چشک‌های ساکن گرگان تغییر نام داده و فامیل چشمه نور گرگیچ را برگزیدند.

حیدری (ابهام‌زدایی)(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

خدری

خدری، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

مردم این طایفه از سیستانی‌های اصیل هستند که به شغل دامداری (گاوداری) مشغولند و عموما کپرنشین اند و در حاشیه دریاچه هامون و نیزارهای اطراف کوه خواجه زندگی می‌کنند. مذهب شان شیعه و به گویش زابلی تکلم می‌کنند.

خمر (طایفه)(در حال حاضر متنی وجود ندارد)



دَرَگی،

از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

نام این طایفه منتسب به زادگاه اولیه شان به نام «دَرَگ» است که در افغانستان واقع شده‌است. این طایفه خود را از میران میر عرب می‌دانند. ساکنین منطقه درگ عموماً شیعه متعصب بوده‌اند که در برابر عساکر قندهاری الاصل سنی مذهب، در گیر بوده‌اند.

درگی‌ها پس از متواری شدن از افغانستان، روستای درگی در ناحیه بخش پشت‌آب شهرستان زابل را بنا کرده و در آن

درهی

درهی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

در زمان امیرعبدالرحمن خان (افغانستان) فردی به نام «غلامی» در ناحیه دره از توابع لاش و جوین می زیسته است. بعد از حادثه‌ای که منجر به مرگ غلامی شد مردم طایفه اش به علت ناامنی به ایران کوچ کرده و در سیستان ساکن می‌شوند. ابتدا آنان در منطقه چلنگ وارد شده و پس از مدتی به برج میرگل واقع در بخش میان کنگی کوچ کرده و در همانجا مستقر می‌شوند و بعد از آن به درهی مشهور شده اند.

سکونت کردند.

دره‌ای

دره‌ای، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

جایگاه اصلی این طایفه در حوالی منطقه تپه کیخا و نزدیک به روستای ده دراز زابل بوده است. در گذشته به علت درگیری با حکومت مرکزی به منطقه بقراء افغانستان کوچ کرده اند و بعد از مدتی، دوباره به سیستان مهاجرت کرده اند و هم اکنون در شهرستان زابل و مناطق اطراف آن زندگی می‌کنند.

دلارامی


دلارامی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

این طایفه از نژادهای اصیل سیستانی هستند که خاستگاه اولیه شان منطقه دلارام و دلخک بوده‌است واکنون در مجاورت دریاچه هامون ساکن هستند. نیمی از مردم این طایفه شیعه و مابقی سنی هستند.

دلخکی(در حال حاضر متنی وجود ندارد)

دو لَََفظه یا دو لََوزه،

از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد.

مردم این طایفه، شاخه‌ای از طایفه پودینه هستند که با طایفه سنچولی وابستگی فامیلی دارند و چون این عده گاهی خود را، از طایفه سنچولی و گاهی خود را وابسته به طایفه پودینه می‌دانند، به جماعت «دو لفظه» مشهور شده اند. این طایفه هم اکنون در شهرستان زابل و مناطق اطراف آن زندگی می‌کنند.

ادامه دارد


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 مرداد1390 توسط پرویزالف

 

ادامه طوایف سیستان وبلوچستان

 

 تُجگی،

 از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. این طایفه اصالتاً از منطقه تُجگ که منطقه‌ای در حد فاصل فرا، لاش و جوین است به سیستان کوچ کرده اند.و در ابتدا در روستای کول شهرستان زابل ساکن شده اند. مردم این طایفه به زبان زابلی تکلم می‌کنند.

تیلر

جدیدالاسلام یا نو اسلام،

 از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. اجداد این طایفه پیرو دین هندو بوده اند و بعد از آن مسلمان شدند و چون ادامه زندگی در هندوستان برایشان مشکل بوده، به ایران کوچ و در سیستان اسکان می‌یابند و هم اکنون در شهرستان زابل و مناطق همجوار شهر زابل زندگی می‌کنند. مردم این طایفه به گویش زابلی تکلم می‌کنند. امّا جدای از این طایفه ، "جدیدالاسلام" به کلیهٔ افراد و طوایفی که به تازگی به دین مبین اسلام می گروند نیز اطلاق می شود. از جمله در کرمان به اعضای خانوادهٔ حجتی کرمانی همچون محمدجواد حجتی کرمانی و علی حجتی کرمانی که پدرشان میرزا عبدالحسین حجتی کرمانی از خاندان موبدان زرتشتی بوده و در اواخر قرن گذشته به اسلام و تشیع گرویده اند نیز، جدیدالاسلام اطلاق می شود.

جر

 جمالزهی

 حسین بر

یکی از طوایف ریگی می‌باشد که طایفه از ۳ تیره بزرگ و ۳۲ زیر مجموعه تشکیل گردیده‌است که مهمترین تیره‌های آن عبارتنداز : ۱- نتوزهی ۲- گنگوزهی ۳- حسین بر این سه گروه در اصل سه نفر می‌باشند (نتو، گنگو و میرحسین) که فرزندان میر حسن می‌باشند و به علت این که در منطقه ریگستان ماشکید زندگی می‌کردند به ریگی مشهور هستند. فرزندان میرحسین درمناطق جالق، گشت، نسکند، آشار وکارچان و مناطق دیگری از سرباز و زابل، جعفرآباد، جزینک، میانکنگی، میرجاوه، لادیز نازیل و گزو پراکنده شده‌اند. تیره‌های طایفه حسین بردر گشت به شهرت حسین بر، درزابل به ریگی و ریگی جلایی در مناطق سرباز به کمال زهی، افضل زهی، شهدادزهی، دلمراد زهی، ملازهی و بزرگزاده، معروف هستند. در میرجاوه به ریگی و در بزمان و دلگان به هوت حسین بر و بامری حسین بر و حسین بر درجالق به ریگی معروف هستند. درگشت میر هانزهی (حاجی لعل محمد)، محتاج زهی (دین محمدگمی)، بهرامزهی(حاجی نورمحمد و میرعثمان ، میرین زهی (حاجی ملک) از مهمترین تیره‌های حسین بر می‌باشند. در گشت علاوه از نوادگان میر حسین گروهی از تیره‌های گمشادزهی که سالیان دراز در گشت زندگی می‌کنند به شهرت حسین بر معروف هستند از جمله: ریئس محمد زهی (مولوی محمد لشکر خان)، شهمرزهی (صابخان حاجی مراد)، حسن زهی (شهمیر خدابخش) می‌باشند. بسیاری از افراد کم زاد هم به شهرت حسین بر مشهور می‌باشند و قلیلی از مردم روستا که اول فامیل آنها حسین بر بوده‌است بعد تغییر داده‌اند من الجمله اعتمادی و مسلم پور که در اصل هیدوچی می‌باشند، پور حسینی و حسین پور پیمان می‌باشند.

طایفهٔ گمشادزهی

 یکی از بزرگترین طوایف بلوچستان می‌باشد که در کارنامهٔ حود افتخارات بی شماری دارد. سید گمشاد القادری جد بزرگوار این طایفه‌است که سالها پیش از منطقه چاکه دربلوچستان پاکستان به منطفهٔ کوه سفید گُشت واقع در بین سراوان و خاش کوچ کرد. نسب این طایفه به عبدالقادر گیلانی می‌رسد. و از سادات بلوچ سیستان و بلوچستان می‌باشند. هم اکنون این طایفه به چندین تیره و زیر مجموعه در ایران وپاکستان وافغانستان تبدیل شده‌است. معروف ترین تیره از این قوم بزرگ تیره ی دادخدازهی میباشدکه همواره رئیس طایفه که به آن سردار گفته می شود از این تیره بوده است وهم اکنون نیز سردا تاج محمدگمشادزهی فرزند رشید سردار خلیل خان ریاست وسرداری قوم گمشادزهی را عهده دار می باشد.

شهنوازهی

 شهلی بر

طایفه شه بخش

از طوایف بلوچ است که در استان سیستان و بلوچستان ایران زندگی می کنند. نام این طایفه تا زمان رضاشاه اسماعیل زهی بود و به دستور دولت به شه بخش تغییر یافت. اسماعیل نیای طایفه شه بخش فرزند محمدحسن خان ممسنی بود.در زمان نادرشاه گروهی از طایفه لر ممسنی از شیراز استان فارس به فرماندهی سردار محمدحسن خان برای ایجاد امنیت و حفظ مرزهای شرقی ایران به بلوچستان رفتند و در آنجا ساکن شدند. معروف ترین سردار این طایفه سردار جمعه خان اسماعیل زهی است، که در جنگ جهانی اول به نبرد با واحدهای ارتش انگلستان در بلوچستان برخاست و تلفات سنگینی به آنها وارد نمود، و در زمان رضاشاه مدتی با سیاست های دولت وقت مخالفت کرد و سرانجام تسلیم شد و در سال 1335 ش درگذشت.

نارویی یا نهرویی،

 از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشند. بر اساس نظر کلنل پاتینجر که در سال ۱۸۱۰ میلادی از سیستان دیدن کرده‌است، نارویی‌ها را نژاد قد بلند، فعال و دارای قدرت جسمانی فوق العاده معرفی نموده‌است. او می‌گوید آنان در برابر تغییرات اقلیمی سازگار و از مرگ نیز نمی‌ترسند و در هنگام جنگ در نهایت رشادت می‌جنگند. در زمان پاتینجر، محراب خان رخشانی رئیس تمام طایفه نارویی بوده‌است.[۱] سرپرسی سایکس با استناد منابع محلی و روایتی طایفه، آنان را نهرویی می‌خواند و معتقد است که اجداد آنان پس از جنگ نهروان به منطقه بلوچستان کوچ کرده‌اند. بعد از علم خان، پسر بزرگش به نام دوست محمد خان، بزرگ طایفه نارویی شد. از دوست محمد خان سه پسر به نام‌های کیکاوس، درویش خان و محمدعلیخان باقی ماندند.  نامداران طایفه ناروییدرویش خان – پسر بزرگ دوستمحمد خان بود که می‌بایست بعد از پدرش بزرگ طایفه می‌شد اما عمویش شریف خان با او مخالفت کرد و بالاخره طی یک توطئه او را از پای درآورد.فرزندان وی عباس خان، محمد ناصرخان و محبعلی خان می‌باشند. سردار شریف خان- برادر دوست محمدخان و عموی درویش خان بود. وی معاصربا سردارابراهیم خان سنجرانی و از هم پیمانان او بود.فرزندان وی علیخان، سعیدخان و محمدعلی خان بودند. سعیدخان – پسر معروف سردار شریف خان بود که به هنگام حکومت امیرعلی اکبرخان حسام الدوله، امور حکومت سیستان را به عهده داشت آوازه وی تا سمنان و اصفهان هم به دلیل جنگ با راهزنان ترکمن پیچیده بود طوری که ترکمن‌ها ایشان را به نام سیدخان قره میشناستد که به معنای سیاه می‌باشد که به دلیل پوست سبزه ایشان است . سردار سعیدخان در شجاعت و رشادت فردی کاملا منحصر به فرد بود. سران این طایفه سردار نظرخان ایرانی فرزند سردار خداداد خان و نوه سردار سعید خان بودند که در ۱۹ بهمن ۱۳۳۰ در درگیریهای سیاسی در زابل شهید گردیدند.وشهادت ایشان موجب اختلاف شدید در طایفه تا جایی که فرزند ایشان سردار آریان خان مجبور به ترک وطن شد پس از سردار نظر خان فرزند یزرگ ایشان سردار پرویز خان به عنوان رییس طایفه انتخاب شدند که هم اکنون در سیستان سکونت دارند . قلعه سردار نظر خان هم اکنون در روستای ملک حیدری زابل پای برجاست. ریاست طایفه همواره به عهده نسل سردار سعید خان بوده گر چه بسیاری سعی در تفرقه افکنی بین این عموزادگان داشتند اما انها تا حد امکان وحدت خود را حفظ کرده‌اند. .

ادامه دارد 


نوشته شده در تاريخ جمعه 21 مرداد1390 توسط پرویزالف


 

اقوام وطوایف  سیستان وبلوچستان

براساس حروف الفبا

 آبیل از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو طایفه ی آبیل، از طایفه‌های سیستان در استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. جی . پی . تیت، محقق و نویسنده بزرگ ریشه این قوم بزرگ را از ایالت‌ اوتاپرادش در هند می‌داند.
از خصوصیات افراد این قبیله می‌توان به رنگ پوست سفید و سبزه، قدرت بدنی بالا، قامت بلند و گاهی متوسط اشاره کرد. طایفه آبیل در زابل ساکن روستای هابیل، روستای عبدالرحیم آبیل، روستای آبیل، روستای آبیل پل رنده، خمک کمپاداره راه آبیل، ابراهیم آباد آبیل در سیاه پشته، بلوچ آبیل، رنده سفلی، روستای سنجرانی، دوست محمد، نوار مرزی میلک، سه راهی ملکی، شندل، بالاخانه و ده سرحدی و سایر مناطق می‌باشند.همچنین مجموعه تپه‌های تاریخی آبیل واقع در روستای آبیل در بخش میان کنگی - دهستان مارگان از جاذبه‌های توریستی سیستان می باشند و قدمت آن مربوط به قرون 4 تا 9 هجری قمری می باشد.جمع کثیری از طایفه آبیل در سطح شهر زابل و زاهدان سکونت دارند .این طایفه در ستیزه‌جویی و خوی جنگجویانه زبانزد بوده و در پی این خصلت یک تیره از آبیل‌ها پس از کشتار تعداد کثیری از هندوها به منطقه بلوچستان پاکستان مهاجرت کردند و سپس عده‌ای در چخانسور و گنگ ساکن شدند. در این طایفه برخلاف اکثر طوایف که نام فامیلی یکسان و ریشه و نیای متفاوت دارند همه افراد طایفه آبیل از یک اصل و ریشه و نژاد مشترک هستند . این طایفه بصورت نواری از هند به پاکستان و افغانستان و در نهایت نواحی شرق و شمال ایران امتداد یافته‌است و اصالت این قوم در منطقه همواره زبانزد بوده است. در حال حاضر ریش سفید طایفه ی آبیل، حاج بلوچ خان آبیل می‌باشد. سایر اسامی این فامیل عبارتند از:آبیل، هابیل، آبیلی . نامداران و سرداران طایفه ی آبیل : از سرداران این طایفه کاظم آبیل، عبدالرحیم خان آبیل و حاج بلوچ خان آبیل می توان نام برد. نام آبیل برگرفته از منطقه‌ای در ناحیه شمال و پشت دریاچه هامون (پشت آب) می‌باشد که این طایفه درگذشته در آن زندگی می‌کرده‌است. «جی. پی. تیت» نویسنده کتاب سیستان، آبیل‌ها را باقی مانده قوم ابهیریا می‌داند که در سواحل دریای عمان و منطقه بلوچستان پاکستان سکونت داشته‌اند.همچنین حدود ۱۰۰ سال پیش تعداد 294 خانواده از طایفه آبیل در ناحیه گنگ و تعداد 320 خانواده در چخانسور زندگی می‌کرده‌اند. در گذشته طایفه آبیل بیشتر در نواحی ساحلی دریاچه هامون در سیستان و نیزارها و شهر زابل زندگی می‌کرده‌اند. شغل کلی این طایفه در گذشته دور دامداری و تعدادی نیز به شغل کشاورزی مشغول بوده‌اند.

ارابیب از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو ارابیب، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. این طایفه در گذشته از قندهار افغانستان به سیستان کوچ کرده و یک شاخه نیز در ناحیه خاش و شاخه دیگری در حوالی رودبار و گرمسیر مستقر شده‌اند.

اربابی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو برای دیگر کاربردها، اربابی (ابهام‌زدایی) را ببینید. اربابی یا صیادی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. گویش مردم این طایفه با گویش سیستانی تقریباً متفاوت است تا جایی که از واژه‌های عربی در گفتار محاوره‌ای استفاده می‌کنند. طایفه اربابی جزء طایفه‌های حاشیه نشین ساحل دریاچه هامون شهرستان زابل بوده که به شغل صیادی مشغولند. گرچه اخیراً با مدیریت فردی به نام کدخدا جانی – ریش سفید – طایفه را تشویق نمود تا از شغل صیادی به کشاورزی روی آوردند. طایفه اربابی شامل تیره‌های زیر می‌شود: تیره اربابی - در کوه خواجه و گنده بخش ساکنند. تیره اربابی - در کوه خواجه و پشت منطقه ادیمی ساکن هستند. تیره اربابی فرد - یا صیادان سفلی که در کوه خواجه می‌باشند. تیره قورزهی - در ریگ آب و حسامی زابل هستند.

 ارجونی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو اَرجونی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. این طایفه اصالتاً از ساکنین قلعه سمور بوده‌اند و معتقدند که ریشه عربی دارند. درویش علیخان سموری، بزرگ طایفه ارجونی است. آن‌ها بعد از قلعه سمور به روستای غلامعلی پشت آب شهرستان زابل اسکان یافتند.

اردنی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو اردنی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. مردم این طایفه از دامداران ساکن شوررود زابل هستند که تعدادی از آن‌ها در روستاهای سیستان زندگی می‌کنند و تعدادی هم در روستای دهنو ملاعباس به شغل دامداری (پرورش گوسفند) و مشغول هستند. گروهی دیگر از دامداران این طایفه معمولاً بین کوه‌های سیستان و قائنات در حال ییلاق و قشلاق هستند.

اله دو از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو اله دو یا اله داد، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. جایگاه اصلی این طایفه را، «غرقند» می‌گویند و در تپه سرخ و مجاورت دریاچه هامون قرار دارد که با ورود طایفه سنچولی به این منطقه، سبب جابجایی طایفه اله دو شده‌است. و تعدادی نیز از این طایفه در نزدیکی تپه کیخا و در محل ده دراز زندگی می‌کرده‌اند و شغل شان کشاورزی است. طایفه اله دو به علت اقتدار طایفه نارویی‌ها به حوالی قریه خواجه احمد و دهنو کوچ کرده و در کنار نارویی‌ها سکونت کردند که این قرابت باعث تغییر گویش این طایفه از سیستانی به بلوچی شد.

اوکاتی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو اوکاتی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. مردم این طایفه اصالتاً از منطقه لاش و جوین به سیستان مهاجرت کرده‌اند و اکنون در مناطق مختلف شهرستان زابل ساکن هستند. آن‌ها شیعه و به گویش زابلی تکلم می‌کنند.

 طایفه بلوچ زهی، از طوایف بزرگ استان سیستان و بلوچستان ایران و مناطقی در پاکستان می‌باشد. مردم از انجایی که اکثریت مردم این طایفه در منطقه مرزی بم پشت ازتوابع شهرستان سراوان سکونت دارند که این منطقه از لحاظ جغرافیایی خشک و کوهستانی است و دارای کوههای معدنی بزرگی همچون {کوه سرخ}،{چتکانی}می باشد، و از لحاظ سیاسی مرزنشین و کوه نشین هستند و وصلتها و خویشاوندی‌هایی با طایفه اسکانی و بلیدءی در ایالت بلوچستان پاکستان دارند. ازجمله رجال سیاسی این طایفه می‌توان به میر شهیدایوب بلیدئ که درزمان ریاست جمهوری نواز شریف در پاکستان سمت وزیر جهاد کشاورزی ایالت بلوچستان را داشت و نیز میراسلم بلیدئ سناتور و محمد ظهوربلیدئ وزیر کنونی شیلات ایالت بلوچستان پاکستان می‌باشد.[نیازمند منبع] قابل ذکر است که این طایفه از دیر باز با درگیری سیاسی و قبیله‌ای مواجه بودند: مانند شکست دادن ارتش و کشتن اشرف افغان در دوره سلجوقیان که هفت سال بر ایران حکومت کرد. ونیز در دهه‌های اخیر درگیری با طایفه درازهی که از هر دو طایفه ۳۳ نفر کشته شدند[نیازمند منبع] و سرانجام درسال ۱۳۸۶ منجر به صلح شد.

 بارانی (طایفه) از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو بارانی یا بارنی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. بزرگان این طایفه معتقدند، زمانی که جلال‌الدین خوارزمشاه برای سرکوبی لشکریان چنگیز و تدارک سپاه به غزنین حرکت کرد، در منطقه‌ای به همین نام با او همراه شدند. بعدها بارانی‌ها به جهان آباد و ده خانم مهاجرت کرده و به کار کشاورزی و دامداری پرداخته‌اند. امروزه این طایفه در حاشیه نیزار میان کنگی زابل و منطقه قائنات به این حرفه مشغول هستند. بارانی‌ها در روستاهای جهان آباد، ده قجر، ده بارانی ساکن هستند. بارانی‌ها از لحاظ وابستگی خود را وابسته به طایفه‌های محمد زهی، باروزهی و بارکزهی می‌دانند. محمد زهی‌ها و باروزهی‌ها در افغانستان و بارکزهی یا ریکزائی‌ها در بلوچستان سکونت دارند. این طایفه از نه تیره تشکیل می‌شود: تیره صفر تیره محمد رسول تیره بوران تیره جماگل (جمعه گل) تیره محمد اکبر تیره قاسم تیره سلیمان تیره اسماعیل تیره نورمحمد بارکزایی (طایفه) از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو برای دیگر کاربردها، بارکزایی (ابهام‌زدایی) را ببینید.

 بارکزایی یا بارکزائی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشند. این طایفه طبق یک شجره نامه، خود را از اعقاب «خالد بن ولید» می‌دانند. بارکزایی‌ها به دو شاخه بلوچستانی و افغانستانی منشعب می‌شوند. بارکزایی‌های بلوچستان [ویرایش] پسر نایب بن شاهو، عبدالله خان است که از افغانستان راهی بلوچستان شده و از او سه پسر به نام‌های میر بهرام، میر ولیخان و دوستمحمد خان پدید آمدند. از دوستمحمدخان دو پسر به نام بهرام خان و میر امین خان به ثمر رسیده که به ترتیب در ایرانشهر و سراوان ایران سکونت دارند. بارکزایی‌های افغانستان [ویرایش] شامل تیره‌های غفورخان، محمد یوسف خان، کجیر خان، محمد علم خان و مرادقلی می‌باشد. بامدی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو بامدی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. بامدی‌ها معتقدند که در عهد سلطان محمود غزنوی، جدشان از ایل ممسنی شیراز به سیستان کوچ نموده و در منطقه قلعه کاه سیستان سکونت گزیدند.عده‌ای از مردم این طایفه در روستای خمک از توابع منطقه شهرکی و نارویی زابل و جمال آباد علیا روستای ده عزیز و ده علیخان طاووس از توابع سیادک زابل سکونت دارند. شغل مردم این روستاها کشاورزی است.

تیره‌های بامدی [ویرایش] بامدی‌های ساکن روستای خمک، شیعه و مابقی مذهب تسنن دارند. بامدی‌های قلعه کاه، تا منطقه سربیشه و حوالی بیرجند پراکنده‌اند. بامدی‌های سالاری، در چاه سالار از توابع نیشابور ساکن هستند. بامدی‌های مدائنی، در منطقه عرب خانه بیرجند سکونت دارند.

 بامری از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو بامری، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. در کتاب «احیا الملوک» به نام این طایفه، اشاره شده است. مرکز اصلی بامری‌ها در بلوچستان کنونی، منطقه دلگان می‌باشد. بامری‌های ساکن سیستان و بلوچستان شیعه مذهب هستند و به دامداری و کوچ نشینی مشغولند. این طایفه شامل تیره‌های زیر می‌باشد: تیره شولی بر تیره مالکی تیره سجادی تیره عبداللهی

بختیاری (طایفه) از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو برای دیگر کاربردها، بختیاری (ابهام‌زدایی) را ببینید. طایفه بختیاری سیستان، از طوایف قدیمی سیستان می‌باشد. بر اساس نوشته جی.پی. تیت، در کتاب سیستان و به استناد گفته ارباب سیف الدین ارباب زئی و ملک محمد عظیم خان کیانی، طایفه بختیاری تا سقوط زاهدان کهنه (توسط تیمور) در سیستان اقامت داشته‌اند. دروازه بختیاری که آثار آن در ضلع جنوبی زاهدان کهنه باقی است، تنها خاطره بازمانده از این طایفه‌است. به اعتقاد جی. پی. تیت، بختیاری‌ها و جمشیدی‌ها از رعایای وابسته به قوم نکودری بوده‌اند که به استناد نوشته روضه الضفا، در ناحیه دهوار یا هامون زندگی می‌کردند.این ناحیه تا قرن چهاردهم میلادی، قسمتی از محدوده سیستان بوده‌است. نکودری‌ها یکی از گروه‌های بازمانده از لشکرمغول بودند که ابتدا در خراسان و سپس تا سیستان و یزد وفارس را مورد تهاجم قرار داده بودند. در نتیجه بختیاری‌ها به علت ناامن بودن منطقه به مکان دیگری کوچ کردند و بعد از این که این گروه توسط امیرتیمور از بین رفت، بختیاری‌ها مجدداً به سیستان بازگشتند و تا کنون نیز در این منطقه سکونت دارند. براهویی (طایفه) از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو برای دیگر کاربردها، براهویی (ابهام‌زدایی) را ببینید.

 براهویی طایفه‌ای‌ست از نژاد دراویدی که به زبان براهویی سخن می‌گویند، آنها در ایالات بلوچستان و سند در پاکستان، جنوب افغانستان، استان سیستان و بلوچستان ایران و ناحیه مرو در ترکمنستان زندگی می کنند . اکثر آن‌ها در ناحیه کلات در بلوچستان پاکستان قرار دارند. آن‌ها از نظر چهره و زبان تاحدی از قوم بلوچ متمایز هستند. آن‌ها مسلمان و سنی مذهب از شاخه حنفی هستند. تیره های مختلف طایفه براهویی سیستان و بلوچستان ایران، افغانستان و پاکستان شاخ هایی از ایل ممسنی ساکن در استان فارس ایران هستند که در در دوره صفویه به شرق ایران مهاجرت کرده اند. ایل ممسنی براهویی به نام محمدحسنی مشهور است و اصل و نسب آنها به اتحادیه سکایی_ پارتی ممسنی های باستان برمی‌گردد و از نژاد دراویدی نمی‌باشند.[نیازمند منبع] موسیقی [ویرایش] سوت براهویی آهنگی است متعلق به این طایفه که غالبا توسط زنان خوانده می‌شود. اقتصاد [ویرایش] بیشتر براهوئیان ایران عشایر دامدار هستند و در برخی از روستاهای سیستان و دامنه‌های کوه خواجه و نیز در اطراف شهرستان خاش در بلوچستان زندگی می‌کنند. براهویی‌های سیستان به دو شغل کشاورزی و دامداری مشغول هستند. کشاورزان بیشتر در مناطق میان کنگی، سکوهه، لوتک، شیب آب و منطقه شهرکی و نارویی و دامداران از مطقه برنگ تا سفیدآبه و چاه دیوان و در تمام دشت‌های حاشیه هامون و به هنگام ییلاق به کوههای قائنات و بلوچستان کوچ می‌کنند. عدهٔ زیادی از این قوم چندین سال قبل از انقلاب بر اثر خشک سالی در زابل و زاهدان به مازندران و تعدادی از شهرهای استان کرمان مانند عنبرآباد و کهنوج مهاجرت کردند.[۱] تیره‌های ایل براهویی ممسنی ( محمد حسنی)در ایران، افغانستان و پاکستان تیره یاگی زهی تیره شاگی زهی تیره زیرکاری تیره مالکی تیره عیدوزهی تیره چندال تیره بَزّی تیره نخعی تیره سرابندی تیره کوچک زهی تیره شاهوزی تیره شربت زهی تیره محمدحسنی تیره ایجباری تیره مردان شاهی تیره شاگ زهی تیره شیروزی تیره مزارزهی تیره دهمردگ تیره لوارزهی نیره مندوزهی تیره بنگول زهی تیره سیاهی زهی تیره چاکرزهی تیره کرمعلی زهی تیره دستکزهی تیره دلشادزهی تیره دسکزهی تیره فقیرزهی تیره گاجززهی تیره شیخ تيره شيخ حسيني تیره حاجی زهی تیره هارونی تیره جنگوزهی تیره کلاغانی تیره کچی زهی تیره کهرایی( کری) تیره کیازهی تیره ممسنی تیره نوتی زهی تیره نندوانی تیره شهدادزهی تیره صبازهی تیره سومالی تیره سلیمان زهی تیره زیرکانی تیره بیجارزهی تیره یوسف زنگیانی برخوردار (طایفه) از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو برخوردار، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. این طایفه در روستای محمد آباد شیب آب و روستای دهنو ملاعباس (دهنو کرباسک) ساکن هستند و تعدادی نیز در شهرستان سرخس زندگی می‌کنند که به ده مرده و برومند تغییر فامیل داده اند. مردم این طایفه از نظر جسمانی، قوی هیکل و با چهره‌ای گندمگون و بینی کشیده هستند و به جهت اینکه جد هفتم آنها معروف به «برخوردار» بوده، به این نام مشهور شده اند. شغل اصلی مردم این طایفه کشاورزی است. طایفه برخوردار با طایفه‌های میر، ده مرده و کیخا مواصلت فامیلی دارند.

 بزی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو طبق مطالعات جدیدی که از چندین صفحه کتاب تاریخ سیاسی بین النهرین خوانده ام به مطالب مهمی دست یافتم که به شرح ذیل میباشد : طایفه بزی از طوایف قدیمی ایران است.ریشه قومی آنها به ایل ممسنی در استان فارس برمی گردد.در دوران باستان حکومتی به نام زمین دریا در شمال خلیج فارس تاسیس کردند.در حال حاضر در سیستان، شمال ایران، مشهد، نقاط دیگر ایران به صورت پراکنده و کشورهای لبنان، سوریه، آلمان، آمریکا و .... زندگی می کنند. اولین موضوع مهمی این بود که طایفه بزی در زمان امپراطوری بابل دارای مناصب بزرگ حکومتی بوده اند به طوری که در این کتاب صراحتا در چندین صفحه از خاندان بزی سخن یه میان آمده و اینکه خاندان بزی در زمان امپراطوری بابل سلسله پادشاهی را تاسیس میکنند به نام سلسسله زمین و دریا و سلسله بزی، طبق نوشته های این کتاب معنبر تاریخی خاندان بزی دارای ۳ پادشاه بوده اند که به مدت ۲۱ سال و ۵ ماه تاج و تخت امپراطوری بابل را تصاحب کردند و بر سرزمین آن زمان که خاورمیانه حال میباشد حکمرانی کرده اند و حتی بعد از آن هم دارای مناصب بالای حکومتی بوده اند  

بندانی

  پتی‌پشم

 پودینه از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو پودینه، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. این طایفه در شهرستان زابل، زاهدان و قسمتهایی از شمال کشور زندگی می‌کند و تراکم جمعیت آنان درشهر ادیمی و پشت ادیمی و اطراف کوه خواجه و روستای پودینه بخش میان کنگی بیشتر است. همچنین پراکندگی این طایفه در شمال شرق سیستان و مناطقی از افغانستان و در مجاورت مرز ایران قرار دارد. و از نظر جمعیتی جزو بزرگترین طوایف استان به شمار می آید. با توجه به مطالعات کرنولوژی و تبارشناسی که دکتر جوزف آلیسون و دکتر دیوید هاتمن در مناطق استقرار این طایفه در افغانستان انجام داده اند به این نتیجه دست یافتند که اینان از قدیمیترین اقوام ساکن در سیستان قدیم می باشند و با توجه به مطالعات انجام گرفته و کشف شواهدی به احتمال زیاد بازماندگان اقوام سکایی ساکن در سیستان می باشند که در زمان حمله تیمور در منطقه جوین حکفرمایی می نمودند اما با لشکرکشی تیمور جنگ سختی بین این طایفه و متحدانش با سپاهیان تیمور به وقوع می پیوندد و سامک خان سربند حکمران جوین به دست سپاهیان تیمور کشته شده و باعث شکست و سقوط جوین به دست سپاهیان تیمور می شود، تیمور دستور قتل و عام بزرگی را صادر کرده و بسیاری از این قوم کشته و پس از آن آواره می شوند و در نقاط مختلف سیستان بزرگ پراکنده می شوند. و دیگر پس از آن نتوانستند اتحاد و حکمرانی قبلی خود بر مناطق تحت سلطه باز یابند و به قومی چند تکه و پراکنده تبدیل شدند. حرفه اصلی آنان کشاورزی و دامداری (گاوداری) است و در ایران به شش تیره تقسیم می‌شوند: تیره اولاد اکبر علی تیره اولاد هاشم تیره اولاد کربلایی عباس تیره اولاد کرمی تیره اولاد خانی تیره اولاد شاهبیگ

پهلوان (طایفه) از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو برای دیگر کاربردها، پهلوان (ابهام‌زدایی) را ببینید. پهلوان، نام یکی از تبارهای سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. مردم این تبار بر این باورند که زمانی که بهمن پسر اسفندیار برای خونخواهی پدرش به سیستان لشکر کشید و فرامرز پسر رستم را به دار آویخت، یکی از یلان فیروزکوهی، فرمانروای سیستان شد و این تبار از او پدید آمد. مردم این تیره سیستانی در روستای پهلوان، روستای دوستمحمد دادشاه، روستای جان محمد آخوند پهلوان، روستای دوستمحمد شاهگل و روستای کدخدا حیدر شهرستان زابل بسر میبرند. تجگی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو تُجگی، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. این طایفه اصالتاً از منطقه تُجگ که منطقه‌ای در حد فاصل فرا، لاش و جوین است به سیستان کوچ کرده اند.و در ابتدا در روستای کول شهرستان زابل ساکن شده اند. مردم این طایفه به زبان زابلی تکلم می‌کنند.  تیلر   جدیدالاسلام از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری, جستجو جدیدالاسلام یا نو اسلام، از طایفه‌های سیستانی استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. اجداد این طایفه پیرو دین هندو بوده اند و بعد از آن مسلمان شدند و چون ادامه زندگی در هندوستان برایشان مشکل بوده، به ایران کوچ و در سیستان اسکان می‌یابند و هم اکنون در شهرستان زابل و مناطق همجوار شهر زابل زندگی می‌کنند. مردم این طایفه به گویش زابلی تکلم می‌کنند. امّا جدای از این طایفه ، "جدیدالاسلام" به کلیهٔ افراد و طوایفی که به تازگی به دین مبین اسلام می گروند نیز اطلاق می شود. از جمله در کرمان به اعضای خانوادهٔ حجتی کرمانی همچون محمدجواد حجتی کرمانی و علی حجتی کرمانی که پدرشان میرزا عبدالحسین حجتی کرمانی از خاندان موبدان زرتشتی بوده و در اواخر قرن گذشته به اسلام و تشیع گرویده اند نیز، جدیدالاسلام اطلاق می شود.

 ادامه دارد


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 16 مرداد1390 توسط پرویزالف

 
 
 
مفاخر سیستان
 


معرفی تعدادی از دانشمندان و شاعران سیستانی


ابو یعغوب محمد سگزی

یعقوب بن احمد سگزی، معروف به بندانه متوفای سال ۳۳۱ هجری قمری، از دانشمندان سیستانی قرن چهارم هجری است.
مشهورترین کتاب وی کشف المحجوب است که از کتاب‌های فلسفی آن زمان به شمار می‌رفته‌است.این کتاب شامل هفت مقاله در مورد توحید و به زبان فارسی دری نوشته شده‌است.
دکتر ذبیح الله صفا در کتاب ادبیات ایران و در خصوص موضوع و محتوی کتاب کشف المحجوب چنین آورده‌است. موضوع این کتاب حکمت است که شامل هفت اصل است که هر اصل و مقالت به چند جستار توحید، خرد، نفس، طبیعت، موجودات روی زمین، نبوت و معاد می‌باشد.

ابراهیم سجزی سیستانی

ابراهیم سجزی سیستانی، از دانشمندان سیستانی قرن اول هجری قمری است.ابراهیم در سال شصت هجری قمری ، پانزده حرف از حروف اوستایی در خط «مسند» را، به جای حروفی در خط کوفی، بکار برد. وبرای آن اصول وقاعده‌ای ترتیب داد که به مراتب از خط مسند آسانتر بود.بدین ترتیب ابراهیم سجزی مخترع خط معقلی به شمار می‌رود.

ابو داوود سجستانی

ابو داوود سجستانی، وی متولد 202 هجری قمری و متوفای سال 275 ه.ق می‌باشد. بنا به اظهار ابن ندیم، نام اصلی او سلیمان بن اشعث بن اسحاق بن بشیر شداد است.
این فقیه و دانشمند سیستانی، کتب متعددی در فقه ، تفسیر و حدیث تالیف نموده است که مشهورترین آن حدیث السنن است که مشتمل بر پانصدهزار حدیث که چهار هزار و هشتصد حدیث فقط در باره فقه و تشریع در آن آمده است.
دهخدا در لغت نامه و در خصوص وی چنین می‌نویسد.سلمان بن اشعث بن اسحاق بن بشیر، مشهور به ابو داوود، پیشوای اهل حدیث است.

ابو سلیمان محمد بن طاهر بن بهرام سجستانی از بزرگ‌ترین فلاسفه و منطقیون سده چهارم هجری ایرانی است. برخی از کتبی که نگارش آنها به سجستانی نسبت داده شده است به شرح زیر است.
رساله فی مراتب قوی الانسان
فی اقتصاص طرق الفضائل
کلام فی المنطق
تعالیق حکمیه
المحرک الاول

ابوالفرج سگزی

از شعرای نامدار و اندیشمند سیستان است که در حدود سال های 372-333 هجری قمری به هنر شاعری مشغول بود. مطالعه در زندگی و شعر ادیبان قبل از خودش، از وی استادی چیره دست و سراینده‌ای ماهر ساخت.بطوری که در متون، همیشه لقب استاد در کنا نامش مشاهده می‌شود. وفات ابوالفرج را سال 393 هجری قمری ذکر کرده اند.

ابوحاتم سجستانی

سهل بن محمدبن عثمان بن یزید سجستانی،معروف به ابوحاتم سجستانی از بزرگان علم وادب ، فقه ، حدیث و لغت دوران خویش در سیستان بوده است. وی از شاگردان ابوزید بلخی و ابو عبیده و اخفش بوده است.
ابوحاتم مولف کتب بسیاری در علم صرف و نحو لغت و شعر است.از شاگردان وی نیز به محمدبن جریرطبری می‌توان اشاره نمود که علم حدیث را نزد ایشان فراگرفته است.


ابو سعید سجزی

ابوسعیداحمدبن عبدالجلیل سجزی، (وفات:۴۱۴ ه.‌ق.) ستاره شناس و ریاضی دان بزرگ و مشهور ایرانی قرن چهارم هجری است که با ابو جعفر احمدابن محمد صفاری و عضد الدوله معاصر و از اهالی سیستان بوده و در خراسان و شیراز زیسته است.
ابوسعید سجزی از دانشمندانی است که زیج مامونی را بنیاد کرد و همچنین برای مامون خلیفه عباسی، رصد خانه ای احداث نمود. وی دور کره زمین را محاسبه نمود. به طوری که تفاوت آن با محاسبات کنونی فقط چند متر اختلاف دارد. ابوریحان بیرونی دربارهٔ این اسطرلاب می‌گوید: «از ابوسعید سجزی، اسطرلابی از نو واحد بسط دیدم که شمالی و جنوبی مرکب نبود و آن را اسطرلاب زورقی نامند و او را به جهت آن تحسین نمودم.»

ابو سلیمان سجستانی

ابوسلیمان محمدبن طاهر بن بهرام سجستانی معروف به منطقی، از عرفای سیستانی قرن چاره هجری است.ابوسلیمان بین عصر فارابی و شیخ الرئیس ابو علی سینا می زیسته است.
وی بعضی از رسائل خویش را به نام عضدالدوله دیلمی تالیف نموده است. علم و منطق را نزد ابوبشرمتی بن یونس منطقی نصرانی و ابوزکریا یحی بن عدی منطقی ، تحصیل نموده است.
از شاگردان وی می‌توان به ابوحیان توحیدی حکیم ونویسنده اشاره نمود. جوئل.ل.کرمر(joel.l.kremer ) از دانشمندان غربی عصر حاضر در کتابی تحت عنوان «فلسفه در عصر رنسانس اسلامی» می‌گوید: ابوسلیمان سجستانی (سیستانی)نقش بسیار زیادی در انتقال میراث فرهنگی یونان باستان در گستره فرهنگی ایرانی و اسلامی داشته است.


احولی سیستانی

احولی سیستانی، شاعر و ادیب سیستانی است که در سال ۱۰۲۴ به هند مهاجرت کرد.ملاعبدالنبی فخرالزمانی قزوینی، «مولف تذکره میخانه‌ها» به سال ۱۰۲۶ احولی را در شهر دلپذیر کشمیر ملاقات کرده‌است.
احمدگلچین معانی، درکتاب «کاروان هند» احولی را تخلص شاعر می‌داند که بعدا به بسمل تغییر تخلص داده‌است.
او در سال ۱۰۳۱ هجری قمری به سیستان باز می‌گردد.برای وفات این شاعر تاریخی ذکر نشده‌است. دیوان احولی سیستانی مشتمل برپنج هزار بیت است.

امیر حسین سجزی

امیر حسن بن علاء سجزی، متولد ۶۵۰-۶۴۹ هجری قمری و وفات ۷۳۸-۷۳۷ هجری قمری، از عارفان وشاعران بزرگ قرن هفتم و هشتم هجری قمری است وی اصالتا سیستانی است و در هندوستان اقامت داشته است. وی همچنین کاتب شیخ نظام الدین اولیا و معاصر امیر خسروی دهلوی بوده است.
شیخ نجم الدین دارای دیوان منثور و منظوم بسیاری است.

حمزه غافل سیستانی

حمزه غافل سیستانی، ملک حمزه فرزند ملک جلال الدین، متخلص به غافل سیستانی، از شاعران سده یازده هجری قمری است. به مهربانی و عطوفت شهرت داشت. تخلص غافل، تواضع و فروتنی این شاعر بزرگ در میدان دانش و معلومات وسیع او را ثابت می‌کند.

خواجه معین الدین سجزی

خواجه معین الدین محمد بن حسن سجزی، از عرفا و صوفیان سیستانی است.خواجه معین الدین در محضر خواجه عثمان هروی تربیت یافته و در هندوستان مروج دین نبوی و طریقت علوی بوده است.
از مریدان وی می‌توان از قطب الدین بختیار کاکی، ضیاالدین بلخی و شهاب الدین غوری نام برد. خواجه معین الدین دارای اشعار زیادی می‌باشد.

سموری سجزی

سموری سجزی، از شاعران و کاتبان معروف سیستانی و از شخصیت های ممتاز قرن ششم هجری قمری است.عوفی شعر او را از سخن معشوقان، دلکش تر و خط او را از خط دلبران عنبر زلف، خوش تر وصف می‌کند. سموری سجزی به مسائل حکمت و تعلیمی توجه زیاد داشته و عزت و آزادگی را تبلیغ می‌کرده است.

شمس‌الدین مبارک سیستانی

شمس الدین مبارک سیستانی، از بزرگان شعر و سرآمدان سخن در عصر خویش بوده است. از او کتب بسیاری باقی مانده است که مشهورترین آن ها «مجمع البحرین» می‌باشد.

محمد عوفی در کتاب لباب الاباب می‌نویسد، شاعر در باب مفاخر و مباهات شهر خود چنین می‌گوید: شهر ما سیستان به واسطه سه چیز رجحان دارد، به شیر و امیر و شعر.


فرخی سیستانی

ابوالحسن علی بن جولوغ سیستانی معروف به فرخی سیستانی از غلامان امیر خلف بانو آخرین امیر صفاری بود. علی بن جولوغ، از سر ناچاری شعری در قالب قصیده سرود و آن را « با کاروان حله» نام نهاد؛ و شعر را به عمید اسعدچغانی وزیر امیر صفاری تقدیم کرد. معروف است که روز بعد علی بن جولوغ قصیده‌ای به نام «داغگاه» ساخت و آن را برای امیر صفاری خواند. امیر صفاری، چهل کره اسب را به علی بن جولوغ هدیه کرد و او را از نزدیکان دربارش قرار داد.

علی بن جولوغ نیز با تخلص فرخی در دربار صفاریان، چغانیان و غزنویان شعر می‌گفت. محمود غزنوی او را به ملک الشعرایی دربار منصوب کرد. پس از مرگ محمود در سال ۴۲۱ هجری قمری، فرخی به دربار سلطان روی آورد و تا پایان عمر به ستایش این امیر غزنوی مشغول بود.

روایت شده‌است که فرخی علاوه بر شاعری آوازی خوش داشت و در نواختن بربط مهارت داشت. دیوان شعر فرخی شامل بیش از چند هزار بیت است که در قالب‌های قصیده، غزل، قطعه، رباعی، ترکیب بند، و ترجیع بند سروده شده‌است.

از آن جا که بیشتر قصاید فرخی در دربار غزنویان سروده شده است؛ ستایشگری و وصف در آن بسیار زیاد است؛ هر چند در میان شعرهای فرخی اشعاری نیز هستند که نکات آموزنده اخلاقی را در بر دارند. فرخی در سال ۴۲۹ هجری قمری در سنین جوانی در غزنه درگذشت.

از شاعر هم عصرش لبیبی در رثای اوست که: پیری بماند دیر و جوانی برفت زود گر فرخی بمرد چرا عنصری نمرد؟

عبرت سیستانی

پدر وی آقا شیخ غلامرضا واعظ و مادرش صابره، در سال ۱۲۸۳ هجری قمری در سیستان بدنیا آمد. مادر عبرت نیز شاعر بوده است طوری که به علت لیاقت علمی او، نصرالدین شاه سالانه مبلغی به عنوان صله برایش می فرستاد. عبرت سیستانی، زیاداهل سفر و جهانگردی بود و به ایران، عربستان، هندوستان وافغانستان سفر کرده بود.

وی دارای دیوان عبرت یا «عبرنامه» است. کتاب قصاید عبرت نیز در سال ۱۳۴۴ به سفارش فرزندش در کراچی به چاپ رسیده است. وفات عبرت سیستانی را به سال ۱۳۳۹ ثبت نموده اند.
شعر

اشعار زیر برداشتی از کتاب غزلیات عبرت سیستانی است:
ای گدای خوشه چین، دانی که خرمن، آن کیست
وی حریف مست دانی، باده از پیمان کیست
آمدی با گوی سر در عرصه میدان عشق
لیک واقف نیستی، سر در خم چوگان کیست
کانیات از خوان انفاسش تمتع برده اند

باز می پرسد ز «عبرت» کاین نعم از خوان کیست

  پر وفسور کمال سرابندی از مفاخر سیستان در سازمان ناسا

گوشه ای از افتخارات ایشان برگفته از کتاب "زادسروان سیستان" اثر استاد غلامعلی رئیس الذاکرین دهبانی با تلخیص.(جهت دریافت اطلاعات بیشتر به این کتاب مراجعه نمایید)

کمال سرابندی دریافت کننده ی لوح افتخار جایزه ی هنری راسل برای سال 1997-1996میباشد.
آقای سرابندی یکی از رهبران و محققین جهان در زمینه اسباب آلات کنترل از راه دور و ماکرویو است. ایشنان یک روش علمی و عملی در فن مهدنسی مایکرویو بوجود آورده اند که ظرفیت حوزه ی ماکرویو و رادار را چندین برابر نموده و مورد استفاده قرار گرفته که جزء پیشرفته ترین و دقیق ترین مدلهای ریاضی می باشد و نیز ایشان با استفاده از سیستمهای جدید تصویری رادار به تحقیق و تجسس در اطراف کره ی زمین و فضای سبز اقدام نموده است.
پروفسور سرابندی دوروس جدیدی را بجای دوروس گذشته در دوره ی دکترا و فوق دکترا بکار گرفته است.
ایشان هم چنین جایزه ی سال 1996 در زمینه ی مهندسی الکترونیک و علوم کامپیوتری را دریافت نموده اند .
علاوه بر این بعنوان اولین استاد سال در آمریکا نیز شناخته شده است.

پروفسور سرابندی کمک های موثری به تدوین علوم و روشهای مفید در زمینه ی الکترومغناطیس ، سیستم های سنجش از راه دور و سیسمهای رادایر نموده است.
ایشان بعنوان ریاست گروه علوم جغرافیایی و سنجش از راه دور انجمن مهندسین برق و الکرترونیک در ایالت میشیگان و عضو هیئت داوران سازمان ناسا در علوم و فنون زمین شناسی برگزیده شده است


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 9 مرداد1390 توسط پرویزالف

سلام به ماه مبارک رمضان

 
قال رسول الله صلى الله عليه و آله لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3

سخنان پيامبر (ص) درباره ماه مبارك رمضان در اواخر ماه شعبان

 سيد قدس سره در «اقبال» از كتاب «بشارة المصطفي لشيعة المرتضي» با استناد آن به «حسن بن علي بن فضال» از امام رضا از پدرانش، از اميرالمؤمنين – درود و سلام بر آنان – روايت نموده كه كه حضرت فرمودند: رسول خدا (ص) روزي براي ما سخنراني نمود و فرمود:

«مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و بخشش گناهان نزديك است؛ ماهي كه نزد خدا برترين شبها و ساعتهاي آن بهترين ساعتهاست؛ ماهي است كه در آن به ميهماني خدا دعوت شده و شما را در اين ماه از كساني قرار داده اند كه شايسته كرامت خدا هستند. نفس كشيدن شما در آن تسبيح و خوابيدنتان در ان عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعاي شما در آن مستحبات است. پس با نيتهايي راست،‌ و دلهايي پاك از خدا بخواهيد شما را موفق ره روزه آن، و خواندن كتابش نمايد. بدبخت كسي است كه از آمرزش خدا در اين ماه بزرگ محروم شود.

با تشنگي و گرسنگي خود در آن، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران خود صدقه بدهيد؛ بزرگان خود را در آن احترام كنيد؛‌ كوچكترها را مورد رحمت خود قرار دهيد و صله رحم بجا آوريد. زبانهاي خود را حفظ كرده، ديدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نيست، نگهداريد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا با يتيمان شما مهرباني شود. به درگاه خداوند از گناهان خود توبه كنيد. هنگام نماز دستهايتان را با دعا بطرف او بلند كنيد؛ زيرا اين وقت بهترين اوقات است و خداوند در آن هنگام با نظر رحمت به بندگانش نگاه كرده و هنگامي كه از او بخواهند و با او مناجات نمايند،‌ جواب آنان را مي دهد. و اگر او را صدا بزنند،‌ به آنان لبيك مي گويد. و اگر دعا كنند، دعايشان را مستجاب مي كند.

مردم! شما زنداني اعمال خود مي باشيد، با استغفار خود را آزاد كنيد. پشتهايتان را از گناه سنگين است با طولاني نمودن سجده هاي خود آن را سبك نماييد. بدانيد خداوند به عزت خود سوگند خورده است كه سجده كنندگان و نمازگزاران را عذاب نكند و در روزي كه مردم براي پروردگار جهانيان بر مي خيزند، آنان را با آتش نترساند.

مردم! كسي كه به مؤمن روزه داري افطار بدهد،‌ ثواب آزاد كردن يك بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد. عرض كردند: رسول خدا! همه ما نمي توانيم اين كار را انجام دهيم. حضرت فرمودند:‌ از آتش بپرهيزيد، گرچه با نيمدانه خرمايي. از آتش بپرهيزيد، گرچه با جرعه آبي.

مردم! هر كدام از شما كه اخلاق خود را در اين ماه اصلاح كند، روزي كه در صراط پاها مي لغزد، جوازي بر صراط خواهد داشت. و هر كدام از شما كه بر بنده و كنيز خود آسان بگيرد،‌ خداوند در حساب بر او آسان خواهد گرفت؛ و كسي كه شر خود را در آن باز دارد،‌ خداوند در روزي كه او را ببيند غضب خود را از او باز مي دارد. كسي كه يتيمي را بزرگ بدارد،‌خداوند در روزي كه او را ببيند او را بزرگ خواهد داشت؛ و كسي كه در اين ماه صله رحم كند، خداوند روزي كه او را ببيند او را به رحمت خود وصل مي كند. كسي كه در آن قطع رحم كند، خداوند روزي كه او را مي بيند رحمت خود را از او قطع خواهد نمود. و كسي كه يك نماز مستحبي بخواند خداوند براي او خلاصيي از آتش مي نويسد. و كسي كه عمل واجبي انجام دهد ثواب كسي كه هفتاد واحب را در ماهي غير از اين ماه انجام دهد،‌ خواهد داشت. و كسي كه در اين ماه زياد بر من صلوات بفرستد، روزي كه ترازوها سبك است، خدواند ترازوي او را سنگين مي نمايد. و كسي كه يك آيه از قرآن بخواند، مانند پاداش كسي كه قرآن را در ماهي غير از اين ماه ختم كند، خواهد داشت.

مردم! درهاي بهشت در اين ماه باز است،‌ از پروردگار خود بخواهيد آن را به روي شما نبندد؛‌ درهاي جهنم نيز بسته است از پروردگار خود بخواهيد آنان را بر شما مسلط نكند.

امير المؤمنين عليهم السلام فرمود: برخاستم و عرض كردم رسول خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ فرمودند: اباالحسن! برترين اعمال در اين ماه دوري گزيدن از حرامهاي خداي عزيز و بزرگ است. سپس گريه كرد. عرض كردم چرا گريه مي كني، رسول خدا! فرمود: علي! بخاطر حلال شمردن تو در اين ماه است؛ گويا با تو هستم و تو براي پروردگارت نماز مي خواني و بدبخت ترين اولين و آخرين، همانند «پي كنند شتر ثمود» ضربه اي به جلو سرت مي زند كه موي صورتت با آنان رنگين مي شود.

امير المؤمين عليهم السلام فرمود: عرض كردم: رسول خدا! آيا در آن حال دينم سالم است؟ فرمود: آري، دينت سالم است. سپس فرمود: علي! كسي كه تو را بكشد مرا كشته و كسي كه با تو دشمني كند با من دشمني نموده و كسي كه به تو ناسزا بگويد، ‌به من ناسزا گفته، زيرا تو مانند نفس من هستي روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است؛ خداي عزيز و بزرگ مرا آفريد؛‌ تو را نيز آفريد و مرا برگزيد! و تو را؛ خداي عزيز و بزرگ مرا آفريد؛ تو را نيز آفريد و مرا برگزيد! و تو را؛ من را براي پيامبري انتخاب نمود و تو را براي امامت اختيار كرد.

بنابراين كسي كه امامت تو را انكار كند پيامبري من را انكار كرده. علي! تو وصي من، پدر فرزندانم، همسر دخترم و جانشين من در ميان امتم در زندگي من و بعد از مرگ من هستي. امر تو امر من و نهي تو نهي من است. به كسي كه مرا به پيامبري برانگيخته و مرا بهترين مردم قرار داد، قسم مي خورد كه تو حجت خدا بر خلق او و امين او بر رازش،‌ و جانشين او در ميان بندگانش مي باشي.»

از كتاب المراقبات اثر مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد ملكي تبريزي(ره)
بخش مراقبات ماه مبارك رمضان (صفحه 211)

در ماه ضیافت الهی هستیم،‌ خوب است در مورد تغذیه در ماه مبارک رمضان بیشتر بدانیم

روزه علاوه بر اینکه موجب ارتقای سلامت فردی، خانوادگی و اجتماعی افراد می‌گردد، خود آدابی دارد که رعایت آنها به‌ویژه در زمینه تغذیه سالم در ماه رمضان، موجب بهره‌‌وری بیشتر از فواید معنوی، بهداشتی و... در این ماه عزیز می‌شود.

در طول روزه‌داری دستگاه گوارش حدود چند ساعت خالی می‌ماند و در واقع این دستگاه و سایر دستگاه‌هایی که به نحوی در هضم و جذب مواد غذایی دخالت دارند استراحت می‌کنند و بعد از روزه‌داری به نحو بهتری اعمال خود را به انجام می‌رسانند.

مطالعات متعدد نقش موثر روزه‌داری را در بهبود بیماری‌های مختلف نشان می‌دهد. در اغلب بیماری‌هایی که عادات غلط غذایی، چاقی و افزایش وزن در بروز آنها دخالت دارند روزه‌داری مفید است.

مطالعات نشان داده است روزه گرفتن برای مبتلایان به چربی خون بالا بسیار مفید است و میزان چربی‌های نامطلوب موجود در خون را تنظیم می‌کند و موجب افزایش میزان چربی‌های مفید خون می‌شود. علاوه بر این برخی از بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم به کمک پزشک معالج و یک متخصص تغذیه به راحتی می‌توانند در این ماه روزه بگیرند و از آثار مفید آن بهره کافی را ببرند.

به طور کلی پیروی از یک برنامه غذایی صحیح در ایام ماه مبارک رمضان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است تا هم بتوان عادات غذایی غلط را اصلاح کرد و هم از برکات معنوی این ماه بهره برد.

سحری و افطاری سالم

در ماه مبارک رمضان نیز مانند همیشه پیروی از برنامه غذایی متنوع و متعادل شامل چهار گروه اصلی غذایی (نان و غلات، میوه‌ها و سبزی‌ها، گوشت و حبوبات و تخم‌مرغ، شیر و لبنیات) ضروری است. با رعایت تنوع و تعادل در مصرف غذا نیازهای تغذیه‌ای شامل آب، املاح، ویتامین ها، ‌پروتئین و انرژی مورد نیاز بدن تأمین می‌شود.

توصیه می‌شود افراد روزه‌دار همانند زمانی که روزه نیستند سه وعده غذا بخورند که وعده شامل افطار، شام و سحر است، اما در ماه مبارک رمضان سرو غذا در دفعات کمتر برای مثال دو بار در روز نیز اشکال ندارد و به شرایط جسمی و توانایی فرد بستگی دارد.

بهتر است غذای مصرفی در وعده سحری خصوصیات و ویژگی وعده ناهار را داشته باشد تا از ایجاد گرسنگی در طول روز پیشگیری شود.

با توجه به اینکه ساعت سرو افطار حدود ساعت ۱۸ است و تا وعده سحری فاصله طولانی است، می‌توان در فاصله افطار تا سحر یک وعده غذایی مثل شام سبک را سرو کرد که البته این به وضعیت خود شخص و تمایل او به سرو غذا بستگی دارد.

در هنگام افطار مصرف غذاهای سبک و مختصر شامل گروه‌‌های غذایی شیر و لبنیات (مانند شیر و ماست و پنیر) میوه‌ها و سبزی‌ها و نان و غلات (مانند برنج و نان) توصیه می‌شود، مانند نان و پنیر و سبزی که یکی از عادات خوب غذایی هموطنان در این ایام است.

نکته مهم شست‌وشوی کامل و ضد عفونی‌کردن سبزی مصرفی است که در این دوران باید بیش از پیش به آن توجه کرد. علاوه بر آن مصرف شیر گرم و فرنی و یا شیر برنج در هنگام افطار مناسب است. استفاده از مواد غذایی آبکی مثل سوپ، آش، حلیم بدون روغن (حلیم منبع خوبی از مواد نشاسته‌ای، فیبر، پتاسیم و منیزیم است) و همچنین مایعات به هنگام افطار و سحر موجب حفظ تعادل آب و املاح فرد روزه‌دار می‌شود.

سبزی و میوه فراموش نشود

استفاده از سبزی‌ها و میوه‌ها در هنگام افطار و همچنین در فاصله زمانی بین افطار تا سحر به دلیل اینکه منبع خوبی از فیبر هستند، برای دستگاه گوارش بسیار مفید است و مانع بروز یبوست می‌شود. توصیه می‌شود در وعده سحری مقدار مناسبی سبزی‌های گوناگون مصرف شود. سبزی‌ها با دارا بودن مواد مغذی مختلف و آب، علاوه بر تأمین ویتامین‌ها و املاح مورد نیاز بدن، از تشنگی فرد در طول روز جلوگیری می‌کنند.

اعتدال در مصرف شیرینی‌ها

مصرف مواد غذایی شیرین در وعده سحری توصیه نمی‌شود. مصرف مواد غذایی شیرین با تحریک انسولین موجب ورود قند خون به داخل سلول‌ها و در نتیجه کاهش قند خون می‌شود. به این ترتیب مصرف مواد غذایی شیرین و حاوی قندهای ساده مثل شیرینی و شکلات در وعده سحری موجب می‌شود شخص زودتر گرسنه شود. انواع میوه را که حاوی مواد مغذی بسیار مفید برای سلامت بدن است بهتر است در وعده افطار و یا در فاصله افطار تا سحر مصرف کرد.

از کربوهیدرات‌های پیچیده مثل غلات از جمله گندم، جو و... حبوبات مثل عدس، لوبیا،‌ نان‌های سبوس‌دار و غذاهای حاوی فیبر مثل سبزی‌ها، حبوبات، غلات، میوه‌های با پوست، میوه‌های خشک مانند گلابی، آلو و انجیر و بادام در وعده‌های غذایی به خصوص سحری بیشتر استفاده کنید. این غذاها باعث می‌شوند احساس گرسنگی کمتری کنید، چون به آهستگی هضم می‌شوند.

توصیه می‌شود برای تأمین آب مورد نیاز پس از سرو افطار و تا قبل از خواب به تدریج انواع میوه، چای کمرنگ و سایر مایعات به ویژه آب برای جبران کم آبی بدن نوشیده شود.

در طول روزه‌داری دستگاه گوارش حدود چند ساعت خالی می‌ماند و در واقع این دستگاه و سایر دستگاه‌هایی که به نحوی در هضم و جذب مواد غذایی دخالت دارند استراحت می‌کنند و بعد از روزه‌داری به نحو بهتری اعمال خود را به انجام می‌رسانند.

خلاصه

در ماه مبارک رمضان نیز مانند همیشه پیروی از برنامه غذایی متنوع و متعادل شامل چهار گروه اصلی غذایی (نان و غلات، میوه‌ها و سبزی‌ها، ‌گوشت و حبوبات و تخم‌مرغ، شیر و لبنیات)‌ ضروری است.

با رعایت تنوع و تعادل در مصرف غذا نیازهای تغذیه‌ای شامل آب، املاح، ‌ویتامین ها، پروتئین و انرژی مورد نیاز بدن تأمین می‌شود.


.: Weblog Themes By Pichak :.





Online User
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • کاراته
  • آسان گل